|
سفری به صربستان : ماهی های من از مرز ها عبور میکنند سحرگاه روز اول اسفند عازم بلگراد شدم. پرواز مستقیم نبود. پرواز مستقیم نبود. در بین را در استانبول ترکیه حدود ساعت توقف داشتم. صبح زود بود و به طبیعت اطراف فرودگاه رفتم. هوا سرد بود و آب برکه ها یخ زده بود. چند ماهی کوچک را از لای حفره ایجاد شده در میان یخ به آب سپردم.
در سفرهایم به عنوان هنرمند هنر زمین اغلب کنار پنجره هواپیما مینشینم و به زمین نگاه میکنم و تصاویری را ثبت میکنم. انسان گذشته به انسان نگاه میکرد و سرنوشت و تقدیر خودذ را حدس میزد. من از آسمان به زمین نگاه میکنم و به تحولات سیاسی، جغرافیایی، زیست محیطی و فرهنکی آن می اندیشم . تصاویر بیشتر
انگیزه اصلی سفرم به صربستان انجام سه سخنرانی در دانشکده های مختلف هنری بلگراد بود.
پيش بيني شده
بود كه روز پنج شنبه (دوم اسفند) آثارم در دانشکده هنر
دانشگاه
بلگراد مرور شوند.
میزبان این برنامه استاد
آلکساندر ملادنوویچ
بودند، اما
به دليل
اعتراضات خياباني روز دوم اسفند در بلگراد مرور آثارم به يكي از روزهاي بعد
موكول شد.
عصر پنج شنبه به مرکز شهر رفتم که تظاهرات را ببینم. اگر چه به من توصیه شده بود که به محل اجتماعات نروم. اما من به مرکز شهر رفتم و تظاهرات مردم صربستان را دیدم و از وقایع خیابانی عکاسی کردم. میزبانم مرا همراهی کردند و مراقبم بودند. تصاویر بیشتر
با توجه به رنگ پوستم امکان واکنش گروه های نژاد پرست که احتمال میرفت در چنین اجتماعاتی نیز حضور داشته باشند وجود داشت. فقط یک روی سکه این اجتماع ضد امریکایی بودن آن بود. اینکه من زبان صربی بلند نبودم و خارجی بودنم و یا حتی اینکه من از کشور مسلمان آمده بودم میتوانست مسئله ساز باشد و دشواری ایجاد کند. به هر حال این اجتماع را با همراهی میزبانم دیدم ، عکاسی کردم و کسی به من تعرضی نداشت. تصاویر بیشتر
سنگها ی آنها شیشه ها را شکستند و سنگهای من ماهی ها را آزاد کردند.
ماهیهایم را در آب رها میکنم که به قعر آب بروند و باقی بمانند. آنها زدنده اند و رازی هستند که روزی دوباره آشکار میشوند. از ديده پنهان بودن به معني نيستي و زوال نيست. در اغلب کارهایم نظام آفرینش به اثر معنا می بخشد. کشش زمین، حرکت آب در رودخانه، بالا آمدن آب در بهار ، خزه بستن و سبزگون شدن سنگها ، خشکی و بی آبی رودخانه در پائیز، تلاتم امواج ، جزر و مد ... چرخه معنای اثرم را کامل میکنند. هدف از این آثار هماهنگ شدن و حساس شدن به نظام طبیعت است. انسان معاصر بیش از گذشته نیاز دارد که با طبیعت یکی شود تا اینکه بر عناصر و منابع آن غالب و بی رویه آن را مصرف و تخریب کند. تخریب طبیعت تخریب ارزش های انسانی است. چون انسان خود بخشی از طبیعت است. ماه جاری در برج فلکی ماه منسوب به ماهی است. از دید ایرانیان باستان که به نوعی جان گرایی اعتقاد داشتند اعتدال طبیعت در بهار نوعی حیات دوباره و رستاخیز تلقی میشد. از اینرو ما ایرانیان در پایان اسفند حیات دوباره طبیعت را جشن میگیریم و ماهی ها به سفره هفت سین ما می آیند. تصاویر بیشتر
عکسها از خانم زهرا شجائی
رهاسازی ماهی ها و ثبت لحضات حرکت سنگهای دارای نقش ماهی در فضا و برخوردشان با آب بسیار جذاب بودند. تصاویر بیشتر
