|
فراخوان بیست و سومین
جشنواره هنر محیطی در ایران: هنرمند سرای محیطی پردیس پلور
یادداشت :
درب باغ ما پردیس در 10 سال
گذشته به روی همه علاقمندان باز بود و چند هزار نفر در سایه درختان سیب و
آلبالوهای آن لحظات خوبی را گذرانیدند. در دهکده ما شب ها در کنار
آتش صحبت از هنر دهکده جهانی بود. به همین جهت بسیاری از
هنرمندان همسر، فرزند و مادر مرا می شناسند.
http://www.wwwebart.com/riverart/paradise/call/persian


در امتداد این روند به
دنبال هر دعوتی، بدون هیچ پیچ شرطی برای برگزاری کارگاه ها و مدیریت
جشنواره های محیطی راهی گوشه و کنار ایران شدم و از وجودم مایه گذاشتم.
در یاد دادن هیچ و قت خسیس نبودم و خسته نمیشدم. برای برگزاری
جشنواره ها و کارگاه ها تا کنون از هیچ هنرمند ایرانی که به خانه من آمده
هزینه دریافت نکردم. تنها هنرمندان خارجی که تعداد آنها کم نبوده است
برای اسکان و استفاده از برنامه های پردیس هزینه می پرداختند
و بواسطه همین هزینه ها امورات این مرکز و هزینه های جاری آن پرداخت می شد.
در جشنواره هایی که در شهرستانها ترتیب دادم نیز چیزی جز هدایای ناچیز مثل
یک صدف، و چند بادبزن و یا یک سوزن دوزی نصیب ما نشد.
با اینوجود هر وقت از سفر
بر می گشتم همسرم، پسرم و من از این هدایا خوشحال و راضی بودیم. دلخوشی
ما این بود که جریانی شکل می گیرد و ما نیز در آن سهمی داریم.
اما
این رفتار
توسط عده ای اندک بد فهمیده شد و عده ای از تساهل من سوء استفاده کردند.
نمک ها را خوردند و نمکدان را دزدیدند. آنها به خود اجازه
دادند که بی شرمانه آثار و زحمات من و دیگر هنرمندان را به نام خود رقم
بزنند و بی ادبانه مطلب بنویسند. و افراد افسار گسیخته ای که شیفته
بودند و حالا آب دهانشان را رو به آسمان پرتاب می کنند. آسمان هنر محیطی
آلوده نخواهد شد. از این افراد متناقض خسته شدم.
http://www.wwwebart.com/riverart/paradise/call/persian
در بسیاری از موارد افرادی
ضمن تماس ابراز علاقمندی می کنند که به اینجا بیایند. تعهد این الزام را ایجاد می کرد که در آنجا حاضر باشیم
و صبر کنیم. ولی گاهی اوغات بدون اطلاع اصلا نمی آمدند و زمان سپری شد.
نمیدانم چرا خیلی ها فکر می کنند با یک تماس تلفنی من ملزم هستم که زندگیم
را وقف آنها کنند.
تصمیم های پیشین در زمان خود درست
بوده اند. اما حالا شرایط جدیدی می طلبد.
ناشکر نیستم. حالا دوستان زیادی از
گوشه و کنار ایران دارم. دعای خیر آنها ضامن موفقیت ما است. من به
دوستی با آنها افتخار می کنم. فکر می کنم من سهم خود را ادا کردم.
از این رو حالا با
رویکردی جدید فعالیت های پردیس ادامه خواهد داشت. به زودی بنای پردیس
با تغییراتی توسعه خواهد یافت و تعداد اطاق های آن به پنج اطاق افزایش
خواهد یافت. با توجه به سرمایه گذاری در این زمینه و اینکه در چند
ماه آینده هنرمند سرای خلیج فارس نیز به عنوان یک پایگاه زمستانی فعال
خواهد شد، نهادینه شدن چگونگی حضور در جشنواره ها ضروری میباشد.
جدید ترین جشنواره و
شرایط جدید
حالا بیست و سومین جشنواره
و کارگاه هنر محیطی در ایران در روستای پلور و اطراف کوه دماوند برگزار می
شود.
این جشنواره از 25 خرداد
آغاز و تا 25 تیر ماه ادامه خواهد داشت. در این ایام در کنار آثاری که توسط
هنرمندان محیطی به صورت حرفه ای انجام خواهد شد، کارگاه های تخصصی هنر
محیطی برای علاقمندان ترتیب داده خواهد شد. حضور هنرمندان متمرکز نخواهد
بود. آنها تدریجا به آنجا خواهند آمد.
هنرمندانی که در این زمینه
تجربه دارند باید دارای پایگاه اینترنتی و یا وبلاگ باشند و آثارشان به
صورت مستمر در وبلاگشان منعکس شده باشد. در صورت انتخاب آنها به صورت
مستقل و یا گروهی در طبیعت پلور کارهای محیطی خود را در طبیعت ارائه خواهند
داد.
پایگاه اینترنتی باید شامل
موارد زیر باشد: شرح حال و سابقه هنرمند، تحصیلات، نمونه آثار محیطی و
نوشتاری که معرف دیدگاه های شخصی هنرمند در ارتباط با آثارش باشد.
هنرمندانی که فاقد چنین
تجربه هایی هستند ملزم هستند که در کارگاه های هنر محیطی شرکت نمایند.
ما پذیرای هنرمندانی هستیم
که در زمینه های بسیار متنوعی فعالیت دارند: هنر های تصویری، شامل نقاشی،
نشانه، عکس: هنرهای صوتی شامل هنر صدا و آوا: هنرهای نمایش شامل اجرا و
بدن: هنرهای چند رسانه ای و دیجیتال و در پایان افرادی که در زمینه ادبی،
شعر و نیز داستان فعالیت دارند میتوانند در این برنامه ها شرکت نمایند.
شرط لازم علاقمندی به هنرهای مرتبط با محیط می باشد.
موضوع همایش جشنواره 23: مالکیت
معنوی و مادی هنر محیطی
افردای که توانایی دارند در
زمینه موضوع همایش مقاله ارائه دهند چکیده مقاله خود را ارسال نمایند
و برای زمان مناسب دعوت خواهند شد.
هنرمندان علاقمند
تصویربردار، مستند ساز و عکاس تنها طی مذاکره و قرارداد مکتوب با پردیس و
هنرمندان اجازه دارند که در جشنواره حضور داشته باشند و فعالیت نمایند.
خبرنگارانی که در زمینه
بازتاب هنر محیطی فعال بوده اند نیز چنانچه تمایل داشته باشند برای حضور در
جشنواره دعوت خواهند شد.
پردیس از برگزاری کارگاه گروهی برای
دانشجویان دانشکده ها، انجمن ها و ... استقبال می کند. شرایط طی گفتگو
توافق خواهد شد.
افراد و نهادهایی که تمایل دارند می
توانند درخواست خود را رسما اعلام نمایند. چنانچه برای مدیریت جشنواره
دستمزد پرداخت شود، طی مذاکره شرایط بعدی اعلام می شود.
مدت اقامت:
بنا به
صلاح دید مدیریت پردیس افراد با تجربه در زمینه هنر محیطی جهت
ارائه مقاله و اداره کارگاه ها دعوت میشوند.
مدارک لازم:
از علامندانی که تمایل
دارند در این کارگاه ها شرکت نمایند، تقاضا میشود که مدارک زیر را جهت برسی
به آدرس الکترونیکی
paradise@riverart.net
ارسال نمایند:
1-
تکمیل و ارسال
پرسشنامه
2- یک قطعه عکس
3- تصویر اسکن شده کارت دانشجویی
4- هزینه ثبت نام (پس از پذیرش هنرمند،
طی نامه الکترونیک شماره حسابی اعلام و درخواست میشود که متقاضی قبل از
جشنواره آن را پرداخت نماید. در صورت انصراف هزینه باز گردانیده نخواهد
شد).
تذکرات لازم:
برای کارگاه
افرادی در الویت هستند که زودتر مدارک ارسال نمایند. کارگاه ها در
روزهای چهارشنبه الی جمعه برگزار می شود. در صورت درخواست جمعی در
طول هفته امکان پذیر هست.
آوردن همراه به
پردیس ممنوع میباشد. تنها افرادی که پذیرش شده اند مجاز هستند در
برنامه های آن شرکت نمایند.
از
اهداف هنر محیطی کشف مواد جدید در محیط و ایجاد آثار هنری با حد
اقل امکانات موجود در محیط می باشد. هنرمندان شرکت کننده در صورت
نیاز ملزم هستند مواد و ابزار لازم را به همراه بیاورند
استفاده از مواد
شیمیایی و رها سازی مواد به منظور چیدمان ممنوع میباشد.
تعهدات لازم:
مسئولیت سفر در
طول مسیر از نقاط مختلف به عهده هنرمند شرکت کننده میباشد و این
مرکز هیچ تعهدی را نخواهد پذیرفت.
اساس حضور در
پردیس و مشارکت در برنامه های جمعی احترام به دیگران میباشد.
http://www.wwwebart.com/riverart/paradise/call/persian
نامه بیش از سی
هنرمند:
انجمن هنرهای تجسمی
هرمزگان در اثر پرواز 655
IR
هیچ نقشی نداشت !!!
http://www.wwwebart.com/riverart/paradise/festivals/persiangulf4/flight655/photos/

