IranianNewArt.Com

 اینا:   منتخب  آثار هنر  جدید  ايران

مركز بين المللي  پرديس

                     

Paradise : Online Publication & Information ; The International Environmental Art Center for Creation and exhibition of Art in Nature



 

 

 

 


حضور زنان در هنر معاصر ايران

 

هنر جديد : چالشها و رويكردها  ( به بهانه سومين نمايشگاه هنر جديد)

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 


 

 


 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 


 

 


 

 

 

 

 

مرحله دوم جشنواره هنرهاي محيطي خليج فارس


نشر  online چيست؟

نشر مكتوب يكي از راههاي سنتي بيان افكار، عقايد، احساسات  و هنر بوده است.  با پيشرفت علوم اين امكان بوجود آمد كه ما دانش و احساسات بشريمان و هنر مان را به شيوه هاي جديدي بيان نمائيم.  پس از پيدايش كامپيوتر  اطلاعات بسياري در كامپيوترها ثبت شدند.  با ارتباط كامپيوتر ها به صورت شبكه با هم، اين امكان براي ما كاربران فراهم شد كه بصورت درون خطي و همزمان به پايگاه هاي اطلاعاتي دسترسي داشته باشيم.  حال اين امكان براي ما فراهم شده است كه ما انتشارات، كتابخانه، نمايشگاه و موزه مجازي داشته باشيم.

شرايط جديد تعامل بين هنرمند و علاقمند به هنر را در بر داشته است.

 اين نوع نشر و بيان در مقايسه با ساير انشارات ارزان است. 

اطلاعاتي كه در اين راه انتشار ميابند به روز هستند و سريع در دسترس كاربر ها قرار ميگيرند

اطلاعات در اين نوع نشر سيال هستند و براحتي قابل ويرايش هستند. 

احمد نادعليان

 

یاداشتها

 

چهارمین دوسالانه نقاشي جهان اسلام

 

جشنواره هنر محیطی خلیج فارس

 

حضور زنان در هنر معاصر ايران


 

هنر جديد : چالشها و رويكردها  ( به بهانه سومين نمايشگاه هنر جديد)

 

 

 

 

 

 

 

 

  

  

 


احمد نادعلیان

 


چهارمین دوسالانه نقاشي جهان اسلام

در آذر ماه سال 1385 چهارمین دوسالانه نقاشي جهان اسلام در مرکز فرهنگی هنری صبا برگزار شد.

عمده شركت كنندگان اين نمايشگاه ايراني بودند. در كنار آنان هنرمندان بسياري از كشور هاي مثل مراکش، آذربايجان، سوريه، مصر، لبنان، عربستان، سودان، كويت، بحرين، مالزي، ازبكستان، تاجيكستان، و ... حضور داشتند.

 

 

به نظر میرسد که پس از چهار دوره برگزاری حال زمان آن فرا رسیده که این دوسالانه دستاورد آن مورد توجه قرار گیرد و آسیب شناسی شود. 

در زمینه یاد شده پژوهش و نقد جدی صورت نگرفته است. مقدمه هایی که بر دوسالانه ها نوشته میشود آرمانهای دوری را مد نظر دارند که تحقق آن بعید به نظر میرسد.  اگرچه معدود یاداشتاتهایی به عنوان نقد دوسالانه ارائه میشود اما بیشتر تائید فضای موجود است.  مختصر نقدی که صورت میگیرد بسیار کمرنگ است و فضای موجود را تائید میکند.

در دو هفته نامه هنرهای تجسمی (تندیس) شماره هشتاد ونه یاداشتی به قلم دوست عزیزم احمد مرشد لو با این عنوان "مسئله بغرنج هنر معاصر: نقدی بر چهارمین دوسالانه جهان اسلام)"  ارائه شده است.

