|
هنر محیطی یا آلودگی های محیطی
: بیستمین جشنواره هنر محیطی در ایران- جزیره
خلیج فارس: هرمز - بهمن ماه 1387
گزارش از احمد نادعلیان

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می بری و زحمت ما می داری
اتشکر از مسئولین شورای شهر
هرمز، آقایان مهندس زرشناس، سلامتی،
غلام زاده و
دیگر همکارانشان که دوچرخه صلح خلیج فارس را به مدت
چهار هفته به من امانت دادند و اسکان شرکت کنندگان در جشنواره را فراهم
آوردند. حسن و
عبد الرسول دریا پیما که در تمام مدت اقامت در جزیره همراه و حامی بودند.
خانم خدیجه
خنجي زاده که امکان آموزش به دختران تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی را
فراهم ساختند، علیرضا مهوری حبیب آبادی مدیریت محترم
مرکز تحقیقات محیط زیست خلیج فارس و دریای عمان و همکارانشان که اسکان
من
را فراهم کردند. مسئولین و کارکنان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمز
که این امکان را فراهم آوردن که همایش هنر محیطی را در
فرهنگسرا برگزار
نمائیم. از مسئولین کانون پرورش فکری کودکان که با هنرمندان جشنواره همکاری
کردند و همه عزیزانی که نامشان را نمیدانم و یا فراموش کردم.
تشکر
ویژه خانواده کنیز
(مادرشان دخترش و پسرش) که هر روز برای من غذا درست کردند،
لباسهایم را ...
به دنبال مسافرت آذر ماه اولین روز بهمن ماه
سال 1387 به جزیره هرمز رفتم.
ماه قبل اینجا بودم و با خاک نقاشی میکردم.
این بار قصد داشتم یک ماه
در جزیره بمانم. کارهای زیادی را در نظر داشتم. رکاب زدن با دوچرخه
صلح بیش از 1400 کیلومتر، نقاشی با خاک، چاپ مهرهای جدیدم، ...
در اولین روز اقامتم به اتفاق آقای
دریاپیما در جزیره با آقای مهندس زرشناس ریاست شورای شهر
هرمز دیدار داشتم و ناهار میهمان یکی از اعضای شورای هرمز آقای سلامتی
بودم. از طرف شورا یک دوچرخه تحویل من شد.

لاستیک های ابداعی خودم را جایگزین و رکاب زدن در
ساحل را شروع کردم. بسیار لذت بخش بود.
صبحها و عصر ها در ساحل رکاب میزدم و از نتایج آن عکاسی
میکردم
عکسهای بشتر:
دوچرخه و
هنر بازیافت
یکی از روزها مردم جزیره مرا به قدمگاه مولا دعوت کردند.
تعریف آن مکان را شنیده بودم. آن روز قرار که مردم برای
بارش باران دعا کنند. گویا سالها قبل رد پایی منسوب به امام
علی در آنجا وجو داشته است. به گفته مردم جزیره در اوایل انقلاب
افرادی که وجود این سنگ را خرافات تلقی کردند آن را به داخل دریا انداخته
اند. بعضی از مردم
جزیره معتقدند پس از این عمل طوفان سال 1360 روی داده و پانصد نفر در دریا
جان باختند. از این پانصد نفر سیصد نفر از ساکنین جزیره هرمز بودند. به عنوان یک تحصیل کرده نمیتوانم خیلی از چیزها را عین
مردم باور کنم. اما برای من آن سنگ یک اثر هنری نیز
بوده است. دوست داشتم آن رد پا که مثل گنجهای پنهان در دریا پنهان
است را به مردم جزیره برگردانم. در روزهای بعد در جستجوی سنگی بودم. بلاخره سنگم را پیدا
کردم و دو رد پاها را بر آن نقش زدم.
نیایش برای باران