نامه
بنجامین هیوت هنرمند شرکت کننده در پانزدهمین جشنواره هنر محیطی
To whom it may concern.
When I attended the 15th
international environmental arts festival I paid for my
accommodation, and all food when I was on site. Whilst working
with the artists I found that none of them were local artists
they all came with the invitation from Mr Nadalian.
Your faithfully,
Benjamin Hewett.
هنرمند خاکی: خاک نقاشی ها و ماسه چاپ ها
نمایشگاه احمد نادعلیان در نگارخانه ماه مهر
تصاویر ببیشتر
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/exhibitions/mahemehr2009/index.htm


تصاویر بزرگتر
میهمانان کویر: بیست
دومین جشنواره هنر محیطی در ایران-
فروردین 1388 - تالاب گاوخونی
http://www.wwwebart.com/riverart/paradise/festivals/gawkhoni/persian
گزارش از احمد نادعلیان
عکسها از راحله زمردی نیا
و احمد نادعلیان
با تشکر از سرکار خانم
عالم شاه برای طراحی و پیگیری جشنواره و مسئولین شهر های حسن آباد جرقویه و
ورزنه
در روزهای 26
الی 28 فروردین پیرو پیگیری و درخواست خانم فرشته عالم شاه و حمایت
مسئولین شهر های حسن آباد
جرقویه و ورزنه بیست و دومین جشنواره هنر محیطی در ایران را در تالاب
گاوخونی برگزار کردیم. مسئولیت انتخاب هنرمندان را من به عهده
داشتم. بیست و پنج هنرمند از گوشه و کنار ایران و پانزده هنرمند از
اصفهان در جشنواره حضور داشتند.

در اولین روز جشنواره با
یک ماشین کمپرسی به دریاچه نمک اطراف حسن آباد جرقویه رفتیم.
همه عقب ماشین بودند.
نوشین و پریسا در جلو بودند. وقتی روی سقف نشستم از روزنه ای آنها را
میدیدم
تعدادی از مهرهای جدیدم را
چاپ کردم. لیلا و صابر که در حال ساخت مستندی از جدید ترین آثار من هستند
مرا همراهی کردند.

در بستر دریاچه نمک با
استفاده از خاک سرخ هرمز مجموعه از فلامینکو ها را طراحی کردم.
معمولا در این ماه آنها
مهمان کویر مرکزی ایران هستند.



مدتی قبل دو ست هنرمندم
زیبیل کالف دو تا خرس کوچکش را برایم ارسال کرد و از من خواست آنها را با
خود سفر ببرم. زیبیل خاطراتش را در باره آنها نوشته. فضای پیشنهادی من برای
این خرس ها غریب بود اما از منظر تصویری تداعی کننده فضای قطب شمال است.
کارهای متعددی انجام شدند.
اما من همانند جشنواره قبل بیشتر سرگرم انجام آثار خودم بودم
دومین روز جشنواره به محل
تالاب در اطراف شهر ورزنه رفتیم
قسمتهایی از تالاب به دلیل کمی آب خشک بود
در آن روز متوجه شدیم که کوه
سیاه اطراف تالاب از طرف وزارت صنایع و مدن به یک شرکت خصوصی واگذار شده
است.
مدتی قبل بیش از هزار نفر از مردم ورزنه
ماشین آلات مخرب کوه را محاصره کردند و خواستار توقف تخریب آن شدند.
متاسفانه چند نفر دستگیر و جریمه سگینی برای آنها صادر شده است.

از سویی این مسرت بخش است که
در گوشه و کنار ایران علاقمندان به محیط زیست با جدیت از آن دفاع میکنند و
از سوی دیگر این مسئله موجب ناخشنودی هنرمندان بود. زیرا افرادی علاقمند
محیط زیست هیچ آسیبی به ماشین آلات وارد نکردند و و ظیفه اخلاقی و انسانی
خود را انجام دادند.