فن آوری و ابزار جدید همچون دوربینهای دیجیتال به ما کمک میکند لحظاتی را ثبت کنیم و ببینیم که پبش از این کمتر امکان ثبت و نمایش آنها وجود داشتند. شکل گیری آب در فضا و ثبت لحظه ای آن واقعیتی هست که چشم ما به این صورت و سرعتی که دوربینهای امروز روند آنها را ثبت میکنند دیده نمیشدند. بیشتر
همانند بسیاری از نقاط دنیا طبیعت صربستان نیز به شدت آلوده است و رودخانه ها و برکه ها مملو از زباله. تصاویر بیشتر
در برکه های طبیعت اطراف و رودخانه دانوب ماهی های بسیاری را که بر روی سنگها حجاری شده بودند رها کردم. تصاویر بیشتر
در روز دوشنبه دهم اسفند ماه دانشجویان دانشگاه بلگراد به طبيعت یک جزیره آمدند در مرکز رودخانه دانوب آمدند و در آنجا برای آنها کارگاه هنر محیطی ترتیب دادم. این کارگاه در طبيعت یک جزیره در مرکز رودخانه دانوب برگزار شد. دانشجویان اشتیاق داشتند آثاری را که ما در ایران با استفاده از خاک قرمز در جشنواره هنر محیطی خلیج فارس انجام دادیم را تجربه کنند. تجربه خاک هرمز گزینه خوبی بود که بر پوست درختان طبیعت جزیره با خاک نقاشی کنیم. پوست درختان بستر مناسبی به نظر میرسیدند. دانشجویان هنر دانشگاه بلگراد شور و شوق خوبی داشتند و با توجه به کمی وقت نتیجه کار بسیار خوب بود.
در بین روزهای دوشنبه تا صبح چهارشنبه دانشجویان به من کمک کردند که مضامینی را در یک ساختار نمادین و کنایه ای در ارتباط با هبوط و اغوای انسان اجرا نمایم. تصاویر بیشتر
دوست داشتم دنیایی که در آن قرار گرفتم را خوب ببینم. در روزهایی که در بلگراد بودم شهر کماکان غیر عادی بود. با دیدن آشوب خیابانی که ریشه در مسئله نژاد و باورهای دینی متفاوت دارد، بیشتر و بیشتر به کشمکش های بین اقوام فکر کردم. به عنوان هنرمندی که کارهایش در حوزه هنر زمین قرار میگیرد نمیتوانم جغرافیای سیاسی زمین را نادیده بگیرم. در هنری که من آن را ترجیح میدهم مسئله طبیعت، انسان و سایر موجودات زنده به هم گره خورده است. ماهی های من استعاره ای برای روایت مسائل انسانی هستند. از اینرو در هنر محیطی من محیط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی هر کشور بر آثار تاثیر میگذارند. من محیط گرا هستم و محیط را در همه ابعاد آن در نظر دارم. تصاویر بیشتر
در روزهایی که آنجا بودم از سویی زندگی جریان داشت و از سوی دیگر پیامدهای این التهاب سیاسی در شهر دیده میشد و وضعیت شهر بلگراد کماکان غیر عادی بود. در مقابل بسیاری از سفارتخانه ها نیروهای امنیتی مستقر بودند. اقلیت های نژاد پرست گاهی به صورت غیر رسمی محافل خاص خودشان را داشتند. به صورت تصادفی بدون اینکه شناختی داشته باشم در شب شنبه گذشته در مکان اجتماع آنها حضور داشتم. آنها در مقابل یک باشگاه تفریحی جمع شده بودند و من عکاسی میکردم. حتی تعدادی از جوانان دلسوزانه به من توصیه میکردند که این محل را ترک کنم. البته باور خشونت برایم مشکل است. تا تجربه نکنم باور نمیکنم. به هر حال خشونتی ندیدم ولی پرسش در ذهن باقی ماند. در چنین شرایطی دشوار بود که فقط به هنر محیطی و ماهی فکر کنم. ماهی های من همسان انسان هستند. اگر آنها بمیرند انسان ها هم می میرند. اگر انسان از سایر موجودات طبیعت برتر نباشد کمتر نیست. بعضی از گروه های زیست محیطی در غرب به حقوق همه موجودات فکر میکنند به جز انسان. آنها نگران چگونگی زندگی گرگ، روباه ، سگ، گربه ... هستند ولی نسبت به مرگ هزاران انسان در روز و نادیده گرفته شدن حقوق انسانی بی اعتنا هستند. تصاویر بیشتر
