اخبار


 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.  

 

رهایی ماهی ها

 

مرزهای جدید

 

زوج اغوا شده - کارگاه هنر محیطی

 

کارهای محیطی در رودخانه راک کریک ریور

 

سرخ پوستان کانزاس میسوری امریکا

 

کارهای محیطی پارک مرکزی نیویورک

 

حجاریها در سنتا فه  نیو مکزیکو امریکا

 

قداست تصویر -  گنجهای پنهان در سنتافه (نیو مکزیکو امریکا)

پیوند با هنر پیش از تاریخ

 

باغ سنگی درویش خان

 

چاپ مهر های استوانه ای بر ماسه های کویر

 

چاپ های جدید در جزیره هرمز

 

حجاریهای جدید در جزیره هرمز

 

کارهای نادعلیان در تنگ بلاقی: نادیده گرفتن مکانهای تاریخی

 

تصاویر با ابعاد بزرگ را دان لود کنید

 

سنگهای زخمی : ماجرای حجاریهای خیابان ولی عصر تهران

 

مصاحبه احتصاصی  جان کی. گرانده نویسنده  و منقد هنری با احمد نادعلیان

نادعلیان هنرمند ایرانی است که کارهای طول زندگیش در رابطه با تکریم موجودات زنده و محیط طبیعی است. برای دسترسی به این امر در کنار زندگی در طبیعت او مجسمه هایش را در محیط صلح آمیزی در طبیعت اطراف قرار میدهد.  بیشتر

 

معرفی احمد نادعلیان در موزه سبز

متن از آقای سام باور

بواسطه حجاری اشکال ساده ماهی یا دیگر اشکال بر روی سنگهای کوچک، هنرمند احمد نادعلیان آرزو دارد که روح نادیده گرفته شده جویبارها و رودخانه های سرزمینش ایران و جهان را یادآور شود و اینکه نسل های آینده را با این گنجها سهیم کند. بیشتر

 

مجله یو تی ان ای ماه می و جون 2006  امریکا

 

 

كارهاي نادعليان در ايتاليا

 



 

سفر به فرانسه :  نمايشگاه و كارهاي نادعليان در سواحل راماتوئل در خليج سنت تروپه فرانسه

 

ماهيهاي تشنه :   حجاري و نمايشگاه نادعليان در جزيره مايوركاي اسپانيا

 


کارهای نارعلیان در امریکا

 

تصاویر با ابعاد بزرگ را دان لود کنید

 

مصاحبه احتصاصی  جان کی. گرانده نویسنده  و منقد هنری با احمد نادعلیان

نادعلیان هنرمند ایرانی است که کارهای طول زندگیش در رابطه با تکریم موجودات زنده و محیط طبیعی است. برای دسترسی به این امر در کنار زندگی در طبیعت او مجسمه هایش را در محیط صلح آمیزی در طبیعت اطراف قرار میدهد.  بیشتر

 

معرفی احمد نادعلیان در موزه سبز

متن از آقای سام باور

بواسطه حجاری اشکال ساده ماهی یا دیگر اشکال بر روی سنگهای کوچک، هنرمند احمد نادعلیان آرزو دارد که روح نادیده گرفته شده جویبارها و رودخانه های سرزمینش ایران و جهان را یادآور شود و اینکه نسل های آینده را با این گنجها سهیم کند. بیشتر

 

مجله یو تی ان ای ماه می و جون 2006  امریکا


احمد نادعلیان
[ایران
]
 

احمد نادعلیان انسانی که به سنگها و آب عشق میورزد،  همانند یک ماهی مرزهای بین المللی را میشکند . ادامه

 

نامه رابرت مورگان  به احمد نادعلیان

"من بسیار تحت تاثیر مفهوم آثار شما قرار گرفتم. نشانه هایی که در صبحگاه بر صخرهای ساحل دریا خجاری میشوند و در طول روز پنهان میشوند.  آثار شما فرا میخوانند پرسشهای بسیاری در باره زمان، تاریخ، زبان، معنا و مجسمه سازی" بیشتر

یاداشتی بر کار نادعلیان در کتاب هنر فردا نوشته ادوارد لوسی اسمیت

در ایران احمد نادعلیان (متولد 1963  میلادی) در حال انجام خلق یک چیدمان عظیم در حاشیه و میان آب هی رودخانه هراز در نزدیکی کوه دماوند با عنوان هنر رودخانه میباشد.  بیشتر

 

در روز 14 نوامبر 2002 میلادی ادوارد لوسی اسمیت در طی یک سخنرانی در موزه بریتانیای لندن کارهای نادعلیان را معرفی کرد و گفت : "کارهای نادعلیان در نوع خودش از پیشرفته ترین هستند، خصوصا" روشی که او از اینترنت استفاده میکند."