شاید ایجاد آثار هنری یکی از
روشهایی میتواند باشد که توجه عموم را متوجه این مسائل نماید.

در حیاط خانه با کمک پسری که
در خوانه آنها ساکن بودیم، نیز با استفاده از مهرها و ماسه چیدمان دیگری
تریب دادم.
احساس خوبی داشتیم که هنرم را در جایی به
نمایش می گذارم که پیش از این آنجا مکان نمایش نبوده است.


در محل تالاب نمونه های
متعددی از پوگه های گلوله را میتوان یافت
این اسناد حاکی از این
واقعیت تلخ است که چگونه پرنده های میهمان شکار میشوند.


در روز آخر مجددا به تپه های
شنی رفتیم و در هنگام باز گشت از یک کبوتر خانه بازدید کردیم

کبتوتر خانه های اطراف
اصفهان بهترین نمونه های تعامل انسان با دیگر موجودات زنده هستند

در حفره های موجود کبوتر ها
آشیانه میکردند و اسکان آنها نتیجه اش میزان قابل توجهی کود بوده است که
موجب باروری زمین میشده است.


بر روی تکه سفال دو کبوتر
طراحی کردم. یکی را در آشیانه ها پنهان و دیگری را با خود به یادگار نگه
داشتم

دیواره های این فرهنگ در حال
فروپاشی است

دومین روز به شهر ورزنه
رفتیم. عجیب ترین سنتی که در ایجا دیدم چادر سفید زنان است که به صورت سنتی
در شهر میتوان آنها را دید.
شاید یادگاری از ایران
باستان باشد.

بر روی تکه ظرف شکسته لعاب
درا ماهی نقش زدم

درخت من بر درختی دیگر تکیه
کرد.

در بین راه مسجدی دیدم عجیب،
خالی و منار آن تقویت کننده تلفن های همراه بود

دیواری که ما را نظاره میکرد
من خیلی سعی کردم که به
خبرنگارهای که ما را همراهی میکردند توضیح دهم که هنر محیطی خالی از فواید
اجتماعی نیست. امیدوارم روزی احساس شود. اگر چه وجه دیگر هنر ما فرار از
هیاهو و رفتن به خلوت احساس است.
و در پایان در ایستگاه راه
آهن عکس گرفتیم
هواپیما ربایی
در بندر عباس
"الهی: اگر کاسنی تلخ است از بوستان است و اگر
عبدالله مجرم است از دوستان است"
خواجه عبدالله
انصاری
هواپیمای
پرواز
IR 655 چگونه
شکل گرفت و چگونه ربوده شد!
احمد نادعلیان

در سال 1385 اولین
بار که برای برگزاری جشنواره هنر محیطی به جزیره هرمز رفته بودم در
ساحل سنگ مرغان جزیره هرمز، یکی از شرکت کنندگان جشنواره متوجه یک
لاستیک بزرگ شده بود. تا آن جا به خاطر دارم ایمان كيخا بود.
هنرمندی که ساکن زاهدان است ولی در حرکت های هنری بچه های بندر
شرکت می کرد. در گفتگویی که با هم داشتیم، سؤال این بود که این
لاستیک چیست؟ حدس و گمان این بود که شاید لاستیک هواپیما باشد، چون
اصلاً شبیه لاستیک ماشین نبود. اما سؤال بعدی این بود که اگر
این لاستیک هواپیماست چگونه به هرمز آمده است؟
بیشتر
http://www.wwwebart.com/nadalian/life/hormozgan/ir655
http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1321619&Lang=P
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802020684
گفتگو با طبیعت: بیست یکمین جشنواره هنر محیطی در ایران- نوروز 1388
گزارش از احمد نادعلیان
با
تشکر از هنرمندان خوب بوشهر خصوصا
سرکار خانم رئوفی، آقایان بحرینی ، جباری و حکیم
و با تشکر از مسئولين و كاركنان محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي
گناوه و كازرون
پوزش از استادان هیئت
انتخاب ، مدئو و هنرمندان منتخب جشنواره
اواخر اسفند ماه جمع به
عنوان دبیر همراه جمع بیست نفره ای راهی گناوه شدیم. هدف اصلی برگزاری
جشنواره های شنی بود
که به صورت رسمی برگزار نشد،
رجوع شود به
سراب جشنواره شنی گناوه
http://www.wwwebart.com/riverart/paradise/festivals/genaveh/sarab
اما هنر محیطی به بهترین
شکل آن برکزار شد. هنرمندان حاضر در جشنواره نمونه های متعدد هنر محیطی
انجام دادند.
http://www.wwwebart.com/riverart/paradise/festivals/genaveh/persian

در گناوه چهارشنبه سوری را روز چهارشنبه برگزار میکنند.
عصر چهارشنبه سوری برای هنرمندان مراسم آتش بازی پیش بینی کردم.
تصمیم گرفتم از اختیارات خودم استفاده کنم و جشنواره را
آنطور که دوست دارم افتتاح کنم. قیچی وسیله ای است که در افتتاحیه ها
استفاده میشود. با قیچی بنر تبلیغاتی جشنواره را به صورت
مساوی قطعه قطعه کردم و به عنوان دبیر نمایشگاه آنها را امضا کردم و به
عنوان لوح یادبود به هنرمندان هدیه دادم. امیدوارم روزی ما دوباره در کنار
هم جمع شویم و این قطعات را
ترمیم نمائیم.
بیشتر
http://www.wwwebart.com/riverart/sandprints/genaveh/persian/index.htm

و روز بعد تعدادی هنرمند جوان از بوشهر به من مراجعه کردند
و دوست داتند با هم تجربیات مشترکی داشته باشیم. من محلول
پلی لاتیس که حاصل پژوهش در زمینه نانو است را در
اختیار آنها قرار دادم و آنها آثاری را شکل دادند.
بیشتر
در این
روند از محلول آبی استفاده شده که نام علمی آن پلی لاتیس میباشد. این محلول
توسط پژوهشگر ایرانی آقای مهندس مصطفی آقائی مقدم کارشناسی ارشد بیو فیزیک
هستند و در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران پژوهش مینمایند در اختیار ما
قرار گرفت.
بنا به
نقل این پژوهشگر این محلول حاوی نانو ذرات یونی محصور شده در داخل نانو
کویلهای بیوپلیمری است که با نفوذ در درون شن توسط اسپری کردن شبکه
بیوپلیمری را ایجاد مینمایدکه ذرات میکروماکرو و نانو شن را درگیر واکنش
کرده و آنها را تثبیت می نماید. از مزایای این روش این است که کاملا زیست
سازگار با محیط میباشد.
تاکنون
محلول پلی لاتیس برای تثبیت شن های روان و استقرار گیاه در آن کاربرد داشته
است.
علاوه بر کارهای پراکنده از تعدای هنرجویان هنرستانی
ساکن گناوه خواستم با
استفاده از محلول
پلی لاتیس الهه های باستانی را بسازند.
اسطوره های کهن و فن آوری جدید
http://www.wwwebart.com/riverart/paradise/festivals/genaveh/goddess/persian/index.htm