این یاداشت اینگونه شروع شده است: "اگرچه عنوان این یاداشت خیلی جدی است اما نگارنده این یاداشت احمد مرشد لو نقد را اینگونه شروع کرده اند : "ازچندی پیش چهارمین دوره دوسالانه نقاشی جهان اسلام به همت فرهنگستان هنر بر پا شده است. با مقایسه ای هر چند گذرا میتوان ثمرات مثبت چنین حرکتی را به عیان دید. استقبال قابل ملاحضه ای از این دوره ی دوسالانه شده است نشان از اهمیت و اعتبار آن نزد نقاشان وطنی دارد و باعث مسرت است که که نقاشی در حوزه فرهنگی ایران معاصر به جایگاه واقعی خود نزدیک میشود. به لحاظ کیفی هم ثمرات مثبت فراوانی بر برگزاری دوسالانه مترتب است. که میتوان در همین نمایشگاه اخیر آن را مشاهده کرد. در اولین و دومین دوره برگزاری نمایشگاه کیفیت آثار چنان که باید شایسته نام ایران نبود ولی در این دوره کیفیت آثار خیلی خوب و ستایش بر انگیز بوده و حکایت از ثمرات مفید برگزاری نمایشگاه دارد. پس به دو لحاظ کمی و کیفی نمایشگاه امسال پیشرفت قابل قبولی نسبت به دوره های پیشین برگزاری نمایشگاه داشته و انگیزه سپاس و قدردانی از بانیان این حرکت را دوچندان میکند. ..."

اگر چه مرشدلو در ادامه مسائلی را به عنوان نقد دوسالانه و مسائل نقاشی مطرح مینماید و بحث فلسفی هایدگر را به پیش میکشد و خود سانسوری هنرمندان هنرمندان را نقد میکند. اما به نظر میرسد نقد او چنان در پس دیوار تمجید و مسائل دیگر پنهان شده که در نقادانه بودن بحثش تردید ایجاد میشود.

در همین شماره تندیس یاداشتی دیگر به قلم  زهرا نعیمی با عنوان "در جستجوی ارتباطی نو: گزارشی از دوسالانه نقاشی جهان اسلام" آمده است:  "دوسالانه چهارم با 1181 اثر از 578 هنرمند ایرانی و 670 اثر از 35 کشور جهان گشایش یافت. "  ... "و البته در یک قیاس با اولین دور دو سالانه ، این موضوع نشان گر موفقیت بی ینال نقاشی جهان اسلام در جلب اعتماد هنرمندان است." ... " اما به هر حال حضور اکثریت این عده خود اعتباری به دوسالانه بخشیده بود. "

در هر دو این یاداشت به کمیت حضور هنرمندان اشاره ای خاص شده است.

 

تردیدی نیست که سرزمين ايران از دير باز در ميان كشور هاي اسلامي كانوني براي نقاشي مسلمانان بوده است.  با نگاهي به كتب هنر اسلامي ميتوان ديد كه عمده نقاشان تاثير گذار ايراني بوده اند و يا اينكه اگر غير ايراني بوده اند تحت تاثير هنرمندان ايراني بوده اند و در حاشيه نقاشي آنان ادبيات حماسي عرفاني ايران ديده ميشود. اين علاقه ناشي از تداوم قرن ها نقاشي است و وجود اشخاصي همچون ماني كه نقاشي سحر آميز شان تبديل به اسطوره شده است.

 اما امروزه وضعيت چگونه است. واقعيت امر اين است كه نه تنها هنرمندان كشور هاي مختلف اسلامي بلكه ايراني ها هم از لحاظ مضمون و مفاهيم و هم از لحاظ شيوه هنري تحت تاثير هنر و فرهنگ كشور هاي اروپائي و امريكائي هستند. با نگاهي كلي به اين نمايشگاه ميتوان ديد كه ويژگي هاي بسياري وجود دارند كه چندان متفاوت از هنر كشورهاي غربي نيستند. شيوه هاي نقاشي آبستره ، اكسپرسيونيزم و يا واقع گرا ريشه در غرب دارند. از جهاتي اين واقعيت در شرايط كنوني منطقي است زيرا در مقايسه با دوره هاي گذشته مرز بندي مشخصي بين فرهنگ ها وجود ندارد. شايد اين حساسيت كه ما ويژگي مشتركي بين اين ملل پيدا نمائيم در اين نكته نهفته است كه عنوان اين نمايشگاه و انتخاب در صدد اين استقلال است.  