در محلی در ساحل برای مدتی این سنگ را نصب کردم. هر روز با
بالا آمدن آب به زیر آب می رفت. آخرین روز سنگ را به حسن دریاپیما دادم که
در قله از آن مراقبت کند. انتخاب با مردم جزیره است که این سنگ به
قدمگاه برود، در قلعه بماند و یا این سنگ هم به دریا سپرده شود.
نیایش برای باران

من همراه
مردم بودم و از کودکان عکاسی کردم.
انتظار رفع بلا بود و درخواست باران

آن روز عصر سخت باران بارید

همیشه من داستانهایم را نمیسازم، گاهی داستانها مسیر هنر مرا
تغییر میدهند

روز بعد رنگها جاری بودند

روزها بیشتر نقاشی میکردم. یکی از روزهایی که در جزیره بودم به
اتفاق حسن دریا پیما قالی خاکی را دیدم. در فاصله سفر آذر ماه تا کنون کار نقاشی با خاک
قالی 1200 متری به اتمام رسیده بود.
پس از
یاداشت سفر قبلی من که چند روز قبل از اتمام
نقاشی قالی نوشته شده بود، حساسیت زیادی
ایجاد شد.
از دید خودم چیز بدی ننوشته
بودم. من
از جدائی ها شکایت داشتم و دارم.
اینکه به یک باره آنها رابطه خود را قطع کردند عجیب بود. حتی در سفر اخیر زمانیکه با
دوچرخه صلح رکاب میزدم بیش از گذشته تمایل داشتم که
گفتگو کنم.
نقاشی
های خاکی یک هنرمند خاکی

نسبت به آن چیزی که در عکسها دیده میشد در طول این
زمان بیش از یک ماه کمی رنگ پریده شده بود. معمولا در عکسها از دور
قشنگ بود. برای انجام این طرح بچه ها زحمت بسیاری کشیده
بودند. دوباره تکرار میکنم خسته نباشید و تبریک میگویم. در هیچ کجای ایران
هنر محیطی به این میزان جدی تلقی نمیشود.
از دستاوردهای این کار بازتاب رسانه
ای خوب و معرفی آن به مردم جزیره بوده است.
در سفر اخیر با بسیاری از پدید
آورندگان فرش خاکی ملاقات داشتم. ما خیلی با هم صحبت کردیم.
دوست من سرکار خانم فلاحتی از نقد فرش استقبال کردند.
دوست داشتم از نزدیک طرح های آن را ببینم. چون
هیچ عکسی را ندیدم که طرحهای وسط آن را به خوبی نشان دهد.
طرحهای وسط آن ترکیبی از کارهایی با گرایش تصویر سازی،
طرحهای تزئینی و در مواردی نیز تصویر سازی کودکانه را نشان میداد. چنانچه
از کلیت کار عکسی از فضا موجود بود این عدم انسجام دیده میشد.
در رسانه ها هیچ عکسی از طرح های مرکز آن ارائه نشدند.
حسن دریا پیما حاشیه قالی خاکی را به من نشان داد و به
من گفت من حاشیه را بیشتر از متن دوست دارم. (حاشیه بهتر تر است.)
به من گفت مثل اینکه شما هم از حاشیه بدت نمیاد. با نظر حسن موافق هستم من
حاشیه را دوست دارم. هنر محیطی از متن فرار میکند و با حاشیه میرود. هنر به
مکانهایی میرود که به حساب نمی آمده. در این هنر مرز
میان متن و حاشیه مبهم است. حالا من
در حاشیه فرش بودم. گاهی اوغات
مسائل را باید از حاشیه دید.
با نگاهی به حاشیه قالی میشد به خوبی دیدی رویکرد
جنجالی بزرگترین و رکورد رویکرد محیطی اثر را تحت الشعاع قرار داده است.
ممکن است پدید آورندگان نه هنرمندان بگویند که قصد من هنر محیطی نبوده است.
در این صورت به عنوان مدافع محیط تقاضا دارم محیط را آلوده نکنید!!!
گونی های اضافه خاک و زباله
های زیادی در آنجا رها شده بود.