مهم ترین دستاورد جشنواره ساخت همین مجسمه های شنی با استفاده از فن آوری
نانو بود. این تجربه در تعامل با هنرمندان بومی بوشهر صورت گرفت و آنها با
استفاده از محلول آبی که بوسیله فن آوری نانو تغییر عملکرد پیدا نموده است
مجسمه های شنی ساختند.
تاکنون رابطه نانو و هنر به این صورت بوده است که مجسمه هایی کوچکتر از قطر
یک مو ساخته شده است. با توجه به جستجوهایی که تا کنون داشته ام این نوع
تعامل حتی در یک حوزه جهانی گامی است نو و چنانچه با لغات کلیدی جستجو های
اینترنتی صورت گیرد تنها این تجربه در ایران دیده میشود..

آخرین روز سال با همفکری که جمع هنرمندان با من داشتند به
این نتیجه رسیدم. که بهتر است به سفرمان ادامه بدهیم.
ما روز عید به طرف غار شاپور حرکت کردیم.
پس از
خشک شدن و تثبیت مجسمه ها تصمیم گرفتم با کمک هنرمندان شرکت کننده مجسمه ها
را به مکانهای تاریخی حمل کنیم و در اطراف بناها یا مکان ها پنهان یا دفن
کنم. چند
نمونه از تندیس ها را نیز در داخل حفره های غار شاپور، پنهان کردم.
حالا غار شاپور راز دار خاطره ماست
زمان تحویل سال ما در غار شاپور و درکنار مجسمه
شاپور بودیم. به نظر من این حضور برای مجسمه سازان اتفاق بزرگی بود.
ما در کنار فامیل و یا خانواده هایمان نبودیم. اما
در سال جاری زمان تحویل سال در کنار خانواده مجسمه
سازی بودیم. موسیقی؛ حرکات موزن ، جشن تولد یکی از بچه های همراه و
آروزی جمع این بود" سال پر مجسمه ای داشته باشید". کیک تولدی را آقای
آشتیانی که برای نانو آمده بودند درست کرده بودند. در اطراف آنها تخم مرغ
آب پز بودند که پس از تحویل سال آنها را به دوستان و هنرمندان عیدی دادم.
برای بسیاری از ما نوروز فراموش ناشدنی و متفاوت از آنچه بود که تا کنون
تجربه کرده ایم.
آپس از بازگشت از غار شاپور به شهر کازرون رفتیم. آنجا شام
خوردیم. با هم عکس دسته جمعی یادگاری گرفتم. با گواهی شرکت شان و یا
لوح تقدیر؟ فقر سفر ما ثروت آن بود. در پایان از هنرمندان به دلیل اشتباهاتی
که از جانب شخص من بوده عذرخواهی کردم و آنها راهی تهران شدند.

روز بعد از حرکت هنرمندان شرکت کننده به تهران به اتفاق
آقایان بحرینی و جباری به معبد آناهیتا رفتیم. جایی که نیاکان ما پاکی و
روانی آب را ستایش میکردند.
الهه آب الهام بخش بسیاری از آثارم بوده است. من دست ساخته
شنی هنرمندان جوان بوشهر را در مجاری آب معبد پنهان کردم. از بیشاپور به طرف گور دختر حرکت کردیم.
در
اطراف گور دختر پیگره شنی دیگری را دفن کردم.
اما عجیبترین چیزی که مادر این دختر به من گفت این بود در
حوالی روستای آنها در دل طبیعت پیکره زنی در دل کوه وجود دارد که از محل
ناف زن آب تراوش میکند. فرصت ما کم بود و من خیلی دوست داشتم این
مکان را ببینم. آنچه که من در تخیلم به آن می اندیشیدم، در پیوند با اسطوره
ها و باور های کهن و طبیعت وجود داشته است. این زن به من گفت که نام
این مکان قلعه دختر میباشد. قلعه دختر نام دیگر معابد آناهیتا هست
و مرتبط با آن آئین میباشد. مادر
این دختر همچنین گفت که در سال جاری به دلیل کمبود باران آب ناف این زن خشک
شده است.

به دلیل دور بودن آن مکان از جاده اصلی امکان آن وجود
نداشت کا با وسیله نقلیه به آنجا برویم. دوستان به طرف برازجان حرکت کردند و من یکی بومی ها تقاضا
کردم که با موتور من را به آن محل ببرد و پس از بازدید و عکاسی من را به
دوستانم برساند.
آنچه که من دیدم
خیلی با شکوه و خیلی غم انگیز بود. این مجسمه حاضری را
طبیعت ساخته بود. و این مسئله غم انگیز بود که این الهه همه ساله آب روانه
طبیعت میکرده است، اما روزی که من این الهه را دیدم یعنی اول فروردین و روز
اعتدال طبیعت خشک بود. این مسئله یک مصیبت کیهانی است. با خود آب به
همراه داشتم. از نافش آب جاری کردم و از آن عکس گرفتم.
اما در کنار این الهه من الهه دیگری کشف کردم.
به جوانی که آنجا بود گفتم
اینها دو خواهرند . گفت نه آن یکی است.
پیکره ای بود زنانه و اثرات آب بود احتمالا همه ساله
از آن آب جاری بوده است.
خاک نقاشی های
نوروز 1388- جزیره هرمز
احمد نادعلیان
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/earth_painting_4/persian/index.htm
صبح
روز دوم فروردین 1388 به بندر عباس رسیدم و از آنجا مستقیما راهی جزیره هرمز شدم.
صبح
روز بعد به بندر عباس رسیدم و از آنجا مستقیما راهی جزیره هرمز شدم.
در جزیره یکی دو روزی مشغول
گشت و جستجو بودم
مدتی قبل رئیس مرکز پژوهش
حفاظت محیط زیست جزیره به من گفت که در جزیره بیش از 80 قایق فرسوده وجود
دارد. نه آنها را میشود نابود کرد و سوزاند. آنها محیط را آلوده میکنند.
ایشان از من خواستند که آیا
میشود با این قایق ها کار هنری انجام داد. این بسیار خوشحال کننده
است که هنر میتوانت راه حل نیز باشد.
بیشتر

بر روی تکه های فایبرگلس و
چوبی باقیمانده قایق ها در ساحل با خاک هرمز نقاشی کردم
در این آثار ترکیب بندی از
شکلی که تصادفی به دست ما میرسد پیروی میکنند.