 

گنجهاي پنهان: يك نمايشگاه هنري براي هزاره هاي بعدي

 

 

کارهای محیطی در رودخانه راک کریک ریور

 

سرخ پوستان کانزاس میسوری امریکا

 

کارهای محیطی پارک مرکزی نیویورک

 

حجاریها در سنتا فه  نیو مکزیکو امریکا

 

قداست تصویر -  گنجهای پنهان در سنتافه (نیو مکزیکو امریکا)

پیوند با هنر پیش از تاریخ

 

باغ سنگی درویش خان

 

چاپ مهر های استوانه ای بر ماسه های کویر

 

چاپ های جدید در جزیره هرمز

 

حجاریهای جدید در جزیره هرمز

 

 

کارهای محیطی در رودخانه راک کریک ریور

 

سرخ پوستان کانزاس میسوری امریکا

 

کارهای محیطی پارک مرکزی نیویورک

 

حجاریها در سنتا فه  نیو مکزیکو امریکا

 

قداست تصویر -  گنجهای پنهان در سنتافه (نیو مکزیکو امریکا)

پیوند با هنر پیش از تاریخ

 

باغ سنگی درویش خان

 

چاپ مهر های استوانه ای بر ماسه های کویر

 

چاپ های جدید در جزیره هرمز

 

حجاریهای جدید در جزیره هرمز

 

کارهای نادعلیان در تنگ بلاقی: نادیده گرفتن مکانهای تاریخی

 

تصاویر با ابعاد بزرگ را دان لود کنید

 

سنگهای زخمی : ماجرای حجاریهای خیابان ولی عصر تهران

 

مصاحبه احتصاصی  جان کی. گرانده نویسنده  و منقد هنری با احمد نادعلیان

نادعلیان هنرمند ایرانی است که کارهای طول زندگیش در رابطه با تکریم موجودات زنده و محیط طبیعی است. برای دسترسی به این امر در کنار زندگی در طبیعت او مجسمه هایش را در محیط صلح آمیزی در طبیعت اطراف قرار میدهد.  بیشتر

 

معرفی احمد نادعلیان در موزه سبز

متن از آقای سام باور

بواسطه حجاری اشکال ساده ماهی یا دیگر اشکال بر روی سنگهای کوچک، هنرمند احمد نادعلیان آرزو دارد که روح نادیده گرفته شده جویبارها و رودخانه های سرزمینش ایران و جهان را یادآور شود و اینکه نسل های آینده را با این گنجها سهیم کند. بیشتر

 

مجله یو تی ان ای ماه می و جون 2006  امریکا

 

 

كارهاي نادعليان در ايتاليا

 



 

سفر به فرانسه :  نمايشگاه و كارهاي نادعليان در سواحل راماتوئل در خليج سنت تروپه فرانسه

 

ماهيهاي تشنه :   حجاري و نمايشگاه نادعليان در جزيره مايوركاي اسپانيا

 


کارهای نارعلیان در امریکا

 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

سفری به آفریقای جنوب: روح صخره ها و آبها

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.  

 

تصاویر با ابعاد بزرگ را دان لود کنید

 

مصاحبه احتصاصی  جان کی. گرانده نویسنده  و منقد هنری با احمد نادعلیان

نادعلیان هنرمند ایرانی است که کارهای طول زندگیش در رابطه با تکریم موجودات زنده و محیط طبیعی است. برای دسترسی به این امر در کنار زندگی در طبیعت او مجسمه هایش را در محیط صلح آمیزی در طبیعت اطراف قرار میدهد.  بیشتر

 

معرفی احمد نادعلیان در موزه سبز

متن از آقای سام باور

بواسطه حجاری اشکال ساده ماهی یا دیگر اشکال بر روی سنگهای کوچک، هنرمند احمد نادعلیان آرزو دارد که روح نادیده گرفته شده جویبارها و رودخانه های سرزمینش ایران و جهان را یادآور شود و اینکه نسل های آینده را با این گنجها سهیم کند. بیشتر

 

رهایی ماهی ها

 

مرزهای جدید

 

زوج اغوا شده - کارگاه هنر محیطی

 

 

رهایی ماهی ها

 

مرزهای جدید

 

زوج اغوا شده - کارگاه هنر محیطی

 

 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

سفری به آفریقای جنوب: روح صخره ها و آبها

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.  

 


 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.  

 

رهایی ماهی ها

 

مرزهای جدید

 


 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.  

 

رهایی ماهی ها

 

مرزهای جدید

 


 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.  

 

رهایی ماهی ها

 

مرزهای جدید

 


 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.  

 

رهایی ماهی ها

 

مرزهای جدید

 


 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.  

 

رهایی ماهی ها

 

مرزهای جدید

 


 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.  

 

رهایی ماهی ها

 

مرزهای جدید

 


 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.  

 

رهایی ماهی ها

 

مرزهای جدید

 


 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.  

 

رهایی ماهی ها


 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

 

 

سفری به آفریقای جنوبی: روح صخره ها و آبها
 

امروز 26 ماه سپتامبر است و من در آسمان پرواز میکنم و این مطالب را مینویسم. نمیدانم آخرین پرواز کی خواهد بود.     بسیاری از انسانها شنیدن قصه را دوست دارند و بسیاری قصه میگویند.من میخواهم قصه باشم.  هنر و زندگی من همسان هستند و در پیوند با  زندگیم میتوان هنرم را درک کرد.

