اخبار

 

گفتگو با طبیعت :  بیست یکمین جشنواره هنر محیطی در ایران-  گناوه-خلیج فارس  نوروز  1388

 

 

سراب جشنواره شنی گناوه

 

ماسه چاپ

 

 

خاک نقاشی ها -  نوروز 1388- جزیره هرمز

 

 

خاک نقاشی های پشت شیشه ای من، کنیز و دخترانش

 

هنرمندسرای خلیج فارس- جزیره هرمز

 

خاطرات یک هنرمند خاکی در هرمزگان

 

هنر دوچرخه و هنر بازیافت

آیا میدانید که در جزیره هرمز میتوانید این دوچرخه را کرایه کنید و این جزیره زیبا را ببینید

 

نیایش برای باران

 

داستانی های ازلی: نقاشی با خاک

 

 

هدیه جدید

 

نقاشیهای کنیز

 

هدیه جدید

 

 

وجودی سرخ

 

 

فریب مادرمان زمین

 

زیبا کردن زشتی

 

 

آلودگی های محیطی

 

 

نقاشی های خاکی یک هنرمند خاکی

 

در بهشت

 

جست و خیز قورباقه ها

 

 

مردمی سبز

 

در بهشت

 

لذت حیاتی دوباره

 

 

نشانه گذاری بر سنگ و ماسه

یک مجسمه ساز ایرانی هنرش را به رودخانه ها، سواحل و بوستانها می آورد

رابرت سی مورگان

 

زير گنبد زمان:

دو مجسمه ساز ایرانی
 

... مفهوم ثبات در مجسمه تقريبا يك جنبه تا حدودی غیر آگاهانه از فرهنگ ايراني است. اين فرهنگي است كه تقریبا مفاهيم را در هنر مطابق با آنچه که آثار چه مدت تداوم خواهد داشت تعريف مي كند. اما قابل ذکر است که براي هنرمنداني چون بهروز دارش و احمد نادعليان،  مفهوم ثبات بعنوان معياري در هنر، آشكارا در حال تغيير است. آنها بیشتر معطوف به رویکردی مفهومی هستند و ،در لایه هایی، تلویحا رویکردی سیاسی دارند...  بیشتر

Sculpture Magazine (Vol. 27, No. 2) March 2008

 

گفتکو در گوناگونی

کتابی از جان کی گرانده

 

چاپ مهر های استئانه ای در کویر مرنجاب

 

طراحی در بستر دریاچه نمک




سفری به صربستان

 

مرزهای جدید

 

زوج اغوا شده - کارگاه هنر محیطی

 

رویای صلح در خلیج فارس

 

پرواز شماره 655

 

شعر پرواز پرنده در بطری ها

 

جشنواره هنر محیطی خلیج فارس دیماه 1386

 

جشنواره هنر محیطی خلیج فارس (آثار بیشتر)  دیماه 1386

 

چاپ اله آب بر ماسه های هرمز


نقاشی با خاک قرمز هرمز

 

کنده نگاری در جزیره هرمز

 

کارهای نادعلیان در چین

 

کارهای نادعلیان در تاجیکستان

 

جشنواره هنر محیطی کرمان

 

جشنواره هنر محیطی کرمان

 

کارهای محیطی در رودخانه راک کریک ریور

 

سرخ پوستان کانزاس میسوری امریکا

 

کارهای محیطی پارک مرکزی نیویورک

 

حجاریها در سنتا فه  نیو مکزیکو امریکا

 

کارهای محیطی احمد نادعلیان در انگلستان

 

پیوند با هنر پیش از تاریخ

 

باغ سنگی درویش خان

 

چاپ مهر های استوانه ای بر ماسه های کویر

 

چاپ های جدید در جزیره هرمز

 

حجاریهای جدید در جزیره هرمز

 

 

 

سراب مجسمه های شنی گناوه و  بیست یکمین جشنواره هنر محیطی در ایران-  نوروز  1388

اسطوره های کهن و فن آوری جدید

گزارش از احمد نادعلیان

 

 

در جشنواره گناوه از تعدای هنرجویان هنرستانی ساکن گناوه خواستم با استفاده از محلول  پلی لاتیس الهه های باستانی را بسازند.

در این روند از محلول آبی استفاده شده که نام علمی آن پلی لاتیس میباشد. این محلول توسط پژوهشگر ایرانی آقای مهندس مصطفی آقائی مقدم  کارشناسی ارشد بیو فیزیک هستند و در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران پژوهش مینمایند در اختیار ما قرار گرفت.

بنا به نقل این پژوهشگر این محلول حاوی نانو ذرات یونی محصور شده در داخل نانو کویلهای بیوپلیمری است که با نفوذ در درون شن توسط اسپری کردن شبکه بیوپلیمری را ایجاد مینمایدکه ذرات میکروماکرو و نانو شن را درگیر واکنش کرده و آنها را تثبیت می نماید. از مزایای این روش این است که کاملا زیست سازگار با محیط میباشد.

تاکنون محلول پلی لاتیس برای تثبیت شن های روان و استقرار گیاه در آن کاربرد داشته است. 

 

 

 

مهم ترین دستاورد جشنواره ساخت همین مجسمه های شنی با استفاده از فن آوری نانو بود. این تجربه در تعامل با هنرمندان بومی بوشهر صورت گرفت و آنها با استفاده از محلول آبی که بوسیله فن آوری نانو تغییر عملکرد پیدا نموده است مجسمه های شنی ساختند. 

 

 

 

تاکنون رابطه نانو و هنر به این صورت بوده است که مجسمه هایی کوچکتر از قطر یک مو ساخته شده است.  با توجه به جستجوهایی که تا کنون داشته ام این نوع تعامل حتی در یک حوزه جهانی گامی است نو و چنانچه با لغات کلیدی جستجو های اینترنتی صورت گیرد تنها این تجربه در ایران دیده میشود..