مهر جدیدی را بر روی ماسه
های تیره ای که همانند نقره میدرخشید چاپ کردم.
کنیز را فراموش نکردم
به دیدنش رفتم
در کنار صدف و ماهی های خشک
شده "خاک - نقاشی پشت شیشه نیز انجام داده بود و در داخل قلعه میفروخت.
متاسفانه در فروشگاه صنایع
دستی بندرعباس ماهی و کوسه خشک نیز به عنوان صنایع دسنی فروخته میشود.
امیدوارم روزی با صنایع دستی
دیگر جاگزین شوند.
مسافران نوروزی از نقاشی پشت
شیشه کنیز استقبال کردند. در مقابل کنیز میگفت من مبلغ زیادی برای صدف ها
هزینه کردم و بدهکار هستم.
خاک نقاشی های
پشت شیشه ای من، کنیز و دخترانش
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/earth_painting_4/kaniz/persian/index.htm
کنیز به من پیشنهاد داد که
با کمک دخترانش به صورت مشترک نقاشی تولید کنیم و او آنها را در قلعه
بفروشد.
داستان زندگی کنیز برای من
باورش مشکل است. روزهایی که در خانه کنیز ساکن بودم و کار میکردم خیلی ها
رفت و آمد داشتند. اغلب به من میگفت این پسرم است. مدتی بعد گیج شدم .
یک بار از کنیز سئوال کردم چند تا بچه داری؟
کنیز خندید و گفت دو جین
(12) شاید هم بیشتر
کنیز گفت که از شوهر اولم شش
تا بچه داشتم، او مرا تنها گذاشت. برای درآمد به کارهای جمع آوری صدف روی
آوردم. از شوهر دوم که فعلا با او زندگی میکنم نیز شش بچه دارم و شوهر من
نیز قبلا زنی داشته! کمی سرم گیج رفت فهمیدم که آنها جمعا بیش از بیست بچه
دارند. پسرهای کنیز تن به کار نمیدادند. یکی از برادر پسرهایش
چند سال قبل ضمن حمل کالای قاچاق مورد اصابت گلوله قرار گرفته و جان باخته
است و مدتی قبل نیز یکی از اقوام نزدیک فرزندانش سرنوشتش همین بوده
است. کنیز نگران پسرانش بوده و هست. به نظر میرسد هیچ راه حلی وجود
ندارد. در جزیره کار نیست و پنجاه درصد جوانان کارشان همین است. حضور من در
خانه کنیز برای این نبود که چیزی در آنجا عوض شود. قصد من این بوده و هست
که خودم را عوض کنم و از بی تفاوتی نجات دهم
من به مدت دو هفته در خانه
کنیز با دخترانش به صورت مشترک کار کردم. ابتدا من طراحی میکردم. دخترانش
رنگ گذاری میکردند. گاهی اوغات شبها کنیز سعی میکرد که طراحی های مرا تقلید
کند. اما موجوادت تخیلی بوجود می آمدند. و من سعی کردم از نگاه بدوی
او بهره ببرم و در کارهایم استفاده کنم. من این نوع داد وستد با
کودکان و یا بدویت را دوست دارم. شاید هر دو ما نفع میبریم. سعی من
این بوده و هست که این اعتماد به نفس را در کنیز ایجاد کنم. کنیز پیش از
این قلم به دست نگرفته بوده است بیشتر سوزن دوزی میکرده است.
یکی از کارهای کوچک را که من یک خرچنگ را طراحی کردم کنیز
به مبلغ پانصد تومان فروخت !
به کنیز گفتم که که کارهای
من قیمتشان بیشتر است. ما تصمیم گرفتم که حاصل کارمان را نصف کنیم و کنیز
قبول کرد که کارهایی که من به تهران میبرم با هر قیمتی که میخواهم بفروشم.
در اردیبهشت 88 در نگارخانه ماه مهر نمایشگاه خواهم شت و
آثار مشترکم با کنیز و دخترانش را ارائه خواهم داد.
زندگی در خانه کنیز تماما
فکر کردن به واقعیت های غم انگیز نبود. ما لحظات شیرینی را نیز داشتیم.
در خانه آنها باز بود و هر
وقت بزی برای خوردن برگ درخت موز وارد خانه میشد برای ساخت قلم مو از دمش
مالیات میگرفتیم.

در جزیره در جایی دیگ خرده سفالهایی
را پیدا کردم و با خاک جزیره بر روی آنها نقاشی کردم.

تعدادی از آنها را دفن و
بقیه را برای نمایشگاهم به تهران آوردم
بعضی از روزها در خلوت خودم
دورتا دور جزیره را پیاده میرفتم و خرت و پرت جمع میکردم و بر روی آنها
نقاشی میکردم
در ساحل جزیره خیلی چیزها
وجود دارد که میتواند بوم باشد
دنده گاو؛ جمجمه لاکپشت و
ستون فقرات نهنگ