در 12 سال گذشته من به سرزمین های مختلفی سفر داشته ام و ماهی ام را به طبیعت هدیه کردم. 

کانال ونیز، رودخانه راک کراک واشینگتون، رودخانه تایمز لندن، رودخانه سن پاریس، رودخانه لی جینک چین، رودخانه راین آلمان، رودخانه دانوب صربستان، دریای مدیترانه،

خلیچ فارس، ... در  غربی ترین نقطه امریکا در خلیج آلاسکا در مجاورت اقیانوس گبیر شمالی، و یا شرقی ترین نقطه جهان در اقیانوس کبیر شمالی و دریای چین شرقی و یا در دریای بارنتز در شمال کشورهای اسکاندیناوی و اقیانونس منجمد شمالی نزدیک به قطب شمال... 

 

منظر هوایی قاره آفریقا

 

 

حالا ماهی هایم به رودخانه های قاره افریقا، آبهای گرم اقیانوس هند و آبهای سرد اقیانوس اطلس جنوبی راه پیدا کردند.  این ماهی ها در جویبارهای دهکده ام پلور متولد شدند، سپس به رودخانه های گوشه وکنار دنیا ملحق شدند  و حالا در اقیانوس دهکده ی جهانی شنا میکنند .

 

منظر هوایی قاره آفریقا

 

داستان سفرم به آفریقای جنوبی شروع شد وقتی که سایمون مکس بنیستر ، یک جوان هنرمند محیطی که در ژوهانسبورگ زندگی میکند , در ابتدای سال  میلادی برای من پیام الکترونیکی ارسال کرد و در نامه اش نوشته بود که به کارهای من خصوصا کارهای محیطی علاقه دارد و علاقمند است که با من همکاری کند.  یک ماه قبل من طی پاسخی  عنوان کردم  که علاقمندم به آفریقای جنوبی سفر کنم.  مکس در پاسخ نامه من اصرار کرد که من باید به به آفریقای جنوبی سفر  کنم و به من گفتم که او راهنمای من خواهد بود, و بدین شکل سفر آغاز شد...

در 9 ماه سپتامبر من به ژوهانسبورگ رسیدم. در فرودگاه مکس را دیدم که نقش یک ماهی را روی تخته سیاهی کشیده بود و به من خوش آمد گفت.  من از اینکه فردی در آن سوی دنیا خواستار و پشتیبان هنر من بود هیجان زده و مغرور بودم.

 

 

سایمون مکس بانیستر در فرودگاه ژوهانزبورگ

 

مکس من را به خانه ی پدریش برد.  ما با افراد خانواده اش: پل, آدم و آلیسون یک شام به یاد ماندنی خوردیم.

من از اینکه به آفریقای جنوبی سفر کردم بسیار خوشحالم.  برای من بسیار مهم بود که این سفر انجام شود چون اولین بار که در سال 1390 میلادی گذرنامه دریافت کردم به دلیل حاکمیت رژیم نژادپرستانه در آنجا من اجازه نداشتم به آنجا سفر کنم. حالا که ماهی های ایرانی من در آنجا ماندگار شدند بسیار خوشحال هستم. بعلاوه با این سفر نمودار کارهای من به شکل نقش یک گردونه مهر (بعلاوه) یا صلیبی بزرگ در جهان گسترش پیدا نموده است.

 

 

من پیش از این به سرزمینهای بسیاری سفر کردم.  در  غربی ترین نقطه جهان (غربی ترین نقطه امریکا امریکا) در خلیج آلاسکا در مجاورت اقیانوس کبیر شمالی، و یا شرقی ترین نقطه جهان در اقیانوس کبیر شمالی و دریای چین شرقی و یا در دریای بارنتز در شمال کشورهای اسکاندیناوی و اقیانونس منجمد شمالی نزدیک به قطب شمال...

در دورترین نقطه غرب عالم احساس عجیبی داشتم.  زمان در آنجا یک روز کمتر از زمان در خانه ام بود.  در نتیجه احساسم این بود که یک روز از عمر من کم شد و جوان شدم و در دورترین نقطه شرق زمان روز یک روز زودتر از سرزمینم تجربه کردم. در نزدیکی های قطب شمال تابستان برای من زمستان بود و نیمه شب همانند روز روشن ...

 

 

در آفریقای جنوبی من از بودن در فصل بهار در فصل پاییز لذت بردم. در ایران اولین روز بهار اولین روز سال نو ماست و من خوشحال بودم که در 22 ماه سپتامبر من در کیپ تاون یکی از جنوبی ترین نقاط قاره افریقا، بودم و  شکوفه های درختان و گلهای بهاری را دیدم . بنابراین در واقع من در یک سال دو سال نو را تجربه کردم. ما در دنیای شگفت انگیزی زندگی میکنیم . نیاکان ما چنین تجاربی را نداشته اند.

