|
نقد شیفته یا نقد نمره
نقدي برنمايشگاه احمد نادعليان در نگارخانه ماه مهر تهران
حجت اله اماني
كوه بانخستین سنگها آغاز می شود....وانسان
بانخستین درد...
احمد شاملو...

.....نقاشي اش جنس ديگري دارد وبوم وابزارش ازنوع ديگري ، كه مختص
خودش ومردمان پيش تاريخي وايران باستان بوده است .دوري از
موطن،نگاهش را به سنتهاي پيشينيانش تازه مي كند اومي داند سنگ
فبرها
پيش از آنكه گوياي مرگ انسان باشد، نشانه زندگي انسان
است .زيرا مفاهيم پيچيده زندگي ورستاخيز را درخود نهفته دارند
وباورهاي انسان پرواز كرده به جهان ديگر را بازگو مي كند يعني
باورها، آرزوها،طلب آمرزش وحتي پيشه ي او برسنگ مزارحك مي گردد.نقش
مهر وتسبيح نماد زهد وتقوي وشانه علامت آراستگي صاحب قبر است .شانه
يكسر نشانه مرد بودن وشانه دوسر علامت زن بودن است .تصوير گلاب پاش
را حك مي كردند تا درعلم خيال، قبرعزيز نظر كرده اي رابا بوي عطر
گلاب معطر سازند، برسنگ مزار يلان وپهلوانان نقش شيررا كنده كاري
مي كردند كه يعني حريف شيران بوده كه دربستر مرگ آرميده گاهي نقش
تير وكمان را مي بينيم كه به تمثيل مي توان گفت : كه به خنجر مژگان
يار وبه تيروكمان ابروي دلداري مرده است :
بكش باتيرغمزه خواروزارم
بكش نقش كمان پس برمزارم
گاه چاله اي برمزاري مي كندند تا بابارش باران وشستشوي سنگ قبر آب
درون آن جمع شود وپرندهاي كوچك از آن سيراب شوند وازاين عمل ثوابي
نصيب فرد متوفي شود ...
با ايمان به اين سخن ها مي توان گفت سنگ قبرهاي ايران او رابدنياي
هنر نو مي رساندو او با الهام ازاين ميراث ها آنهارا نه تقليد،
بلكه با مفاهيم نويي ارائه مي دهد. وشناخت او ازفرهنگ وتمدن
ايران دامنه كارش را وسيع تر مي سازد . در كنار كار در طبيعت و
اصرار او بركارش، زندگي اش را اين گونه شكل داده كه دركنار زندگي
در پايتخت مامني در طبيعت، كنار رودخانه هزار براي خود وآثارش
ساخته كه حاصلش ثبت "هنر رودخانه" است.