 

 

زن، ماهی نگاهی از آن سوی پرده

 

 

آخرین روز سال با همفکری که جمع هنرمندان با من داشتند به این نتیجه رسیدم. که بهتر است به سفرمان ادامه بدهیم.  ما روز عید به طرف غار شاپور حرکت کردیم.  پس از خشک شدن و تثبیت مجسمه ها تصمیم گرفتم با کمک هنرمندان شرکت کننده مجسمه ها را به مکانهای تاریخی حمل کنیم و در اطراف بناها یا مکان ها پنهان یا دفن کنم.

 

 

 

 

 

چند نمونه از تندیس ها را در داخل حفره های غار شاپور، پنهان کردم. حالا غار شاپور راز دار خاطره ماست

 

 

 

 

 

 زمان تحویل سال ما در غار شاپور و درکنار مجسمه شاپور بودیم. به نظر من این حضور برای مجسمه سازان اتفاق بزرگی بود.  ما در کنار فامیل و یا خانواده هایمان نبودیم. اما در سال جاری زمان تحویل سال در کنار خانواده مجسمه سازی بودیم.  موسیقی؛ حرکات موزن ، جشن تولد یکی از بچه های همراه و آروزی جمع این بود" سال پر مجسمه ای داشته باشید".  کیک تولدی را آقای آشتیانی که برای نانو آمده بودند درست کرده بودند. در اطراف آنها تخم مرغ آب پز بودند که پس از تحویل سال آنها را به دوستان و هنرمندان عیدی دادم.  برای بسیاری از ما نوروز فراموش ناشدنی و متفاوت از آنچه بود که تا کنون تجربه کرده ایم.    

 

آپس از بازگشت از غار شاپور به شهر کازرون رفتیم. آنجا شام خوردیم.  با هم عکس دسته جمعی یادگاری گرفتم. با گواهی شرکت شان و یا لوح تقدیر؟ فقر سفر ما ثروت آن بود. در پایان از هنرمندان به دلیل اشتباهاتی که از جانب شخص من بوده عذرخواهی کردم و آنها راهی تهران شدند.

 

 

روز بعد از حرکت هنرمندان شرکت کننده به تهران به اتفاق آقایان بحرینی و جباری به معبد آناهیتا رفتیم. جایی که نیاکان ما پاکی و روانی آب را ستایش میکردند.

الهه آب الهام بخش بسیاری از آثارم بوده است. من دست ساخته شنی هنرمندان جوان بوشهر را در مجاری آب معبد پنهان کردم.

 

 

از بیشاپور به طرف گور دختر حرکت کردیم.

 

در اطراف گور دختر پیگره شنی دیگری را دفن کردم.

 

 

 

خانمی گفت شوهرش این بنا را بازسازی کرده است.

 

 

این دختر برای عکاسی فوق العاده بود.

 

اما عجیبترین چیزی که مادر این دختر به من گفت این بود در حوالی روستای آنها در دل طبیعت پیکره زنی در دل کوه وجود دارد که از محل ناف زن آب تراوش میکند.  فرصت ما کم بود و من خیلی دوست داشتم این مکان را ببینم. آنچه که من در تخیلم به آن می اندیشیدم، در پیوند با اسطوره ها و باور های کهن و طبیعت وجود داشته است.  این زن به من گفت که نام این مکان قلعه دختر میباشد. قلعه دختر نام دیگر معابد آناهیتا هست و مرتبط با آن آئین میباشد. مادر این دختر همچنین گفت که در سال جاری به دلیل کمبود باران آب ناف این زن خشک شده است.

 

 

به دلیل دور بودن آن مکان از جاده اصلی امکان آن وجود نداشت کا با وسیله نقلیه به آنجا برویم. دوستان به طرف برازجان حرکت کردند و من یکی بومی ها تقاضا کردم که با موتور من را به آن محل ببرد و پس از بازدید و عکاسی من را به دوستانم برساند.

 

آنچه که من دیدم خیلی با شکوه و خیلی غم انگیز بود. این مجسمه حاضری را طبیعت ساخته بود. و این مسئله غم انگیز بود که این الهه همه ساله آب روانه طبیعت میکرده است، اما روزی که من این الهه را دیدم یعنی اول فروردین و روز اعتدال طبیعت خشک بود. این مسئله یک مصیبت کیهانی است.  با خود آب به همراه داشتم. از نافش آب جاری کردم و از آن عکس گرفتم.

 

عکس یکی از الهه های من در ایتالیا. به هنگام بارندگی در ناف این الهه آب جمع میشود.

 

 

 

و الهه ای دیگر که در مقیاسی کوچکتر حجاری کردم.

 

 

اما در کنار این الهه من الهه دیگری کشف کردم. 

به جوانی که آنجا بود گفتم اینها دو خواهرند . گفت نه آن یکی است.

 پیکره ای بود زنانه و اثرات آب بود احتمالا همه ساله از آن آب جاری بوده است.

 

 

در حوالی آنجا الهه دیگری را پنهان کردم

 

 

پس از آن خودم را با موتور به آقای جباری و بحرینی رساندم. زمانیکه که به برازجان نزدیک شدیم اتوبوس بندر عباس حرکت کرده بود.  این دوستان زحمت کشیدند و حدود 40 کیلومتر بیرون از شهر من و دوستان همراهم را به اتوبوس رساندند. از آنها ممنون هستم.

صبح روز بعد به بندر عباس رسیدم و از آنجا مستقیما راهی جزیره هرمز شدم.