اما در آخرین روزهایی که در
جزیره بودم آقایی به نام مرادی با من تماس گرفتند
مرادی به من گفت که او با
شرکت بردیا در تماس بوده و بنا بر این بوده که از مبدا گناوه و خلیج فارس
او طول ایران را با دوچرخه رکاب بزند و از آنجا سفر برون مرزیش را
ادامه دهد.
برای این سفر انگیزه های
متععدی داشت. مرادی گفت چند سالی من از بیماری سرطان رنج میبردم
حالا مدتی است علائم بهبودی
در من وجود دارد و به شکرانه سلامیتم نیت کرده ام این کار را انجام دهمم
به اقای مرادی پیشنهاد دادم
که این سفر به جای گناوه میتواند از مبدا جزیره هرمز باشد. ایشان استقبال
کردند و به همراه همسرشان به جزیره آنمدند.
مرادی در زمینه نمایش تحصیل
کرده و در زمینه مطبوعات فعال بوده است
همسر ایشان و یکی از
دوستانشان در این سفر شریکند.
برای شروع سفر آنها جزیره را
دور زدند. برای دور جزیره من با دوچرخه صلح آنها را همراهی کردم. فرزندان
دوستشان نیز حضور داشتند.
آقای مرادی از من خواستند که بیانیه سفرشان
را بنویسم.
تا آنجا که به
خاطر می آورم چنین چیزی را نوشتم.
به نام خالق
هستی
"خدای واحد ما
را خلق کرده است. در جهانی واحد زندگی میکنیم. از مرزها عبور میکنیم.
ارزش رفتن کمتر از رسیدن به مقصد نیست. ... پیام ما صلح و دوستی است."
قرار بود که شرکت بردیا از
مسیر بندرعباس به تهران برای من بلیط ارسال کنند آنها من را نیز فراموش
کردند. توفیق نصیب ما شد که روزهای بیشتری در جزیره بمانم و به یکی از
اهدافم نزدیک شدم.
من در محله قدیمی هرمز خانه
آقای گلزاری را خریدم. نزدیک خانه مادر کنیز است.
به
یاری خدا سال آینده در خانه خودم هنرمندان را اسکان میدهم و جشنواره شنی با
فن آوری نانو را برگزار مینمایم.
ماشین به خانه دسترسی ندارد.
حدود هفتاد متر باید از کوچه های باریک راه رفت. برای من و میهمانانم
امتیاز است.
متاسفانه در چند ماهی که
خانه خالی از سکنه بوده به مرکز مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی تبدیل شده
بود.
اما در آینده چنین خانه ای
میتواند به یکی از بهترین خانه های هرمز تبدیل شود.
در چند ماه آینده به این
مکان باز میگردم و هنرمند سرای خلیج فارس را در جزیره هرمز راه اندازی
مینمایم.
این مرکز وابسته به پردیس و
پایگاهی زمستانی خواهد بود.
این خانه درخت نخل دوست
داشتنی دارد. اما درون آن ویرانه است
به کمک چن دوست که دو تن
آنها دانشجوی معماری بودند قسمتهایی از خانه را ترمیم کردیم.

من جزیره هرمز را دوست دارم.
گاهی اوغات تنامی رنگهای عالم را در گوشه ای از یک صخره آن میتوان دید
اینجا بهشت هنرمندان جهان
خواهد شد.
این یک آرزو است اما ممکن.
کلید خانه را به حسن
دریاپیما سپردم
خاک نقاشی ها - نوروز 1388- جزیره هرمز
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/earth_painting_4/persian/index.htm
در جستجوی بهشت گمشده
احمد نادعلیان
بعد از یک
سال ترجمه
گفتگوی منتشر شده در مجلد کوزموپلیس ریویو- دپارتمان فلسفه دانشگاه
پروگیا در ایتالیا- به کوشش الهه زمردی
انجام شده و اینجا متن کامل آن ارائه میشود.
Department of Philosophy, University of Perugia- Cosmopolis:
Rivista Semestrale di cultura (1. 2008) ISSN: 1828-6771
چگونه شما به هنر
محیطی روی آوردید؟
اجداد من چادر نشین
بودند و در طبیعت زندگی میکردند. زمانیکه کودک بودم, تابستان با
پدر بزرگم در منطقه ی ییلاقی بکر دست نخورده ای نزدیک روستائی بنام
پلور در دامنه ی کوه دماوند زندگی میکردم. ولی پدرم در شهر کار
میکرد و به همین علت در طی زمستان من با خانواده ام در تهران زندگی
میکردم و در مدرسه درس میخواندم.
بیشتر
http://www.wwwebart.com/riverart/notes/cosmopolis/persian/index.htm

http://www.wwwebart.com/riverart/notes/cosmopolis/persian/index.htm
هنر محیطی یا آلودگی های محیطی
بیستمین جشنواره هنر محیطی در ایران-
خلیج فارس: جزیره هرمز - بهمن ماه 1387
گزارش از احمد نادعلیان
http://www.wwwebart.com/riverart/paradise/festivals/persiangulf5/persian

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می بری و زحمت ما می داری
اتشکر از مسئولین شورای شهر
هرمز، آقایان مهندس زرشناس، سلامتی،
غلام زاده و
دیگر همکارانشان که دوچرخه صلح خلیج فارس را به مدت
چهار هفته به من امانت دادند و اسکان شرکت کنندگان در جشنواره را فراهم
آوردند. حسن و
عبد الرسول دریا پیما که در تمام مدت اقامت در جزیره همراه و حامی بودند.
خانم خدیجه
خنجي زاده که امکان آموزش به دختران تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی را
فراهم ساختند، علیرضا مهوری حبیب آبادی مدیریت محترم
مرکز تحقیقات محیط زیست خلیج فارس و دریای عمان و همکارانشان که اسکان
من
را فراهم کردند. مسئولین و کارکنان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمز
که این امکان را فراهم آوردن که همایش هنر محیطی را در
فرهنگسرا برگزار
نمائیم. از مسئولین کانون پرورش فکری کودکان که با هنرمندان جشنواره همکاری
کردند و همه عزیزانی که نامشان را نمیدانم و یا فراموش کردم.
تشکر
ویژه خانواده کنیز
(مادرشان دخترش و پسرش) که هر روز برای من غذا درست کردند،
لباسهایم را ...
به دنبال مسافرت آذر ماه
اولین روز بهمن ماه
سال 1387 به جزیره هرمز رفتم.
ماه قبل اینجا بودم و با خاک نقاشی میکردم.
این بار قصد داشتم یک ماه
در جزیره بمانم. کارهای زیادی را در نظر داشتم. رکاب زدن با دوچرخه
صلح بیش از 1400 کیلومتر، نقاشی با خاک، چاپ مهرهای جدیدم، ...
بیشتر
در اولین روز اقامتم به اتفاق آقای
دریاپیما در جزیره با آقای مهندس زرشناس ریاست شورای شهر
هرمز دیدار داشتم و ناهار میهمان یکی از اعضای شورای هرمز آقای سلامتی
بودم. از طرف شورا یک دوچرخه تحویل من شد.