این اثر نه تنها محیطی نبوده بلکه پدیدآورندگان بنیادی
ترین مبانی اخلاقی رفتن به محیط را رعایت نکردند.
عکسها و متن بیشتر آلودگی
های محیطی
با دیدن این نقش خاطرات دو سال قبلم زنده شد که به بچه ها گفتم چگونه
میتوانند با بازیافت زباله ها و مواد پلاستیکی شابلن بسازند. اما
حالا هنر محیطی خود زباله ساز شده است.

عکس از اولین روزی که در ساحل سنگ مرغی با خاک نقاشی کردیم

من به این دلیل خاک را در محیط پیشنهاد دادم که محیط
با رنگهای صنعتی آلوده نشود.

عکسها و متن بیشتر آلودگی
های محیطی
حالا دیگر در هرگوشه جزیره زباله های محیطی دیده
میشود. هنوز نمی توان باور کنم که کار من برای که خاک رنگی را
به عنوان ماده ایجاد اثر محیطی پیشنهاد دادم اشتباه بوده است. سعی
میکنم حتی اگر حاشیه بنویسم و گزینه های دیگری را پیشنهاد دهم تا کار در
مسیر سالمی به پیش رود.

در اولین روزی که خاک را به عنوان ماده هنر محیطی پیشنهاد
دادم هیچوقت چنین سرانجام و فضای اخلاقی نادرست را پیش بینی نمیکردم
ماجرا به قالی خاکی ختم نشد. یک روز قبل از آمدن
به جزیره با یکی از دانشجویان در خیابان انقلاب راه می رفتم و این تصویر
جزیره هرمز رفتم. در این دوسال آنقدر به خاک هرمز فکر کردم که حتی تصویر آن
را از دور در روزنامه تشخیص میدهم.

متاسفانه نقطه بدی را انتخاب کرده بودند. این نوشته در جایی نوشته شده بود که سال قبل شرکت کندگان در پانزدهمین
جشنواره خلیج فارس نوشته صلح در خلیج فارس را نوشته بودند.
نوشته مبهم آن در سمت راست غزه دیده میشود.

این اثر فقط متعلق به من نبود بلکه
بسیاری از دوستان جوان سنگها را به آنجا حمل کرده بودند.

در ارتباط با این کار با مدیر کل
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و دوستانی که دست اندر کار این طرح بودند صحبت
کردم و با ذکر دلایلی توضیح دادم که مکان مناسبی برای اثر غزه انتخاب نشده
است. خوشبختانه در آخرین روزی که در هرمز بودم سرکار خانم فلاحتی و
آقای کارگران به من اطلاع دادند که این نوشته حالا پاک شده است. از
حسن نیت و همراهی آنها بی نهایت متشکرم.
بحث من با آنها این بود که توجه به
غزه نباید مصلحت ملی ما را تحت الشعاع قرار دهد. این اثر میتوانست در بندر
عباس و یا جایی دیگر اجرا شود.
عکسها و متن بیشتر آلودگی
های محیطی
بحث دیگر این بود که چرا در
هرمزگان جوانان کارهای تقلیدی انجام میدهند. یک سال قبل اشعار
باربارا راکس و متن اطلاعات مربوط به پرواز 655 به دو زبان در داخل بطری ها
قرار گرفته بود. اما این بار در اخبار منعکس شده بود که نامه هایی برای
کودکان غزه در بطری ها قرار گرفته و خلیج فارس قاصدک است. به عنوان
یک حرکت هنری این خیلی غیر خلاقانه است که در همان محل و با همان روش کاری
را انجام دهند.

