|
سراب
مجسمه های شنی
گناوه
و بیست یکمین جشنواره هنر محیطی در ایران- نوروز 1388
اسطوره های کهن و فن آوری جدید
گزارش از احمد نادعلیان

در جشنواره گناوه از تعدای هنرجویان هنرستانی
ساکن گناوه خواستم با
استفاده از محلول
پلی لاتیس الهه های باستانی را بسازند.
در این
روند از محلول آبی استفاده شده که نام علمی آن پلی لاتیس میباشد. این محلول
توسط پژوهشگر ایرانی آقای مهندس مصطفی آقائی مقدم کارشناسی ارشد بیو فیزیک
هستند و در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران پژوهش مینمایند در اختیار ما
قرار گرفت.
بنا به
نقل این پژوهشگر این محلول حاوی نانو ذرات یونی محصور شده در داخل نانو
کویلهای بیوپلیمری است که با نفوذ در درون شن توسط اسپری کردن شبکه
بیوپلیمری را ایجاد مینمایدکه ذرات میکروماکرو و نانو شن را درگیر واکنش
کرده و آنها را تثبیت می نماید. از مزایای این روش این است که کاملا زیست
سازگار با محیط میباشد.
تاکنون
محلول پلی لاتیس برای تثبیت شن های روان و استقرار گیاه در آن کاربرد داشته
است.

مهم ترین دستاورد جشنواره ساخت همین مجسمه های شنی با استفاده از فن آوری
نانو بود. این تجربه در تعامل با هنرمندان بومی بوشهر صورت گرفت و آنها با
استفاده از محلول آبی که بوسیله فن آوری نانو تغییر عملکرد پیدا نموده است
مجسمه های شنی ساختند.


تاکنون رابطه نانو و هنر به این صورت بوده است که مجسمه هایی کوچکتر از قطر
یک مو ساخته شده است. با توجه به جستجوهایی که تا کنون داشته ام این نوع
تعامل حتی در یک حوزه جهانی گامی است نو و چنانچه با لغات کلیدی جستجو های
اینترنتی صورت گیرد تنها این تجربه در ایران دیده میشود..

زن، ماهی نگاهی از آن سوی پرده

آخرین روز سال با همفکری که جمع هنرمندان با من داشتند به
این نتیجه رسیدم. که بهتر است به سفرمان ادامه بدهیم.
ما روز عید به طرف غار شاپور حرکت کردیم.
پس از
خشک شدن و تثبیت مجسمه ها تصمیم گرفتم با کمک هنرمندان شرکت کننده مجسمه ها
را به مکانهای تاریخی حمل کنیم و در اطراف بناها یا مکان ها پنهان یا دفن
کنم.


چند
نمونه از تندیس ها را در داخل حفره های غار شاپور، پنهان کردم.
حالا غار شاپور راز دار خاطره ماست


زمان تحویل سال ما در غار شاپور و درکنار مجسمه
شاپور بودیم. به نظر من این حضور برای مجسمه سازان اتفاق بزرگی بود.
ما در کنار فامیل و یا خانواده هایمان نبودیم. اما
در سال جاری زمان تحویل سال در کنار خانواده مجسمه
سازی بودیم. موسیقی؛ حرکات موزن ، جشن تولد یکی از بچه های همراه و
آروزی جمع این بود" سال پر مجسمه ای داشته باشید". کیک تولدی را آقای
آشتیانی که برای نانو آمده بودند درست کرده بودند. در اطراف آنها تخم مرغ
آب پز بودند که پس از تحویل سال آنها را به دوستان و هنرمندان عیدی دادم.
برای بسیاری از ما نوروز فراموش ناشدنی و متفاوت از آنچه بود که تا کنون
تجربه کرده ایم.
آپس از بازگشت از غار شاپور به شهر کازرون رفتیم. آنجا شام
خوردیم. با هم عکس دسته جمعی یادگاری گرفتم. با گواهی شرکت شان و یا
لوح تقدیر؟ فقر سفر ما ثروت آن بود. در پایان از هنرمندان به دلیل اشتباهاتی
که از جانب شخص من بوده عذرخواهی کردم و آنها راهی تهران شدند.

روز بعد از حرکت هنرمندان شرکت کننده به تهران به اتفاق
آقایان بحرینی و جباری به معبد آناهیتا رفتیم. جایی که نیاکان ما پاکی و
روانی آب را ستایش میکردند.
الهه آب الهام بخش بسیاری از آثارم بوده است. من دست ساخته
شنی هنرمندان جوان بوشهر را در مجاری آب معبد پنهان کردم.

از بیشاپور به طرف گور دختر حرکت کردیم.

در
اطراف گور دختر پیگره شنی دیگری را دفن کردم.


خانمی
گفت شوهرش این بنا را بازسازی کرده است.

این
دختر برای عکاسی فوق العاده بود.
اما عجیبترین چیزی که مادر این دختر به من گفت این بود در
حوالی روستای آنها در دل طبیعت پیکره زنی در دل کوه وجود دارد که از محل
ناف زن آب تراوش میکند. فرصت ما کم بود و من خیلی دوست داشتم این
مکان را ببینم. آنچه که من در تخیلم به آن می اندیشیدم، در پیوند با اسطوره
ها و باور های کهن و طبیعت وجود داشته است. این زن به من گفت که نام
این مکان قلعه دختر میباشد. قلعه دختر نام دیگر معابد آناهیتا هست
و مرتبط با آن آئین میباشد. مادر
این دختر همچنین گفت که در سال جاری به دلیل کمبود باران آب ناف این زن خشک
شده است.

به دلیل دور بودن آن مکان از جاده اصلی امکان آن وجود
نداشت کا با وسیله نقلیه به آنجا برویم. دوستان به طرف برازجان حرکت کردند و من یکی بومی ها تقاضا
کردم که با موتور من را به آن محل ببرد و پس از بازدید و عکاسی من را به
دوستانم برساند.
آنچه که من دیدم
خیلی با شکوه و خیلی غم انگیز بود. این مجسمه حاضری را
طبیعت ساخته بود. و این مسئله غم انگیز بود که این الهه همه ساله آب روانه
طبیعت میکرده است، اما روزی که من این الهه را دیدم یعنی اول فروردین و روز
اعتدال طبیعت خشک بود. این مسئله یک مصیبت کیهانی است. با خود آب به
همراه داشتم. از نافش آب جاری کردم و از آن عکس گرفتم.

عکس یکی از الهه های من در ایتالیا. به هنگام بارندگی در
ناف این الهه آب جمع میشود.

و الهه ای دیگر که در مقیاسی کوچکتر حجاری کردم.

اما در کنار این الهه من الهه دیگری کشف کردم.
به جوانی که آنجا بود گفتم
اینها دو خواهرند . گفت نه آن یکی است.
پیکره ای بود زنانه و اثرات آب بود احتمالا همه ساله
از آن آب جاری بوده است.

در حوالی آنجا الهه دیگری
را پنهان کردم

پس
از آن خودم را با موتور به آقای جباری و بحرینی رساندم. زمانیکه که به
برازجان نزدیک شدیم اتوبوس بندر عباس حرکت کرده بود. این دوستان زحمت
کشیدند و حدود 40 کیلومتر بیرون از شهر من و دوستان همراهم را به اتوبوس
رساندند. از آنها ممنون هستم.
صبح
روز بعد به بندر عباس رسیدم و از آنجا مستقیما راهی جزیره هرمز شدم.
|