این سفر یکی از بهترین و جالبترین سفر های من بود.  سایمون مکس بنیستر برنامه های سفر را پیش بینی کرده بود.  در تمام مدت سفر ما با هم بودیم . ما تدارک غذا میدیدیم و ظرفها را میشستیم .  در خیلی ازموارد مکس دوست داشت که ما با هم کار محیطی مشترک انجام دهیم.

 

 

 

مکس معمولا با استفاده از زباله ها و بازیافت آنها مجسمه میساخت. او دوست داشت رنگ را در طبیعت تجربه کند. به دنبال پیشنهاد من مکس در طول سفر در خیلی از موارد از خاکهای رنگی طبیعت استفاده کرد.  گاهی به کارهای من رنگهایی اضافه و حجاری های من را رنگ آمیزی میکرد. چند کار آخر او بیشتر چیدمان مجسمه های با زباله و چیزهای غیر قابل استفاده در طبیعت و محیط بود.

 

 

 

 

در طول سفرهایم به گوشه و کنار جهان سعی کردم محیط فرهنگی, اجتماعی و سیاسی را در ارتباط  با طبیعت ببینم.

 

 

در آفریقای جنوبی من جامعه ای ترکیبی که مخلوطی از آفریقا و غرب بود را دیدم. احساس من این بود که بعد از گذشت 15 سال از اتمام حاکمیت رژیم نژادپرستانه آپارتایت هنوز فاصله و اختلاف بین سیاه و سفید و بین فقرا و   ثروتمند وجود دارد.

 

کیت گورگ و کودکان افریقایی

 

من نه سیاهم نه سفید شاید چیزی بین این دو. با داشتن این رنگ میتوانم قضاوت کنم که من افراد سفید پوست زیادی را ملاقات کردم که سعی آنها کمک به سیاه پوستان بود. آنها نهایت سعی شان این بود که سیاه پوستان را در امر آموزش کمک کنند.

 

ما نباید فراموش کنیم که فارغ از نژاد, ثروت یا فقر حالا ما با بحران های اجتماعی سیاسی و البته زیست محیطی مواجه هستیم.

 

 

 

 

 

 

فرزندان ما همانند ماهی های کوچک نمیتوانند در این محیط آلوده بقا داشته باشند.

 

 

 

 

ما باید احازه بدهیم به آنها تا باقی بمانند .

 

 

این وظیفه ای است که ما دستان آنها را لمس کنیم.

آیا میتوانیم سیاهی و سفیدی را با هم تقسیم کنیم"

 

الگوی پوست گورخر افریقایی که در افریقا به وفور دیده میشوند الهامی بود برای اجرای اثری به نام "سیاه و سفید". من با استفاده از رنگ سیاه بر روی دستهای سفید و رنگ سفید بر روی دستهای سیاه  نقش کشیدم تا آنها را به هم شبیه سازم.

 

 

 

با آلودگی محیط این نگرانی وجود دارد که موجودات بسیاری از بین بروند.

 

 

 

 

به واسطه ی تعامل و همکاری ما قادر خواهیم بود طبیعت بهتری بسازیم برای خودمان, دیگر موجودات و البته نسل های بعدی.

 

 

کارهای من در آفریقا

 

در آفریقا کارهای مختلفی داشتم؛ حجاری بر سنگهای بستر رودها, صخره های کنار سواحل و کوهها عمده آثارم بودند.

 

 

کارهای من در منطقه ماگالیزبورگ

 

در طی سفر ما حیوانات مختلفی را در طبیعت خودشان دیدیم بعضی از آنها بر روی کار من بی تاثیر نبودند مثل بز کوهی (آنتلوپ) و زرافه که در دو جای محتلف آنها را حجاری کردم.

 

 

 

 

در طول سفر ماهی های  بسیاری را بر روی صخره های حاشیه رودخانه ها و اقیانوس نقش زدم.  آفریقای جنوبی نیز همانند کشورم ایران سرزمین رنگارنگی است.

 

 

در مکان های مختلف صخره ها و سنگهائی با رنگهای مختلف دیده میشود.

 

 

اما عجیب ترین و جالب ترین آنها رودخانه ی کوچکی بود با آبی به رنگ قرمز که علت آن گیاهانی است که آن منطقه می رویند و وجود آنها در مجاورت آب موجب قرمز شدن آب آن میشود.

 

 

 

در طول سفر به عنوان یک آئین شخصی ماهی هائی را  بر روی سنگها حجاری و به داخل رودخانه ها و اقیانوس پرتاب کردم.

 

 

زمانیکه من ماهی ام را در این رودخانه  رها کردم رنگ آبی که به اطراف پخش شدند عجیب بود. آن مثل یک رویا بود که ببینی ماهی زیر آب قرمز با پس زمینه ی زرد با انعکاس نور آبی آسمان.

 

 

 

در زمان عکاسی این ماهی مکس به هیجان آمده بود.  او این پرنده را با مواد پلاستیکی ساخت و ضمن پرتاپ آن به فضا عکاسی کرد.