روي ديگر سكه اين است كه با وجود اين ويژگي ها كه ميتوانند غربي هم باشد چه ويژگي هاي متفاوت از غرب وجود دارند. در بعضي از آثار توجه خوشنويسي به عنوان يك عنصر بصري توجه به معماري پوشش و رنگ ها نشانه هائي هستند. اما نبايد فراموش كرد كه بسياري از اين ويژگي ها الزاما اسلامي يا بر آمده از فرهنگ اسلامي نيستند بلكه ويژگي هايي هستند كه ریشه در قوميت و مليت نقاشان دارند. نبايد فراموش كرد ميل به آبستره (نه هنر تجریدی) آن هم به صورت تابلو نقاشي رنگ روغن الزاما ريشه در هنر اسلامی ندارد اين تمايل ميتواند متاثر از هنر مدرن غرب باشد . نگاه به هنر سنتی و یا دوبعدی و بهره برداري جديد از آن نيز الزاما خاص كشورهاي اسلامي نيست. اول بار هنرمندان بسیاری در غرب این نوع نگاه و هنر را رواج دادند.

عدم وجود پيكره هاي برهنه و يا مضامين شهواني نيز نميتواند یکی ویزگی باشد. بسیاری از هنرمندان شرکت کننده در این نمایشگاه در کشور خودشان مضامین متفاوتی را دنبال میکنند.  آنها با در نظر گرفتن فضای فرهنگی ایران آثاری را مناسب نمایش در ایران ارائه میدهند.   

نتيجه كدام اينكه زماني اين ويژگي مشترك در هنر نقاشي كشورهاي اسلامي به وجود خواهد آمد كه يك تمايل عمومي براي فرهنگي مشترك وجود داشته باشد و بايد پذيرفت كه فرهنگ ديني تنها يكي از عوامل است در حاليكه امروزه عوامل ديگري نيز وجود دارند و موجب شده اند كه آن مرز بندي گذشته را نداشته باشيم . امروزه كشورهاي اسلامي دغدغه هاي بسيار متفاوتي دارند. بعضي از آنها اصرار دارند كه يك هويتي دسترسي پيدا نمايند. و بعضي ديگر اصرار دارند كه غربي بشوند و بعضي ديگر در گير جنگ و معضلات سياسي اجتماعي هستند. بنابر این در هنر اين كشورها نيز بازتاب اين مسائل و شرایط ديده ميشود.

همانطور که اشاره شد در ادوار گذشته در بین کشورهای اسلامی کشور ما ایران زمینه ساز و تعیین کننده چگونگی نقاشی بوده است. با اين پيشينه ايرانيان اين استحقاق و توانایی را دارند كه دو سالانه‌اي برگزار كنند كه صرفا مختص نقاشي باشد.

مرکز فرهنگی صبا مرکزی کمیت گراست. در این فضا حتی مجال آن نیست دیوار میخ کوبیده شده ترمیم شود و یا اینکه اگر دیواری برای یک نمایشگاه ترمیم میشود برای مدت زیادی مورد استفاده قرار میگیرد.

 

اما امروزه کمیت نقاش و نقاشی فرمالیست در ایران،  و محدودیت های  قلمرو شیوه های کاری هیچ توجیهی ندارد.  بسیاری از نقاشی های نقاشان امروز ایران نه ارزش بومی دارند و نه ارزش تاریخی و نه ... 

از سوی دیگر نمایش بی توجیح تکراری آثار ارزشمند هنرمندان شناخته شده که در هنرمند بودن آنها تردیدی وجود ندارد ارزشهای موجود در کارشان را مخدوش کرده است.

علاوه بر این پرسش که حضور استادان مدئو چه ضرورتی دارد، این نکته نیز قابل طرح است که استادان مدئو را چگونه انتخاب میکنیم.  در جمع استادان مدئو آثار هنرمندان جوانی دیده میشد که به تازگی فارغ التحصیل شده بود. نمایشگاه مدئوین با کار او شروع میشد!
 

اثری که بار ها دیده شده !

 

هنرمند جوان در بخش اساتید مدئو !

 

آیا براستی اثری که در سال 58 نقاشی شده (اثر واحد خاکدان) بر چه مبنایی در دوسالانه ارائه میشود ؟

 

تردیدی نیست که باید براي اساتيد و توانايي‌هايشان احترام قائل شد، اما آثار آنها ویژگی آثار دوسالانه را ندارد. مکان مناسب این آثارگالري ثابت و فضایی موزه‌اي است.  برای مثال آثار اساتیدی همچون محجوبي،  منصوره حسيني،  محمد علی ترقي جاه، شیشه گران و ... بسیاری دیگر از اين دسته مي‌باشند.  دلیل درخواست عدم نمایش مکرر این آثار تثبیت شدن شیوه کاری این اساتید است و در سالاهای اخیر کمتر شاهد تحول کاری آنان بوده ایم.  است که بعضی از این آثار با همان امضا و یا اثری مشابه آنان در چنین نمایشگا ه هایی بیش از پانصد بار دیده شده اند.