مسئله منطقه بالکان بسیار پیچیده است و وجود گرایش های نژاد پرستانه و دخالت دول بیگانه آن را پیچیده تر میکند. موضوع جدایی بخشهای مختلف یوگسلاوی سابق و تاسیس جمهوری جدید را مد نظر داشتم. نمیدانم مصلحت چیست و شاید موجه بودن یا نبودن جمهوری های بالکان به من ارتباطی نداشته باشد. اما پیامدهای آن در حوزه روابط انسانی برایم بسیار مهم بوده و هست. سالها قبل در سال 91 میلادی زمانیکه در فرانسه دانشجوی زبان بودم استاد ما از دانشجویان برای تمرین زبان سئوال کرد که از چه کشوری آمده اید؟ یکی از هم کلاسیها گفت زمانیکه کشورم را ترک کردم اهل یوگوسلای بودم. مادر و پدرم از مکانهای مختلف یوگسلاوی بودند و من در نقطه سوم به دنیا آمدم. ما در نقطه سومی زندگی میکردیم که محل تولد آنها نبود. حالا با این درگیری ها و جدایی ها نمیدانم کشورم کجاست؟ و نامش چیست؟
با کمک دانشجویان دانشگاه بلگراد و دانشگاه مگاتراند یک اثر هنری را به صورت ویدئویی و اجرا ارائه دادم. انجام این اثر به این صورت بود که داشنجویان در سالن نمایش دانشگاه مگاتراند حضور داشتند و من با استفاده از یک دستگاه پروژکشن تصاویری از نقشه های یوگسلاوی سابق را بر روی صورت دانشجویان که دارای پیشینه نژادی، قومی و دینی مختلف بودند میتابانیدم و عکاسی میکردم. این نقشه ها تاریخ گذشته سرزمینشان را روایت میکرد. آنها با ملیتی متفاوت به دنیا آمدند و حالا با نام ملیتی دیگری شناسایی میشوند. تصاویر بیشتر
از دید من که ایرانی هستم تفاوت دین، یا نژاد نمیتواند بهانه خوبی برای جدایی و تشکیل کشوری مستقل باشد. در صورت پذیرش این اصل کشور من هم در آینده وجودی یک پارچه نخواهد داشت. من پیرو این رویکرد هستم که وصل کردن بهتر از فصل کردن است. اگر ایران هنوز بخشی از افقانستان بود ماهی های هرات به دریای خزر دسترسی داشتند و اگر ایران بخشی از آذربایجان باقی میماند ماهی های سواحل باکو و آستارا به فراخی خلیج فارس دسترسی داشتند. دوست دارم انسان ها همسان ماهی ها بتوانند از مرزها عبور کنند. دوستی ملل انسانی تر است و جدایی و کشمکش حاصل جهل ماست.
اولین برنامه سخنرانی من در دانشگاه هنر بلگراد بود که با چند روز تاخیر صورت گرفت.
در روز جمعه سوم اسفند در خصوص هنر معاصر ایران در دانشکده مگاتراند سخنرانی داشتم. این سخنراني توسط تلويزيون مترو پوليس صربستان پوشش داده شد و در انتها آنها با من مصاحبه انجام دادند.
این برنامه پیرو دعوت و ميزباني آقای پروفسور شوباییچ رييس دانشكده هنر مگاتراند كه خود از هنرمندان شناخته شده صربستان ميباشد صورت گرفت. در این برنامه اساتيد و دانشجويان اين دانشگاه حضور داشتند. سفر به صربستان نیز پیرو دعوت ایشان مقدور شد.
پروفسور شوباييچ از روند کارها راضی و خوشحال بود.
در روز سه شنبه هفتم اسفند به همراه دکتر پوپوویچ در سمینار هنر معاصر در دانشکده فلسفه بلگراد سخنرانی داشتم. این نشست پیرو دعوت یلنا اردلیان معاونت دانشکده صورت گرفت. در این روز هنر جدید ايران را مرور و مورد تجزیه و تحلیل قرار دادم.
به هنگام بازگشت از چشمندازهای طبیعی عکسهای بیشتری تهیه کردم و و در استانبول ترکیه نیز توقف داشتم و از مردم و فضای شهری عکاسی کردم.
|