WWW.WWWebArt.Com  

مركز بين المللي پرديس

 

نشريه اينترنتي پرديس

 
English ياداشتها

صخره نگاری ها

زندگی در پلور

طبیعت چلور

ميهمانان ايراني

ميهمانان خارجي

جشنواره ها

خبرها

مركز بين المللي پرديس

 

 

 

 

       كارهاي نادعليان در سواحل راماتوئل خليج سنت تروپه فرانسه

 

 

 

چهار شنبه سوري
 

Online هفت سين

گزارش : چيدمان درون خطي هفت سين  بيشتر


INA اينا

انجمن اينترنتي
 هنرمندان
هنر جديد ايران

 

 

WWW.WWWebArt.Com

 

گروه +30

 

نقدي بر نقدهاي هنر جديد

 

 

 

 

 حضور ايران در دوسالانه ونيز

 

پنجاهمين دو سالانه ونيز در روزهاي اواخر خرداد (اواسط ماه June) افتتاح شد.  اين نمايشگاه كه هر دو سال يك بار در شهر ونيز ايتاليا برگزار خواهد شد جديدترين تحولات هنر معاصر در عرصه جهاني را معرفي خواهد كرد.   اين دو سالانه در روزها 12, 13 و 14 ماه ژوئن توسط متخصصين هنري شامل موزه داران , گالري دارها, برگزار كنندگان نمايشگاه ها و دست اندركاران رسانه ها و مطبوعات مورد بازديد قرار گرفت ازروز 15 ماه ژوئن اين نمايشگاه براي عموم باز و تا دوم نوامبر 2003 نمايشگاه به صورت پيوسته داير خواهد بود.

تا پيش از عظيمت گروه هنرمندان ايراني و هيئت همراه به نظر ميرسيد كه ايران تاكنون در اين نمايشگاه حضوري رسمي نداشته است. اما مطابق با اسنادي در آرشيو دو سالانه ونيز وجود دارد ايران در سال هاي 1956, 1958, 1960, 1962, 1966 حضور داشته است. اگر چه در سالهاي اخير هنرمنداني همچون شيرين نشاط نه به عنوان يك شهروند ايراني و عباس كيار رستمي به عنوان هنرمنداني مستقل حضور داشته اند. اما اين سوال مطرح ميشود كه چرا بيش از چهل سال ايران به عنوان يك كشور حضوري رسمي نداشته است. دلائل عدم حضور ايران در سال هاي پس از انقلاب روشن است. مساعد نبودن مناسبات سياسي با دول غربي و مهم تر از آن عدم توجه به اهميت اين رويداد و پيامدهاي آن ميتوانند دلايل عدم حضور ايران در سالهاي پس از انقلاب باشد. اما اين ابهام وجود دارد با توجه به توانائي هاي اقتصادي و مناسبات سياسي با دول غربي ايران در بين سالهاي  1966 تا 1979 غايب بوده است و هنوز شواهد موجود نشان نميدهند كه حضور ايران در بين سالهاي 1956 تا 1966 به عنوان يك سالن مستقل بوده است و يا اينكه هنرمنداني در بخشهائي كه داراي يك موضوع ميباشد شركت داشته اند. بيان مطالب بيشتر, كنكاش و جستجوي بيشتري را مي طلبد. نام هنرمنداني همچون سهراب سپهري, پرويز تناولي, بهمن محصص, محسن وزيري, منصوره حسيني, بهجت صدر چنگيز شهوق, حسين كاظمي, فرامرز پيلارام, حسين زنده رودي, احمد اسفندياري, ماركو گريگوريان, منير فرمان فرمايان در فهرست هنرمنداني قرار دارد كه  در اين سالها حضور داشته اند.

دوسالانه ونيز سكويي است كه ميتواند فرهنگ غني ما را در آينه هنر به جهانيان نشان دهد. اين دوسالانه از اين رو اهميت دارد كه اغلب موزه داران مديران فرهنگي، گالري دارها و اهل قلمي كه در زمينه هنر فعاليت دارند مورد بازديد قرار ميگيرد.    بسياري از صاحب نظران هنري دوسالانه ونيز را يك المپيك فرهنگي ميدانند. شايد بتوان گفت هنرمندان كشورمان اگر اين امكان برايشان فراهم شود ميتوانند ارزش هاي فرهنگي كشورمان را جاودانه سازند.  حدود چهل سال ما از اين امكان غافل بوديم.