 

 

البته برای اینکه این نظر به عنوان یک اصل ثابت تلفی نشود ، قابل ذکر است که دبیر محترم دوسالانه آقای مهدي حسيني به رغم مشغله كاري هموراه آثارشان پویا و اثر ارائه شده ایشان در دوسالانه قابل تحسین است.  اما اصولا یک دوسالانه نه جای اساتید تثبیت شده است و نه جای جوانانی است که مشق های دانشگاهی را ارئه دهند. دو سالانه جاي افرادي است كه تجربه‌هاي مدرسه‌اي را انجام داده و به توانايي خاصي دسترسی پیدا نموده است.

زمانيكه ما همه چيز را انتخاب مي‌كنيم يعني هيچ چيز را انتخاب نکرده ‌ایم. در انتخاب آثار تساهل صورت گرفته بود و کارهایی ارائه شده بود که حضورشان توجیح نداشت. اما نامنسب بودنشان منجر به قرار دادن در محلی بد بود و در پس دیوار پنهان شده بودند. بسیاری از  فضا های مرکز فرهنگی هنر صبا از ديد بصري، فضاي نامناسب محسوب میشوند. شاید ملاحضاتی وجود دارد. اما نمایش اثر در یک موقعیت نامناسب کلیت نمایشگاه را تحت تاثیر قرار میدهد.

 

 

تدوین و دسته بندی نامناسب آثار موجب شده بود که آثار با در نظر گرفتن ابعاد مکان یابی درستی نشوند. گاهی دیوارهای بزرگ و آثاری با ابعاد کوچک و گاهی آثار در دیواره هایی که سقف کوتاه دارند و اثار به خوبی در آنجا نمیگنجند.

 

 

ديوارهاي كاذب ايجاد شده در فرهنگستان نیز ضرورتی نداشت. این نوع تقسیمات فضا مناسب نماش اثر هنري نيستند. عبور مخاطب از پس دیواره مزاهمت بصری ایجاد میکرد.  از سوی دیگر فضایی که معماری آن برای پارکینگ طراحی شده خود به میزان زیادی محدود و گرفته است.

 

 

به طور کلی میتوان گفت که كميت به اين نوع نمايشگاه صدمه مي‌زند و سياست‌گذاران و هيات انتخابي مي‌توانستند بحث كيفي آثار را بيشتر مورد توجه قرار دهند.

با توجه به نحوه جمع آوری اثار که مبتنی بر فراخوان عام و انتخاب آثار توسط یک جمع به عنوان هیئت انتخاب چنین نتیجه ای قابل پيش‌بيني بود.

عمدتا در دوسالانه‌هاي جهان بحث كيفيت را در نظر دارند تا كميت و دوسالانه جاي افرادي كه آثارشان تثبيت شده  وتوانايي‌هايشان تكراري است نيست و همچنين جاي افرادي كه كار مدرسه‌اي دارند هم نمي‌باشد.  روند انتخاب اثر در بسياري از دوسالانه های جهانی متحول شده است.

در ايران عمدتا نمايشگاه‌ها داراي يك هيات انتخاب هستند. این نحوه انتخاب در كشورهاي ديگر منسوخ شده است و در هیچ دوسالانه رسمی معتبر اعمال نمیشود.   در روند مرسوم دوسالانه های حرفه ای نه فراخوان جمعی وجود دارد و نه هیئت انتخاب.

 در تمامی دو سالانه هاي رایج جهان امروز یک انتخاب گر یا انتخاب‌گرهاي متعدد با و گرايشات فکری متفاوت هنرمندان را مستقیما انتخاب میکنند و يك نفر به عنوان مدير هنري یا دبیر انتخاب گر ها را هماهنگ مي‌كند.

نقش انتخابگر های مستقل آثار هنری دراين نوع نمايشگاه‌ها بسيار مهم است.  معمولا آنها شرح حال و سوابق هنرمند را در نظر میگیرد و در پایان روند رشد و دستاورد هنرمند ملاک انتخاب است.