لاستیک های ابداعی خودم را جایگزین و رکاب زدن در
ساحل را شروع کردم. بسیار لذت بخش بود.
صبحها و عصر ها در ساحل رکاب میزدم و از نتایج آن عکاسی
میکردم
عکسهای بشتر:
دوچرخه و
هنر بازیافت
یکی از روزها مردم جزیره مرا به قدمگاه مولا دعوت کردند.
تعریف آن مکان را شنیده بودم. آن روز قرار که مردم برای
بارش باران دعا کنند. گویا سالها قبل رد پایی منسوب به امام
علی در آنجا وجو داشته است. به گفته مردم جزیره در اوایل انقلاب
افرادی که وجود این سنگ را خرافات تلقی کردند آن را به داخل دریا انداخته
اند. بعضی از مردم
جزیره معتقدند پس از این عمل طوفان سال 1360 روی داده و پانصد نفر در دریا
جان باختند. از این پانصد نفر سیصد نفر از ساکنین جزیره هرمز بودند. به عنوان یک تحصیل کرده نمیتوانم خیلی از چیزها را عین
مردم باور کنم. اما برای من آن سنگ یک اثر هنری نیز
بوده است. دوست داشتم آن رد پا که مثل گنجهای پنهان در دریا پنهان
است را به مردم جزیره برگردانم. در روزهای بعد در جستجوی سنگی بودم. بلاخره سنگم را پیدا
کردم و دو رد پاها را بر آن نقش زدم. در محلی در ساحل برای مدتی این سنگ را نصب کردم. هر روز با
بالا آمدن آب به زیر آب می رفت. آخرین روز سنگ را به حسن دریاپیما دادم که
در قله از آن مراقبت کند. انتخاب با مردم جزیره است که این سنگ به
قدمگاه برود، در قلعه بماند و یا این سنگ هم به دریا سپرده شود.
نیایش برای باران
http://www.wwwebart.com/riverart/iran/hormoz/feet_water/persian
من همراه
مردم بودم و از کودکان عکاسی کردم.
انتظار رفع بلا بود و درخواست باران
روزها بیشتر نقاشی میکردم. یکی از روزهایی که در جزیره بودم به
اتفاق حسن دریا پیما قالی خاکی را دیدم. در فاصله سفر آذر ماه تا کنون کار نقاشی با خاک
قالی 1200 متری به اتمام رسیده بود.
پس از
یاداشت سفر قبلی من که چند روز قبل از اتمام
نقاشی قالی نوشته شده بود، حساسیت زیادی
ایجاد شد.
از دید خودم چیز بدی ننوشته
بودم. من
از جدائی ها شکایت داشتم و دارم.
اینکه به یک باره آنها رابطه خود را قطع کردند عجیب بود. حتی در سفر اخیر زمانیکه با
دوچرخه صلح رکاب میزدم بیش از گذشته تمایل داشتم که
گفتگو کنم.
این اثر نه تنها محیطی نبوده بلکه پدیدآورندگان بنیادی
ترین مبانی اخلاقی رفتن به محیط را رعایت نکردند.
عکسها و متن بیشتر آلودگی
های محیطی
http://www.wwwebart.com/nadalian/life/hormozgan/hashieh
با دیدن این نقش خاطرات دو سال قبلم زنده شد که به بچه ها گفتم چگونه
میتوانند با بازیافت زباله ها و مواد پلاستیکی شابلن بسازند. اما
حالا هنر محیطی خود زباله ساز شده است.

عکس از اولین روزی که در ساحل سنگ مرغی با خاک نقاشی کردیم

من به این دلیل خاک را در محیط پیشنهاد دادم که محیط
با رنگهای صنعتی آلوده نشود.
عکسها و متن بیشتر حاشیه
http://www.wwwebart.com/nadalian/life/hormozgan/hashieh
حالا دیگر در هرگوشه جزیره زباله های محیطی دیده
میشود. هنوز نمی توان باور کنم که کار من برای که خاک رنگی را
به عنوان ماده ایجاد اثر محیطی پیشنهاد دادم اشتباه بوده است. سعی
میکنم حتی اگر حاشیه بنویسم و گزینه های دیگری را پیشنهاد دهم تا کار در
مسیر سالمی به پیش رود.
در اولین روزی که خاک را به عنوان ماده هنر محیطی پیشنهاد
دادم هیچوقت چنین سرانجام و فضای اخلاقی نادرست را پیش بینی نمیکردم
ماجرا به قالی خاکی ختم نشد. یک روز قبل از آمدن
به جزیره با یکی از دانشجویان در خیابان انقلاب راه می رفتم و این تصویر
جزیره هرمز رفتم. در این دوسال آنقدر به خاک هرمز فکر کردم که حتی تصویر آن
را از دور در روزنامه تشخیص میدهم.
متاسفانه نقطه بدی را انتخاب کرده بودند. این نوشته در جایی نوشته شده بود که سال قبل شرکت کندگان در پانزدهمین
جشنواره خلیج فارس نوشته صلح در خلیج فارس را نوشته بودند.
نوشته مبهم آن در سمت راست غزه دیده میشود.

این اثر فقط متعلق به من نبود بلکه
بسیاری از دوستان جوان سنگها را به آنجا حمل کرده بودند.
در ارتباط با این کار با مدیر کل
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و دوستانی که دست اندر کار این طرح بودند صحبت
کردم و با ذکر دلایلی توضیح دادم که مکان مناسبی برای اثر غزه انتخاب نشده
است. خوشبختانه در آخرین روزی که در هرمز بودم سرکار خانم فلاحتی و
آقای کارگران به من اطلاع دادند که این نوشته حالا پاک شده است. از
حسن نیت و همراهی آنها بی نهایت متشکرم.
بحث من با آنها این بود که توجه به
غزه نباید مصلحت ملی ما را تحت الشعاع قرار دهد. این اثر میتوانست در بندر
عباس و یا جایی دیگر اجرا شود.
عکسها و متن بیشتر آلودگی
های محیطی
بحث دیگر این بود که چرا در
هرمزگان جوانان کارهای تقلیدی انجام میدهند. یک سال قبل اشعار
باربارا راکس و متن اطلاعات مربوط به پرواز 655 به دو زبان در داخل بطری ها
قرار گرفته بود. اما این بار در اخبار منعکس شده بود که نامه هایی برای
کودکان غزه در بطری ها قرار گرفته و خلیج فارس قاصدک است. به عنوان
یک حرکت هنری این خیلی غیر خلاقانه است که در همان محل و با همان روش کاری
را انجام دهند.