به هر حال حالا اين طلسم دوباره شكسته شد و ايران دوباره حضوري رسمي دارد. عدم آشنائي بسياري از متخصصين هنري در مورد هنر معاصر ايران موجب توجه مضاعف به محل نمايش ايران شده بود. بسياري از شخصيت هاي فرهنگي و كارشناسان كه معمولا در روزهاي اول برگزاري دو سالانه از نمايشگاه بازديد ميكنند از سالن ايران ديدن كردند.

شوراي هنري مركز هنرهاي تجسمي و دست اندركاران موزه هنرهاي معاصر, سه هنرمند ايراني را براي اين نمايشگاه انتخاب و مراحل تحقق بخشيدن اين نمايشگاه را تسهيل كردند.

هنرمندان شركت كننده بهروز دارش, حسين خسرو جردي و احمد نادعليان بودند. آثار اين سه هنرمند گوشه هائي از هنر معاصر ايران را نشان ميداد. بهروز دارش اغلب در زمينه محسمه سازي فعاليت دارد. او در سالهاي اخير ذرات كوچكي كه گاه مجرد هستند و گاهي شبيه انسان در فضائي به تعليق در مي آورد كه از پس ديواره يونوليتي نور تابيده ميشود نورها گاهي متمايل به آبي هستند آنچه كه در آثار اين هنرمند اهميت دارد فضا است او بيش از اينكه به ماده اي كه فضا را پر ميكند بپردازد به تهي بودن فضاي پيرامون و زده بودن انسان و عناصر پيرامونش در قبال با فضاي پيرامون توجه دارد. از اين رو  اثر او به طور كلي مايه گرفته از يك انديشه شرقي است افكار عرفاني شرقي منطبق است. با اين وجود او از مواد و بياني نو براي بيان اين مفاهيم استفاده نموده است.  

هنرمند ديگري كه در بخش ايران دو سالانه و نيز حضور داشت حسين خسرو جردي بود.  حسين خسروجردي در طول فعاليت هنريش فعاليت هاي بسيار متنوعي داشته است.  طراحي و نقاشي، طنز ترسيمي حجم و كارهاي مفهومي.    در سال هاي اخير اين هنرمند از رايانه و قابليتهاي چاپ ديجيتالي در ابعاد بزرگ براي ايجاد اثر هنري استفاده ميكند.

او كالبد خودش را همانند يك موميائي باستاني باند پيچي و گل مالي ميكند دستيارانش از او عكاسي ميكند و سپس پس از انتقال تصاوير به كامپيوتر و با استفاده از نرم افزار نه تنها در ساختار رنگ و بافت نور شدت تاريك و روشن بلكه با اغراق و تركيب حالت ها با هم و در كنار هم قرار دادن آن ها مفاهيم مورد نظرش را القاء ميكند او بيشتر به انسان ميپردازد.

كارهاي او گاهي فلسفي هستند گاهي سياسي و گاهي توام با طنز به هر حال انساني كه او به تصوير ميكشد و با جايگزين كردن بافت ها و رنگ ها انسان مبهمي است كه ديگر انسان به مفهوم كلي آن است تنها در مواردي از آثار استفاده از بافت خط نوشته ها و يا عناصري ردپاي ايراني بودن او را نشان مي دهد.

هنرمند ديگر شركت كننده در بخش ايران دو سالانه ونيز احمد نادعليان بود. او نيز در زمينه هاي مختلفي فعاليت داشته است طراحي, نقاشي , حجاري, چيدمان و كارهاي محيطي و در سال هاي اخير كارهاي چند رسانه اي و شبكه اي كه فقط در شبكه اينترنت وجودي مجازي دارند.