در حالیکه در انتخاب های مبتنی بر فراخوان و گروهی فقط اثری که نتیجه نهایی کار هنرمند است در مقابل هیئت انتخاب قرار میگیرد. 

هدف یک انتخاب گر فقط  انتخاب اثر خوب نیست بلكه این نکته مهم است که هنرمند در چه روندی به اثر خوب دسترسی پیدا کرده. در یک منظر کلی تر داشتن يك محتوای تعیین شده عمومی تر برای یک نمایشگاه،  چينش  و نحوه ارائه آثار در فضا بسيار مهم است و معناي كلي‌تري به نمايشگاه می دهد.  در نتیجه برای یک انتخاب گر حرفه ای افراد یک دوسالانه نه جای افراد تثبيت شده‌ای است كه توانايي‌هایشان را براي ساليان سال تكرار مي‌كنند و نه هنرجویانی که در یک حوزه تجربی کار میکنند.

در سنت غلط رایج کنونی در ایران كنوني هيچ‌ کدام از اعضای هیئت انتخاب رسما پاسخگو و مسووليت‌پذير نيست.  

برای اینکه بحثمان ذهنی نباشد در دوسالانه چهارم در نگاه اوليه مي‌توان آثاري را انتخاب كرد و براي این انتخاب دلایلی را مطرح کرد.

برای مثال كارهایی هنرمندانی همچون نقاشیهای رضوان صادق‌زاده، آنه محمد تاتاري، و مهرداد محب علي، رضا هدايت، جمشید حقیقت شناس  ... جهت دوسالانه میتوانند انتخاب مناسبی باشند.

 

 

 

دلیل نام بردن چنین افراد به عنوان اولویت انتخاب این است که این افراد علی رغم توانائی قبلی جهت دسترسی به زبان بصری جدید تلاش کرده اند.

آثار صادق‌زاده به دليل شکستن قاب کلی و تبدیل به قاب های کوچک  در امتداد کارهای گذشته این هنرمند بود ولی گامی نو و نگاهی متفاوت از گذشته این هنرمند را نشان میداد و كار تاتاري از حوزه بوم خود را آزاد كرده و به نوعي با شكلك‌هاي رنگي مقابل اثر مرتبط و مکمل بودند.  كار های  هدايت نیز گامی متفاوت از کارهای گذشته این نقاش بودند. به طور کلی نقاشان یاد شده بالا و هنرمندانی همچون حقيقت‌شناس و محب علي در حوزه نقاشی جستجو گر بوده اند.  کارهای آنان در شرایط کنونی نه در نقطه ای ثابت هستند و نه در کارشان تازه کار هستند. حد اقل هر کدام بیست سال مستمر کار کرده اند.  به همین دلایل چنین هنرمندانی جایشان در دوسالانه بود.

 

 

آثار هنرمندان غیر ایرانی به لحاظ تفاوت شیوه کاریشان با هنرمندان ایرانی عمدتا جذاب بودند. شاید بخش منسجم تر بخش آثار سایر ملل بودند. خصوصا  آثار انتخاب شده از کشور مراکش انتخاب های بهتری بودند. شاید دلیل آن ارتباط نزدیک فرهنگی بود و انتخاب کمتر مبتنی بر فراخوان بوده است و شناخت بیشتر از فضای نقاشی مراکش چنین نتیجه ای را در بر داشت.  

اصولا در دوسالانه ای که محدود به نقاشی است  در یک حوزه بین المللی نبايد فراخوان داد.  چون هيچ هنرمند حرفه‌اي و شناخته شده‌اي به جستجوی فراخوان نیست و اگر کارش ارزشمند است اعتماد ارسال پستی ان را ندارد. او در کارگاهش کارش را انجام میدهد  و این وظیفه ماست که او را کشف کنیم.

پيشنهاد میشود براي دو سالانه‌هاي بعدي به جاي فراخوان چند انتخاب گر  هنرمندان  را در حوزه های مختلف جغرافیایی جهان اسلام هنرمندان شاخص را انتخاب و دعوت کنند و لازمه اين امر این است از هم اکنون چنین افرادی جستجویشان را آغاز کنند.  