 

 

 

با استفاده از مهر های استوانه ای جدید نقشهای بسیاری را بر شن های سواحل اقیانوس هند و اطلس جنوبی نقش زدم.

 

 

 

 

مهری که ستاره های دریایی را نشان میداد یکی از جدیدترین مهر هایم بود. این آرزویم بوده و هست که نقشهای این مهر ستاره های آسمان را در زمین منعکس کند و به یاد بیاورم که در اقیانوس میلیونها مخلوق زیبا همچون این  ستاره ها وجود دارند.

 

 

یکی دیگر از جدیدترین مهر های استوانه ایم نشانه بازیافت بود. این نشانه توسط مکس پیشنهاد شد و زمانیکه در ایران بودم او این نقش را توسط پست الکترونیک ارسال کرد.

.

 

 

از دیگر  کارها انجام  نقاشی با خاک قرمز جزیره هرمز بر روی چهره ها ی زنان و دختران بود. آین تجربه به کرات در ایران انجام شده بود.  مار یکی از  طرحها و نقش های مورد علاقه من است.

 

Eve & Pineapple

 

مار از نمادهای جاودانگی و گنج  میباشد. همچنین یک علامت نجومی است.   داستان آدم و حوا در بهشت را نیز یادآور میشود.

.

 

 

 

 

از دیگر کارهای جدیدم استفاده از خاکهای رنگی و نقاشی بر روی بدن یک کوسه بود گه با پائین رفتن آب دریا در شگاف بین صخره های حاشیه اقیانوس گرفتار شده بود و جان باخته بود. بدن در قسمتهای مختلف بافتهای مختلفی داشت و بیشتر چسبناک است. بنابراین در اثر برخورد امواج رنگها پایدار بودند. من  روی سر کوسه "مار سه سر" نقاشی کردم.

 

 

 

 

مار سه سر یا اژدها برای ما ایرانیان از اولین گونه های اژدها بوده است. در متون موجود مربوط به زرتشتیان سه سر و دارای شش چشم از قدرتمند ترین نوع دیوهاست و نماد شر بوده است.  بعد ها در دوره ی اسلامی شاعر معروف ایرانی (فردوسی) این  اژدهای سه سر را به یک پادشاه شر(ضحاک) تبدیل کرد که دو مار را بر روی شانه هایش حمل میکرد.  بدینسان در چهار چوب یکتا پرستی اسلام اسطوره ی کهن باقی ماند همان طور که حالا ایرانی ها آن را شاهنامه فردوسی میخوانند. علاوه بر این عرفای اسلام اژدها یا هر نماد شر مثل دیو را به عنوان اعمال بد ما و یا نفس ما تفسیر کرده اند.

 

 

 

در طول سفر در موارد بسیاری فرایند اثر را ثبت کردم. انتظار بالا آمدن آب و محو شدن آن با امواج اقیانوس به آنها معنای جدیدی میبخشید.

 

 

 

مکس و من برای بچه های آفریقایی کارگاه هنر محیطی ترتیب دادیم. ما آنها را تشویق کردیم که زباله ها را جمع آوری کنند و با استفاده از آنها موسیقی اجرا کنند. با تشویق مکس آنها بر روی صخره ها نقاشی کردند و یک چیدمان محیطی ترتیب دادند.  ما از شادی و رقص محلی آنها لذت بردیم . آن روز برای ما یک روز به یاد ماندنی بود.

 

 

در دانشکده ی ادن برای دانشچویان سخنزانی داشتم.  من با استفاده از ویدئو پروژکشن نقش صدف حلقوی را روی صورت مکس منعکس کردم. او معمولا به اشکال دایره ای شکل و یا حلزونی علاقه داشت.

 

 

 

 

همچنین مجموعه ای را که در صربستان با عنوان مرزها آغاز کرده بودم ادامه دادم.

 

 

مکس به من گفت اجداد مادرش آلمانی بوده اند و پدرش از انگلستان بهآفریقای جنوبی آمده است.  او متولد آفریقای جنوبی است و در کشور های دیگر خودش را یک خارجی احساس میکند. با داشتن چنین زمینه ای سوال این است که چه فرهنگی در خانواده اش جاری است.  همین سوال در مورد جامعه بزرگتری که تشکیل شده از ملیت های مختلف مطرح است. گمان من یک جامعه چند فرهنگی میباشد. سعی کردم همین چند فرهنگی را با پروژکشن بر روی صورت مکس نمایم.  مفهومی که در پس این اثر وجود دارد این است که مرز های جغرافیایی ,سیاسی ,اجتماعی و فرهنگی ما را احاطه کرده است. پرسشی که وجود دارد این است که آیا ما مرز هایمان را شکل می دهیم و یا مرزهایمان ما را شکل میدهند و ما را تبیین میکنند؟   علی رغم همه ی کشمکش ها ی سیاسی در مقایسه با گذشته حالا مردم سیال هستند و بیشتر از قبل جا به جا میشوند فرهنگهای بیشتری متولد میشود.