بنا به پيشنهاد برگزار كنندگان و ترتيب دهندگان نمايشگاه او كار هنر رودخانه را با عنوان رودخانه هنوز ماهي دارد ارائه داد. اگر چه اين كار قبلا در موزه  هنرهاي معاصر تهران ارائه شده بود, اما اين بار با تركيبي جديد ارائه شد. اين تركيب جديد بازگو كننده سرنوشت ماهيهايش بود كه توسط ماشين آلات صنعتي در بستر رودخانه يا زخمي و يا دفن شدند. كار او يك چيدمان ويدئوئي بود كه از طرفي ماهي را نشان ميداد كه خاطره فسيل شده آن ها هنوز حيات دارند و خلاف جهت آب شنا ميكنند و از طرفي لودرها و ماشين هايي كه آن ها را دفن ميكنند ماهي هاي او انسان امروز هستند كه تلاش ميكنند وجود داشته باشد اما دفن ميشود. بستر نمايش در كف يك سالن كوچك در بين سنگ ها اين فيلم به نمايش در مي آمد به طوري كه فضاي يك رود كوچك يا چشمه را تداعي ميكند. كار نادعليان محدود به ارائه اين اثر نبود او نقش ماهي را بر تخته سنگ هايي در نار كانال مركزي ونيز حجاري ميكرد و سنگ ها را به داخل آب پرتاب مي كرد. اين يك آرزو بود و يك هديه از ايران, آرزو براي حيات و زنده ماندن.   علاوه بر اين نادعليان بر روي صخره هاي جزيره ليدو كه در نزديكي شهر ونيز وجود دارد نقش هاي ماهي را حجاري كرد . اين آثار پيام اثر او را براي هميشه در كشور ايتاليا باقي خواهد گذاشت.

علاوه بر هنرمندان ايراني كه در محل نمايش ايران كارشان را ارائه داده بودند، چند هنرمند جوان ايراني كه مقيم كشور هاي سوئد, امريكا, فرانسه و ايتاليا هستند در نمايشگاه حضور داشتند.  كار خانم شيرانا شهبازي از سوئد بزركنمائي عكس هايي بود كه توسط نقاشان تبليغاتي بر ديوار پاويون ايتاليا نقاشي شد. خانم غزال مقيم فرانسه نيز همانند بسياري از كارهايش سعي داشتند محدوديت هاي زن ايراني رابه نمايش در آورد.  در كارهاي او از 3 مانيتور  ويدئوئي به صورت مستمر پخش ميشد. زن چادري كه با چادر دوش ميگرفت و مي رقصيد در سايه تانك استراحت ميكرد.

هنرمند جوان ديگر  آويش خبره زاده بود كه در حال حاضر مقيم امريكاست.  اما تحصيلات او در ايتاليا بود و در بخش هنرمندان ايتاليا و در پاويون ونيز كارش ارائه شده بود.   او به عنوان هنرمند جوان برگزيده شد.  كار او برداشتي تمثيلي از ادبيات ايراني بود و به صورت طراحي هاي كه يك انيميشن را ارائه ميكرد بيان شده بود اگر چه طرحها ساده و يا شايد غير حرفه اي به نظر ميرسيدند، اما  سادگي طرحها به بيان موضوع كمك ميكرد و از اينرو مورد توجه هيئت داوران قرار گرفته بود. 

در روزهاي اول افتتاح نمايشگاه، بسياري از هنر شناسان ايراني و هنرمندان ايراني كه مقيم كشورهاي اروپائي و امريكا هستند،  با حضورشان اين رويداد را تعقيب مي كردند.

اين حركت فرهنگي بسياري از چهره هاي فرهنگي داخل و خارج كشور را در كنار هم قرار داد .   وضعيت كنوني هنر تجسمي نشان از آينده اي روشن دارد.   حالا اين واقعيت وجود دارد بسياري از نيروهاي كه در داخل كشور و در خارج كشور كه از هم شناخت نداشتند و يا يكديگر را نفي ميكردند حالا در كنار هم به آينده ميكنند.  هدف همه آنان به نمايش در آوردن فرهنگي متعالي و امروزي است كه تا كنون در فضائي مناسب و شايست امكان بروز تصويري را نداشته است.