پيشتر باور داشتيم كه نشاني هنر را تنها بايد از موزه ها ،
نگارخانه ها ومراكز هنري گرفت اما امروزه دامن هنر گسترده تر وفراخ
تر ازتنگنا هاي موزه ها ونگارخانه هاست احمد نادعليان از
هنرمنداني است كه اينگونه است او گاه دور ازهياهوي شهر ها هنرش را
تقديم طبيعت مي كند وگاه زير پاي شهر نشينان ، بنا براين حضور او
در نمايشگاهها را بيشتر معرفي گزارش گون آثارش بايد دانست تا محلي
براي ارائه هنرش.
پس از 7 سال اولين نمايشگاه انفرادي او ، در كشور خود است كه با
نمونه هايي از دوره هاي مختلف كاري اش در نگارخانه ماه مهر تهران
برپا كرده است. عنوان نمايشگاه " ما مي خواهيم زنده بمانيم"اشاره
اي به اين حقيقت است كه : نامهرباني انسان ها باطبيعت ،آلودگي و
ناپايداري آب وهواي كره زمين از عواملي است كه زندگي موجودات را
تهديد مي كند، او با اين اشاره رمز زندگي انسان را با زنده ماندن
طبيعت مي داند.
بيشترين آثار ارائه شده در اين نمايشگاه شامل حجاري وكنده كاري
هاي او بر روي سنگ هاست.
احمد نادعليان سنگ را به عنوان بستر كار خود برگزيده است همانند
انسانهاي پيش از تاريخ. عنصر سنگ همواره در طول تاريخ حيات بشر به
خاطر فراواني ، قابليت هاي خاص ، تنوع ومهمتر از همه مانايي
وماندگاري اش دردست انسان بويژه ايرانيان به كونه هاي زيادي شكل
هنري به خود گرفته است . نادعليان نيز دليل انتخاب سنگ را اينگونه
بيان مي كند :
"شايد دليل انتخاب سنگ براي من در ابتدا خيلي ذوقي بوده اما حالا
براي آن دلايل عقلاني دارم؛ مانايي آن. انديشه مانا ماده مانا را
ميطلبد، اما به هر حال ماده هدف نيست. به همين جهت نميتوانم از
لذت دنياي مجازي چشم بپوشم."
همانگونه كه بين سنگ وآب در طبيعت همزيستي عجيبي نهفته است ، اين
هنرمند ازين رابطه به زيبايي در كارش بهره تصويري ومفهومي مي گيرد
ودر بيشتر آثار وكارهايش آب را دخيل مي كند وسنتي را مفهومي نو مي
بخشد، همانند حجاري بر سنگهايي كه پيكره زن ومردي است(اشاره به
آدم وحوا) كه بين دستهايشان يا روي بدنشان چاله هايي وجود دارند
كه درون آنها آب قرار مي گيرد كه اين كونه آثارش ياد آور آناهيتا
الهه آب وباروري نيز مي باشند وگاهي از انعكاس آب و تناليته ها
وكيفيت هايي بصري كه به سنگ مي دهد و لحظه اي خاص را شكل مي دهد كه
با گذشت زمان و خشك ومحو شدن تدريجي آبها از ميرا بودن و تغيير
بصري اثر مفهوم خود را بيان مي كند. چنين آثاري فقط در لحظه هايي
خاص وجود دارند كه با عكاسي بخش از آن را ثبت مي كند . آثار
نادعليان به طور همزمان هم مانايي وهم نامانايي را درخود دارند ،
بگونه اي كه بخشي از اثر كه حجاري وكنده كاري روي سنگ است مانا،
وشق ميرا و ناماناي آن جلوه هاي ديداري ومفهومي است كه با آب به
آثارش مي دهد و بتدريج محو وناپديد مي شود.
آثار ارايه شده در اين نمايشگاه را مي توان به سه دسته تقسيم بندي
كرد :
دسته اي از آثار كه در كارگاه هنرمند شكل گرفته اند اينگونه آثار
از ظرافت بيشتري برخوردارند به نظر ميرسد براي حجاري آن ها از
ابزار صنعتي وماشيني امروزين استفاده كرده باشد ، گردن آويزها
ومجسمه هاي كوچك از اين گروهند. كه دربردارنده اشكالي اندام گون
وتجريدي اند
گروه ديگري از آثار هستند كه در طبيعت با ابزارهاي از جنس خود
طبيعت وتكنيكهايي كه با ديدن آثار غارها ودوره هاي كهن ، درك كرده
است اين دسته از آثار زمخت تر ،خشن وبدوي تر ند نسبت به ديگر آثار
ودسته سوم آثارحجاري شكسته شده هنرمند است كه بخش عمده اي از
نمايشگاه را شكل داده است

اينگونه آثاركه به قول هنرمند در آغازبصورت بداهه وغير خواست بوجود
آمده اند اما حالا مفاهيم عميق تري را براي آن ها دارد او از حجاري
هاي شكسته شده اش توسط ماشينهاي زمان در پي بيان زخم مشترك طبيعت
وانسان است
افزون برحجاري ها ودر كنار اين آثار مجموعه هاي از مهرهاي استوانه
اي سنگي كه ملهم از مهرهاي كوچك استوانه اي دوران كهن است ،ديده مي
شود او نقوش مختلفي از ماهي ها ،الهه ها ،ونمادهاي اساطيري رابر
استوانه هاي سنگي حجاري كرده وبا غلتاندن آن بر روي سطح شن يا خاك
نقوش بيشماري را برجاي مي گذارد كه نمونه اي از آن را درنمايشگاهش
بهمراه تصاويري از آنها اجرا كرده است.
اين نمايشگاه تصاويري ازسمفوني آواهاي قلم وچكش ،سنگهاوآبهايي بود
كه نادعليان در طبيعت رهبري و هدايت كرده بود
|