اخبار

 

گفتگو با طبیعت :  بیست یکمین جشنواره هنر محیطی در ایران-  گناوه-خلیج فارس  نوروز  1388

 

 

 سراب جشنواره شنی گناوه

 

ماسه چاپ

 

اسطوره های کهن و فن آوری جدید

 

 

خاک نقاشی ها -  نوروز 1388- جزیره هرمز

 

هنرمندسرای خلیج فارس- جزیره هرمز

 

خاطرات یک هنرمند خاکی در هرمزگان

 

هنر دوچرخه و هنر بازیافت

آیا میدانید که در جزیره هرمز میتوانید این دوچرخه را کرایه کنید و این جزیره زیبا را ببینید

 

نیایش برای باران

 

داستانی های ازلی: نقاشی با خاک

 

 

هدیه جدید

 

نقاشیهای کنیز

 

هدیه جدید

 

 

وجودی سرخ

 

فریب مادرمان زمین

 

خلیج فارس: بیست یکمین جشنواره هنر محیطی در ایران-  گناوه-  نوروز  1388

 

 

 

خاک نقاشی های پشت شیشه ای من، کنیز و دخترانش

گزارش از احمد نادعلیان

در فروردین 1388 مدت زمانیکه در جزیره بودم اغلب در خانه کنیز زندگی و کار میکردم

در کنار صدف و ماهی های خشک شده "خاک - نقاشی پشت شیشه نیز انجام داده بود و در داخل قلعه میفروخت.

 

 

 

متاسفانه در فروشگاه صنایع دستی بندرعباس ماهی و کوسه خشک نیز به عنوان صنایع دسنی فروخته میشود.

امیدوارم روزی با صنایع دستی دیگر جاگزین شوند.

مسافران نوروزی از نقاشی پشت شیشه کنیز استقبال کردند. در مقابل کنیز میگفت من مبلغ زیادی برای صدف ها هزینه کردم و بدهکار هستم.

 

 

کنیز به من پیشنهاد داد که با کمک دخترانش به صورت مشترک نقاشی تولید کنیم و او آنها را در قلعه بفروشد.

داستان زندگی کنیز برای من باورش مشکل است. روزهایی که در خانه کنیز ساکن بودم و کار میکردم خیلی ها رفت و آمد داشتند. اغلب به من میگفت این پسرم است. مدتی بعد گیج شدم .  یک بار از کنیز سئوال کردم چند تا بچه داری؟

کنیز خندید و گفت دو جین (12) شاید هم بیشتر

کنیز گفت که از شوهر اولم شش تا بچه داشتم، او مرا تنها گذاشت. برای درآمد به کارهای جمع آوری صدف روی آوردم. از شوهر دوم که فعلا با او زندگی میکنم نیز شش بچه دارم و شوهر من نیز قبلا زنی داشته! کمی سرم گیج رفت فهمیدم که آنها جمعا بیش از بیست بچه دارند.  پسرهای کنیز تن به کار نمیدادند.  یکی از برادر پسرهایش چند سال قبل ضمن حمل کالای قاچاق مورد اصابت گلوله قرار گرفته و جان باخته است و مدتی قبل نیز یکی از اقوام نزدیک فرزندانش  سرنوشتش همین بوده است.  کنیز نگران پسرانش بوده و هست. به نظر میرسد هیچ راه حلی وجود ندارد. در جزیره کار نیست و پنجاه درصد جوانان کارشان همین است. حضور من در خانه کنیز برای این نبود که چیزی در آنجا عوض شود. قصد من این بوده و هست که خودم را عوض کنم و از بی تفاوتی نجات دهم

 

 

 

من به مدت دو هفته در خانه کنیز با دخترانش به صورت مشترک کار کردم. ابتدا من طراحی میکردم. دخترانش رنگ گذاری میکردند. گاهی اوغات شبها کنیز سعی میکرد که طراحی های مرا تقلید کند. اما موجوادت تخیلی بوجود می آمدند.  و من سعی کردم از نگاه بدوی او بهره ببرم و در کارهایم استفاده کنم.  من این نوع داد وستد با کودکان و یا بدویت را دوست دارم. شاید هر دو ما نفع میبریم.  سعی من این بوده و هست که این اعتماد به نفس را در کنیز ایجاد کنم. کنیز پیش از این قلم به دست نگرفته بوده است بیشتر سوزن دوزی میکرده است.

یکی از کارهای کوچک را که من یک خرچنگ را طراحی کردم کنیز به مبلغ پانصد تومان فروخت !

به کنیز گفتم که که کارهای من قیمتشان بیشتر است. ما تصمیم گرفتم که حاصل کارمان را نصف کنیم و کنیز قبول کرد که کارهایی که من به تهران میبرم با هر قیمتی که میخواهم بفروشم.

در اردیبهشت 88 در نگارخانه ماه مهر نمایشگاه خواهم شت و آثار مشترکم با کنیز و دخترانش را ارائه خواهم داد.

 

 

زندگی در خانه کنیز تماما فکر کردن به واقعیت های غم انگیز نبود. ما لحظات شیرینی را نیز داشتیم.

در خانه آنها باز بود و هر وقت بزی برای خوردن برگ درخت موز وارد خانه میشد برای ساخت قلم مو از دمش مالیات میگرفتیم.