بطری های سال 1386 حاوی اشعار صلح و متن پرواز 655

بطری های سال 1387 حاوی پیام برای کودکان غزه
در همان مکان سال قبل

در محل اجرای کار غزه نیز اخلاق رفتن به محیط در نظر
نگرفته شده بود.
عکسها و متن بیشتر آلودگی
های محیطی

در روزهای نیمه بهمن ماه و به دنبال
اخباری که حاکی از این بود که از پدیدآورندگان بزرگترین قالی خاکی تمجید
شده و این خبر اعلام شد که در در نظر است به مناسبت سی امین سالگرد در نظر است بزرگترین
سیمرغ خاکی جهان ساخته شود، مردم جزیره از این خبر
ناراضی بودند. آنها خواهوان این بودند که این کار را
خودشان انجام دهند. این بار نوبت مردم جزیره بود که اثری با مقیاس بزرگ
پدید بیاورند. علی رغم میلم برای کارهایی با مقیاس بزرگ
به آنها کمک کردم. اولا ثابت شود این کار را همه میتوانند انجام
دهند. دوما با هزینه خیلی کم میتوان آن را انجام داد.


آنها برای این کار انگیزه داشتند و با اشتیاق کار
می
کردند.


حسن به من میگفت من از بچه های بندر تشکر میکنم که دور شما
را خالی کردند. نتیجه آن این شد که شما حالا با ما کار میکنید.


طرح سیمرغ در مکانی اجرا شد که به نام سنگ مرغان
شهرت دارد.

مرغان آسمان سیمرغ را نظاره میکردند
سیمرغ
یادگار بیش از سه هزار سال فرهگ ایرانی است
او که نطفه
انسانی را در زمین گسترانیده
او که بر
در خت بهشتی طوبی آشیان دارد
او که مرغ
خوش یمنی است
او که وجود
را در عالم را وحدت میبخشد
او که یادگار فردوسی، سهروردی، عطار
...

کار را سه روزه تمام کردند.


چهارد دختر رنگ آمیزی این سیمرغ را به عهده داشتند

سیزده دختر از چهارده دختری که سیمرغ را پدید
آوردند

روزی هفت دختر از چهارده دختر در ساحل آواز میخواندند. شادت بگردوم ...


رنگ سرخ تمام وجودم را احاطه کرد
عکسهای بیشتر وجودی سرخ

بر روی چهره میترا مار نقاشی کردم

قصه ای کهن بود. فریب مادرمان زمین
عکسهای بیشتر وجودی سرخ






گستاخی اهریمن موجب آلودگی مادر زمین شد
اثر تارا گودرزی

او زخمی بود
اثر نوشین نفیسی

باشد که دوباره گیسوانش را ستایش کنیم
اثر پریسا رجبیان

اثار بسیار خوبی انجام شدند. اما با توجه به صحبتهایی
که با دوستانم داشتم تصمیم بر این شد که فقط آثاری را من استفاده کنم که
مرتبط با کارم است. برای دیدن کار دیگر دوستان به وبلاگهایشان مراجعه شود.
تجربه ناخوشایند کار با بچه
های بندر نتیجه اش این بود که در انتخاب هنرمندان سخت گیر
باشم. نتیجه خوبی داشت. آدمهایی را دعوت کردم که تقریبا کارشان را
بلد بودند. و کاری با کارشان نداشتم. حالا که هنر محیطی تثبیت شده
این بهترین راه است. حالا زمان آن فرا رسیده که آن را نقد
کنیم. فکر میکنم آثارشان به خوبی در وبلاگشان منعکس شده
است.
عمده کارم در مدتی که در جزیره بودم
تداوم تجربیات ماه قبل بود. رویکردی که کیفیت خاک را در نظر داشتم.

در جستجوی رنگها به طبیعت رفتم

دوست داشتم قصه های ازلی را نقاشی کنم

عکسهای بیشتر داستانی های ازلی: نقاشی با خاک


به مرغانی فکر میکردم که از پرواز بازماندند.