 

در طول این سفر بیشتر به دنیای مجازی فکر کردم که همواره از مضامین مورد علاقه من بوده است. حالا علی رغم بودن در مکانهای دور از دسترس در جهان از طریق فن آوریهای نوین ما به صورت غیر حضوری و مجازی میتوانیم دوستان و خانواده مان را ملاقات کنیم  و تعامل داشته باشیم.

 

 

مکس میتوانست دوستش را ببیند و صحبت کند و من نیز از روزنه شبکه اینترنت خانه و حانواده ام را میدیدم. این امکانات جدید مسافرت ها و محاجرت ها را تسهیل میکنند.

 

 

من واقعا از مکس و خانواده اش بی نهایت متشکرم و قدر دانی  میکنم. آنها با من بسیار مهربان بودند و برخوردشان دوستانه بود.  برای کارهایم احترام خاصی قائل بودند. از سخاوتشان , درایتشان و حسن نیتشان نهایت قدر دانی را دارم.

 

 

 آنها امکان اقامتم را در ژوهانسبورگ و کیپ تاون فراهم کردند و در طول سفر توانستم در خانه ی دوستانشان باشم و حتی از امکانات تهیه شده توسط مکس استفاده کنم.

در ده سال گذشته من میزبان هنرمندانت جوان بسیاری بوده ام و آنها به باغ و خانه ما در منطقه کوهستانی پلور آمدند و در جشنواره های هنر محیطی  شرکت کردند.  گمان میکنم محبت مکس و خانواده اش پاداش اعمالم بود.

 

 

 

مکس بهترین مردم , مکان و موقعیت را برایکارهایم انتخاب کرده بود و او بیش از 2500 کیلومتر رانندگی کرد تا مردم و فضا ها را به من نشان بدهد. بدون اراده و رغبت او امکان تحقق این کارها غیر ممکن بود.

 

 

 

من برای تشکر از خانواده ی مکس دو تا از ماهی هایم را در خانه ی ییلاقی آنها در شهر کیپ تاون باقی گذاشتم. یکی را در ساختمان و دیگری را در جویباری که از داخل باغ آنها میگذشت نصب کردم. صبح روز 26 سپتامبر، قبل از ترک کیپ تاون من مهرم را با تشان باز یافت برای تشکر به خاطر همه ی آنچه که مکس برایم فراهم کرده بود به او تقدیم کردم.

 

 

اگرچه من کیپ ناون را سحرگاه 26 سپتامبر ترک کردم. اما سحر گاه 28 سپتامبر به تهران رسیدم. دلیل طولانی شدن سفر تنها به خاطر طولانی بودن مسیر نبود.  یکی از پروازهای ایران ایر لغو شد و من برای دو ساعت پرواز بیش از 24 ساعت در فرودگاه دبی منتظر ماندم.  از بی دراینی مسولین ایران ایر تشکر مینمایم. زیرا ساعات انتظار مجالی فراهم کرد که این یاداشت را به اتمام برسانم.

 

مکس در ارتباط با سفر ما نوشته است:  سفر تماما موفقیت آمیز بود. نیت احمد برای ازدیاد و پراکندن ماهی هایس در چهار گوشه جهان به اتمام رسید. او یادمان های جاودانه ای از کارهایش در گوشه و کنار افریقا از خود به جای گذاشت. من احساس میکنم او هر دو وجهه جوامع افریقای جنوبی را دید. از ثروت تا فقر ، از شهر تا طبیعت وحشی آن و از زشتی تا زیبایی آن. ما زندگی بیساری از مردم را لمس کردیم.  احمد برای من یک نیروی الهام بخش بود؛ نیروی من برای تمرکز بر هنرم و پیامم دوباره متولد شد. او عمیق بودن و آنچه عمق حماسی زندگی و احساسش است را به من نشان داد.     

ا


روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

روح صخره و رود

برای این گزارش از تقویم سفر مکس و گزارش سفرش استفاده کردم. 

 

در 9 ماه سپتامبر من به ژوهانسبورگ رسیدم . در فرودگاه مکس را دیدم که نقش یک ماهی را روی تخته سیاهی کشیده بود و به من خوش آمد گفت.  ما به خانه پدری مکس رفتیم و با  پل,آدم و آلیسون افراد خانواده ی مکس شام  خوردیم. بآن شب به یاد ماندنی بود. بعد از استراحت  روز 10 سپتامبر یکشنبه ما از شهر ژوهانسبورگ دیدن داشتیم : آن روز از محله ای به نام  الکساندر تاون شیب بازدی کردیم. در بازار متوجه شدم که تکه های خاک را میفروشند. این قطعات خک و زمین را زنانی که باردار هستند میخورند. این عمل پیوند بین مادر بودن و زمین را نشان میدهد.  تصاویر بیشتر

 

 

 

سپس ما از دانشگاه ویتواترسرند, هوکتن برامفونتین دیدن کردیم. در موزه آن من از هنر ابتدائی و قبل از تاریخ آفریقای جنوبی نیز دیدن کردم. نقاشی های کویسن و مخصوصا  نمادهای حجاری شده بر بستر رود بسیار عجیب بودند..