بطری های سال 1386 حاوی اشعار صلح و متن پرواز 655

بطری های سال 1387 حاوی پیام برای کودکان غزه
در همان مکان سال قبل
در محل اجرای کار غزه نیز اخلاق رفتن به محیط در نظر
نگرفته شده بود.
عکسها و متن بیشتر آلودگی
های محیطی
در روزهای نیمه بهمن ماه و به دنبال
اخباری که حاکی از این بود که از پدیدآورندگان بزرگترین قالی خاکی تمجید
شده و این خبر اعلام شد که در در نظر است به مناسبت سی امین سالگرد در نظر است بزرگترین
سیمرغ خاکی جهان ساخته شود، مردم جزیره از این خبر
ناراضی بودند. آنها خواهوان این بودند که این کار را
خودشان انجام دهند. این بار نوبت مردم جزیره بود که اثری با مقیاس بزرگ
پدید بیاورند. علی رغم میلم برای کارهایی با مقیاس بزرگ
به آنها کمک کردم. اولا ثابت شود این کار را همه میتوانند انجام
دهند. دوما با هزینه خیلی کم میتوان آن را انجام داد.
مرغان آسمان سیمرغ را نظاره میکردند
سیمرغ
یادگار بیش از سه هزار سال فرهگ ایرانی است
او که نطفه
انسانی را در زمین گسترانیده
او که بر
در خت بهشتی طوبی آشیان دارد
او که مرغ
خوش یمنی است
او که وجود
را در عالم را وحدت میبخشد
او که یادگار فردوسی، سهروردی، عطار
...
http://www.wwwebart.com/riverart/paradise/festivals/persiangulf5/persian
آنها برای این کار انگیزه داشتند و با اشتیاق کار
می
کردند.
طرح سیمرغ در مکانی اجرا شد که به نام سنگ مرغان
شهرت دارد.

چهارد دختر رنگ آمیزی این سیمرغ را به عهده داشتند
روزی هفت دختر از چهارده دختر در ساحل آواز میخواندند. شادت بگردوم ...
رنگ سرخ تمام وجودم را احاطه کرد
عکسهای بیشتر وجودی سرخ
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/painted_body/persian
عکسهای بیشتر وجودی سرخ
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/painted_body/persian
اثار بسیار خوبی انجام شدند. اما با توجه به صحبتهایی
که با دوستانم داشتم تصمیم بر این شد که فقط آثاری را من استفاده کنم که
مرتبط با کارم است. برای دیدن کار دیگر دوستان به وبلاگهایشان مراجعه شود.
تجربه ناخوشایند کار با بچه
های بندر نتیجه اش این بود که در انتخاب هنرمندان سخت گیر
باشم. نتیجه خوبی داشت. آدمهایی را دعوت کردم که تقریبا کارشان را
بلد بودند. و کاری با کارشان نداشتم. حالا که هنر محیطی تثبیت شده
این بهترین راه است. حالا زمان آن فرا رسیده که آن را نقد
کنیم. فکر میکنم آثارشان به خوبی در وبلاگشان منعکس شده
است.
عمده کارم در مدتی که در جزیره بودم
تداوم تجربیات ماه قبل بود. رویکردی که کیفیت خاک را در نظر داشتم.
در جستجوی رنگها به طبیعت رفتم
دوست داشتم قصه های ازلی را نقاشی کنم

عکسهای بیشتر داستانی های ازلی: نقاشی با خاک
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/earth_painting_2/persian
به مرغانی فکر میکردم که از پرواز بازماندند.
ظرفهای رنگ پیدا کردم
همه چیز بومی، رنگ ، قلم، ظرف رنگ و بومهای بومی
قصد من پیشنهاد راه حلی بود که مردم جزیره بتوانند با موادی که آنجا وجود
دارد اثر هنری بوجود بیاورند و بتوانند آنها را به عنوان کالا به گردشگران
ارائه دهند.
عکسهای بیشتر داستانی های ازلی: نقاشی با خاک
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/earth_painting_2/persian
در جستجوی دیگر رنگهای طبیعی بودم
ماهی مرکب یا انکاس یکی از گزینه ها
برای رنگ سیاه بود
به دنبال راهی بودم که زشتیها را زیبا کنم
به شیشه بر هرمز گفتم که از این پس شیشه ای را دور نریزد

نقاشی آهو با خاکهای رنگی جزیره و با قلموی ساخته شده از
پر و موی بز
خاکهای رنگی و آهو دو چیز به یاد ماندی جزیره هستند
هدیه من به مردم جزیره و هدیه آنها به دیگرانی که به آنجا
میروند
عکسهای بیشتر هدیه
جدید
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/earth_painting_3/persian
قصدم این بود که به مردم جزیره نقاشی با خاک را آموش دهم
ما رنگها را آماده کردیم
روند نقاشی پشت شیشه را آموزش دادم
این شیوه نیاز به قلم مو ندارد
عکسهای بیشتر هدیه
جدید
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/earth_painting_3/persian

کنیز یکی از زنان جزیره بود که علاقمند بود این شیوه را
یاد بگیرد. به دلیل استعدادش قبول کردم به صورت خصوصی به او درس
بدهم. در میان شاگردان کنیز از همه فعال تر بود. او از هنرمندان
فعال جزیره است. کنیز معمولا حلزونها و صدف های دریا را جمع می کند و
با خشک کردن آنها گردن بند میساازد. آرزو دارم با توسعه نقاشی پشت شیشه این
عمل متوقف شود. مرگ حلزونها و صدفها در تعارض با موازنه های محیط
زیست میباشد.
عکسهای بیشتر هدیه
جدید
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/earth_painting_3/persian
آنها با نام خدا شروع کردند اما نمیدانستند در نقاشی پشت
شیشه باید وارونه نوشت تا درست خوانده شود
در یک شب با هنرمندان محیطی ایران در خانه کنیز بودیم و
تعدادی از کارهایش فروش رفت. اگر چه قیمتها با
حراجی های دبی تناسبی نداشتند اما کنیز خوشحال و راضی بود. به همین جهت در
چند روز بعد آن به صورت جدی کار کرد و همین پیگیری سبب شد که من چیزهای
بیشتری را به او یاد بدهم.
یکی از چارده دختری که در نقاشی سیمرغ نقش
داشت میگفت که من با حنا کار میکردم
بعضی ها دوست ندارند که که نقاشی کنند و پاک شود. به
پیشنهاد من با خاک کار کرد. پیشنهاد این بود که در نوروز روی دست و صورت
مسافران نورزی کار کند و دستمزد بگیرد.
همین پیشنهاد را به دختر کنیز دادم
از دید من به جای صید حلزون و صدف زنده و
ساختن گردنبد با آنها بهتر است به کارهای درآمد زای موازی نیز فکر کنیم.
عکسهای بیشتر هدیه
جدید
http://www.wwwebart.com/riverart/nadalian/earth_painting_3/persian
در تقابل با رهاسازی زباله ها در محیط به
این رویکرد توجه داشتم گه چگونه میتوان زشتی ها را زیبا کرد.
من با بازیافت قوطی های حلبی، بطری پلاستیکی
و لاستیک ماشین مهرهای جدیدی ساختم
عکسهای بیشتر زیبا
کردن زشتی
http://www.wwwebart.com/riverart/sandprints/persian_gulf/persian
عکسهای بیشتر زیبا
کردن زشتی
http://www.wwwebart.com/riverart/sandprints/persian_gulf/persian
|