از بزهای حسن مو غرض گرفتم

و قلم مو ساختم
با موی راسو یا روشکو های جزیره هم میشود
امیدوارم که برای کتاب گینس همه راسو ها بی دم نشوند

ظرفهای رنگ پیدا کردم

و بومهای بومی


قصد من پیشنهاد راه حلی بود که مردم جزیره بتوانند با موادی که آنجا وجود
دارد اثر هنری بوجود بیاورند و بتوانند آنها را به عنوان کالا به گردشگران
ارائه دهند.
در جستجوی دیگر رنگهای طبیعی بودم

ماهی مرکب یا انکاس یکی از گزینه ها بود

به دنبال راهی بودم که زشتیها را زیبا کنم


به شیشه بر هرمز گفتم که از این پس شیشه ای را دور نریزد

نقاشی آهو با خاکهای رنگی جزیره و با قلموی ساخته شده از
پر و موی بز
خاکهای رنگی و آهو دو چیز به یاد ماندی جزیره هستند
هدیه من به مردم جزیره و هدیه آنها به دیگرانی که به آنجا
میروند
عکسهای بیشتر هدیه
جدید
جدید
در یک ماهی که در جزیره بودم با آهو زندگی کردم

قصدم این بود که به مردم جزیره نقاشی با خاک را آموش دهم

ما رنگها را آماده کردیم


روند نقاشی پشت شیشه را آموزش دادم
این شیوه نیاز به قلم مو ندارد

کنیز یکی از زنان جزیره بود که علاقمند بود این شیوه را
یاد بگیرد. به دلیل استعدادش قبول کردم به صورت خصوصی به او درس
بدهم. در میان شاگردان کنیز از همه فعال تر بود. او از هنرمندان
فعال جزیره است. کنیز معمولا حلزونها و صدف های دریا را جمع می کند و
با خشک کردن آنها گردن بند میساازد. آرزو دارم با توسعه نقاشی پشت شیشه این
عمل متوقف شود. مرگ حلزونها و صدفها در تعارض با موازنه های محیط
زیست میباشد.
عکسهای بیشتر هدیه
جدید
آنها با نام خدا شروع کردند اما نمیدانستند در نقاشی پشت
شیشه باید وارونه نوشت تا درست خوانده شود
در یک شب با هنرمندان محیطی ایران در خانه کنیز بودیم و
تعدادی از کارهایش فروش رفت. اگر چه قیمتها با
حراجی های دبی تناسبی نداشتند اما کنیز خوشحال و راضی بود. به همین جهت در
چند روز بعد آن به صورت جدی کار کرد و همین پیگیری سبب شد که من چیزهای
بیشتری را به او یاد بدهم.


یکی از چارده دختری که در نقاشی سیمرغ نقش
داشت میگفت که من با حنا کار میکردم
بعضی ها دوست ندارند که که نقاشی کنند و پاک شود. به
پیشنهاد من با خاک کار کرد. پیشنهاد این بود که در نوروز روی دست و صورت
مسافران نورزی کار کند و دستمزد بگیرد.

همین پیشنهاد را به دختر کنیز دادم
از دید من به جای صید حلزون و صدف زنده و
ساختن گردنبد با آنها بهتر است به کارهای درآمد زای موازی نیز فکر کنیم.

در تقابل با رهاسازی زباله ها در محیط به
این رویکرد توجه داشتم گه چگونه میتوان زشتی ها را زیبا کرد.
من با بازیافت قوطی های حلبی، بطری پلاستیکی
و لاستیک ماشین مهرهای جدیدی ساختم
عکسهای بیشتر زیبا
کردن زشتی




دیدن فراید زیبا شدن چیزهای زشت لذت بخش
بودند
عکسهای بیشتر زیبا
کردن زشتی



جدیدترین مهرهایم عروس دریایی، قورباقه، اسب
و ستاره دریایی و ترکیبی از ماهی ها بودند.



عکسهای بیشتر زیبا
کردن زشتی
|