بعد از اینکه ما اینگرید گروین و خانه ی شتیلون و باغ آن را دیدیم گفته شد به من در مورد روح صخره ها توسط کردو موتوا. اینگرید گروین به من یک هدیه داد. یک کتاب به نام تقویم آدم. 

بعد از ناهار ما به کنار رودخانه ی برامفونتین اسپرویت رفتیم. این رودخانه از کنار  شهر میگذرد. من اولین ماهی ام را در حاشیه این رودخانه حجاری کردم.

سپس ما ژوهانسبورگ را به سمت ماگالیسبرگ ترک کردیم و بعد از ظهر به آنجا رسیدیم و مستقر شدیم. در تاریکی شب ستاره های آسمان را  تماشا کردیم.  تمام طول شب باد میوزید و ما در چادر خوابیدیم.

 

 

با اولین تشعشعات نور مابیدار شدیم و به سمت صخره ها رفتیم.  من  تعدادی حجاری روی صخره ها انجام دادم. آنها نشانه نمادین و نقشی شبیه به بز کوهب را نشان میدادند.  تصاویر بیشتر

مکس روی شن ها نقاشی میکرد.  کارهای او بیشتر نشانه های مربوط به زندگی و جاودانگی بود.

در مگالیسبرگ همچنین من تعدادی ماهی در گنار رودخانه حجاری کردم. آخرین چیزی که حجاری کردم الهه باروری در اندازه ی بزرگ بود و در بالای سرش نقش ماهی ترکیب شده بود.  در اسطوره های ایران باستان به باکره ای اشاره شده که منجی را بارور خواهد شد. تصاویر بیشتر

 

 

 

بعد از رانندگی به سمت مگالیز به سمت پریس رفتیم و بعد از طی مسافت بسیار طولانی در زمان غروب زیبای خورشید به کلین کارو رسیدیم. در پایان ما  به شهری بسیار آرام و ساکت بنام فلیپولیس کیترسیدیم  کیت گورگ میزبان ما بود در خانه اش شام خوردیم و بعد به اقامتگاهی که باری ما پیش بینی شده بود رفتیم و استراحت کردیم.  تصاویر بیشتر

بعد از معرفی به انجمن آینده ی طبیعت و شهر ما به دنبال مکانی برای برگزاری کارگاه برای کودکان بودیم. در این کارگاه برنامه این بود که کودکان چیز های دور ریز و بی مصرف را جمع کرده و  سپس با استفاده از موسیقی اجرا کنند.

من تعدادی از آنها را انتخاب کردم و صورتهایشان را نقاشی کردم. در بعد از ظهر بقیه با استفاده از گچ های رنگی روی صخره ها نقاشی کردند نقشهایی مثل  مار,خورشید و ستاره در کار کودکان بارز بود. به دنبال این کار چیدمانی از سنگ انجام شد. بعد ازآن در حالی که آفتاب غروب میکرد ما آنها نمونه موسیقی بیشتری اجرا کردیم. موسیقی آنها همراه آواز و رقص بود.  بعد از پائین آمدن از کوه  کوپی  ما آتش روشن کردیم و  آواز و موسیقی ادامه داشت.

روز بعد ما به طرف هوگبک  حرکت کردیم.  ظهر به آنجا رسیدیم و نزدیک آبشار مادر و کودک مستقر شدیم و کارمان را شروع کردیم.

من ابتدا ماهی حجاری کردم, یک ماهی روی یک سنگ و از مکس خواستمخ آن را به آب مقابل آبشار پرتاب کند. تصاویر بیشتر

 

 

سپس بر روی یک سنگ مقابل آبشار مادر و  کودک نقش دستهای یک مادر و یک نوزاد را نقش زدم. این اثر آینه ای بود در مقابل آینه خیال مردم بومی افریقا که برجستگی صخره را کودک نامیدنده اند. تصاویر بیشتر

مکس با استفاده ار صخره های رنگی نرم بر روی صخره ها نقاشی کرد ر.  کار او نمادهایی را نشان میدادند. سرانجام ما ز کارهایم و رنگین کمنی که آنجا بوجود آمده بود عکاسی کردیم.

در 14 سپتامبر ما به طبیعت دره ی گاردن روت رفتیم . تاشا وداپو به ما خوش آمد گفت.  روز بعد ما صبح زود بیدار شدیم. قصد من دسترسی به ساحل در صبح زود بود و پس از چاپ  مهره های استوانه ای ام  که شامل طرح ماهی, ستاره ی دریایی و نشان  بازیافت بودند از نقشهای بوجود آمده عکاسی کردم.

 

 

 

بعد ما به طرف دهانه ی رودخانه ای حرکت کردیم.  کنار صخره ها  یک کوسه را دیدیم که پس از پائین رفتن آب در بین صخره ها گیر کرده بود و جان باخته بود.  من از خاکهای رنگی  استفاده کردم و موجود افسانه ای را که شامل یک مار سه سر بود بر روی بدن کوسه نقاشی کردم. . مکس نیز روی صخره ها و سنگها نقاشی کرد.  تصاویر بیشتر

 

 

روز بعد در 16 سپتامبر صبح من صورت تاشا را بارنگ قرمز طبیعی(خاک قرمز) نقاشی کردم, و در حالیکه یک آناناس در دستش بود، از او عکاسی کردم. بعد از آن به سمت کیسنا رفتیم. در کنار ساحل من حجاری ماهی را در این مکان نیز ادامه دادم.  بعد از آن ما به سمت کاتومبا حرکت کردیم.

در 17 سپتامبر من در دانشکده ادن سخنرانی داشتم. موضوع سخنرانی هنر و محیط بود.

در 18 سپتامبر ما به طبیعت دی- هوپ در ویلون رفتیم. زمانیکه آنجا رسیدیم باران  میبارید. در کنار ساحل چندین نهنگ دیدیم.

روز بعد  ما مجددا به کنار ساحل رفتیم. ماهی های حجاری شده را به داخل حوضچه ای در کنار ساجل پرتاب کردم. 

در آن روز من یکی از ماهی هایم را در زیر شن ها در نزدیکی یک درخت پنهان کردم. تصاویر بیشتر

 

 

 

عصر آن روز روی ماسه ها مهر هایم را چاپ کردم.

 

در20 سپتامبر ما به جنوبی ترین نقطه ی آفریقای جنوبی رسیدیم.  بر روی صخره ها کار کردیم و در نهایت به سمت کیپ تاون حرکت کردیم.   تصاویر بیشتر

 

 

در حاشیه کیپ تاون در ساحل موزامبرگ رنگ آب قهو ه ای بود. . حدس ما این بود که علتش آلودگی بود.  از چاپ مهر هایم و نفوذ آلودگی به حریم نقوش عکاسی کردم.

 

 

در کیپ تاون یک روز به کوه کالک بای رفتیم.  آنچه که برای من جالب و عجیب بود رودخانه کوچکی دیدیم که رنگ آب آن قرمز بود.  علت آن گیاهانی است که آن منطقه می رویند و وجود آنها در مجاورت آب موجب قرمز شدن آب آن میشود.  تصاویر بیشتر

 

 

در آن روز به داخل غاری رفتیم و در داخل آن و اثر دستم را حجاری کردم.  تصاویر بیشتر

 

 

در ورودی غار نیز اثر دستم را حجاری کردم.

 

در روز 22 سپتامبر اثر دستم را بر دیواره کوه تیبل مانتین حجاری کردم.

 

 

در روز 24 سپتامبر از حاشیه نشین های ردهیل بازدید کردیم. بعد از سئوال در مورد چگونه رنگ کردن چهره ها بومی ها چهره من را نقاشی کردند. آن روز  اثر انسانهای سیاه و سفید را اجرا کردم.

 

 

 

در آخرین روز اقامتم در کیپ تاون  مجددا به کوه کالک بای رفتیم.  زرافه ای دیگر نقش زدم.

 

 

 

و یکی از ماهی هایم را در آب رها کردم.  تصاویر بیشتر

 

 

من خیلی راضی و خوشحال هستم که ماهی من برای همیشه در آنجا باقی میماند.  مکس نیز از پرتاب های ماهی من هیجان زده شده بود.  پرنده ای که او با مواد بازیافت ساخته بود به آسمان پرتاب کرد و عکس گرفت.  در طول مسیر راه رد پایم را نقش زدم. این نقش گواهی خواهد داد که من در آنجا حضور داشتم و بی واسطه زمین را لمس کردم.  تصاویر بیشتر

 

 

من برای تشکر از خانواده ی مکس دو تا از ماهی هایم را در خانه ی ییلاقی آنها در شهر کیپ تاون باقی گذاشتم. یکی را در ساختمان و دیگری را در جویباری که از داخل باغ آنها میگذشت نصب کردم. صبح روز 26 سپتامبر، قبل از ترک کیپ تاون من مهرم را با تشان باز یافت برای تشکر به خاطر همه ی آنچه که مکس برایم فراهم کرده بود به او تقدیم کردم.

 

 

اگرچه من کیپ ناون را سحرگاه 26 سپتامبر ترک کردم. اما سحر گاه 28 سپتامبر به تهران رسیدم. دلیل طولانی شدن سفر تنها به خاطر طولانی بودن مسیر نبود.  یکی از پروازهای ایران ایر لغو شد و من برای دو ساعت پرواز بیش از 24 ساعت در فرودگاه دبی منتظر ماندم.  از بی دراینی مسولین ایران ایر تشکر مینمایم. زیرا ساعات انتظار مجالی فراهم کرد که این یاداشت را به اتمام برسانم.  تصاویر بیشتر