موضوع قابل بحث دیگر این است که در دوسالانه های نقاشی سننی رواج دارند که قابل نقد است.  با توجه با اینکه عمده نقاشیهای ارائه شده در این نمایشگاه با رنگ روغن انجام شده،  و در گستره یک قاب بر دیوار دیده میشوند. اين سئوال پيش مي‌آيد که چه سياست‌گذاري باعث شده اين همه اثر با ویژگی های مصالح کار مشابه در کنار هم جمع شده اند؟ 

 

 

نقاشي گذشته در عصر طلایی آن در پیوند با ادبیات و محیطی همچمن معماری بوده است. چرا نقاشی معصر ایران انتزاعی است و ارتبا ط کمی با جامعه دارد؟  

نوع هنر انتزاعی رایج در ایران عمدتا ارتباط مستحکمی با عرفان و معنویت ندارد.

و مهم تر اینکه تعریف امروزی ما از نقاشی چیست؟ چگونه میتوان نقاشی را تعریف کرد که عرصه را بر خلاقیت ها تنگ نکند؟  آیا نقاشی امروز ما بومی است یا جهانی؟ آیا فن آوریهای جدید جایگاهی در نقاشی امروز داشته است؟ سهم این نوع آثار در دوسالانه به چه میزان بوده است. در تمامی دوسالانه های رایج جهان مرز بین هنرهای تجسمی حذف شده است.

در اولین دوسالانه در کنار نقاشی نمونه هایی چیدمان و هنر ویدئو نیز دیده میشد. اما دوسالانه های دیگر تاکید ویژ ه ای به نقاشي داشته اند. اين ویژگی میتواند مثبت يا منفی باشد.  اصراری نیست که الزاما این دوسالانه نقاشي در زمینه های دیگر توسعه یابد. تردی نیست که ماهیت طراحی و نقاشی هنری بسیار متعالی است و نیز پایه و مبنایی ضروری برای هنر معاصر یا جدید است. 

اين انتقاد رسما به دست اندرکاران فرهنگستان هنر وارد است که چرا به صورت رسمی زمینه را برای هنر هنرمندان نسل جدید فراهم نمیکنند. اگر چه برای شخص من و هنرجویانم اين امكان وجود داشته و دست اندرکاران چند نمایشگاه نهایت همکاری را داشته اند كه در نمايشگاه طبيعت و نمایشگاه بزرگ عاشورا كار چند رسانه‌اي و یا چیدمان ارائه دهم اما اين امكان براي همه وجود نداشته و نهادينه نشده و رسما به آن فكر نشده است.

 

این در حالیست که نوع نازلی از صنایع دستی که رونوشت های ناقصی از هنر متعالی گذشته ما هستند و یا فتوکپی های رنگی آثار دوره قاجار بدون داشتن شناسنامه علمی در مرکز صبا به نمایش گذاشته میشوند.

در کنار نوعی نقاشی متعالی هنر جديد داراي يك مجموعه امتيازات است و بواسطه این امتیازات میتوان نیازهای نسل جدید را پاسخ داد. با توجه به این ویژگی ها میتوان از فرهنگستان هنر درخواست کرد که جهت ایجاد بستر و زمینه برای هنر جدید تلاش کند.

انتخاب اثر آنه محمد تاتاری به عنوان اثر برتر دوسالانه خود دلیلی بر این ادعاست که نقاشی به صورت این سنت وسیع فقط نمیتواند رنگ روغن و بر یک گستره قاب باشد. در اثر تاتاری نقاشی  از کستره دیوار به زمین و حجم گرایش داشت.

 

 

امروزه در جوامع اسلامي به ميزان زيادي هنر جديد رواج دارد و در مجامع رسمی هنر به آن پرداخته میشود. از اینرو هنر جدید فقط زبانی غربی نیست بلکه بسیاری از هنرمندان جوامع اسلامی نیز با آن گویش میکنند.  چنانچه فرهنگستان بخواهد رسالت خود را به‌خوبي انجام دهد باید پاسخگوی نیازهای نسل جدید نیز باشد.

در حوزه هنر جدید آثاری را میتوان انتخاب کرد که هنرمندان جوامع اسلامی با مواد در دسترس بومی اثری را بوجود بیاورند. در حالیکه حمل نقل نقاشیهای ناب با توجه به اینکه کالایی گران هستد بسیار دشور است.

بسیاری از مسائل امروز جهان فقط با زبان متفاوت از گذشته قابل بازگو شدن هستند.

در هنر جديد به مفهوم وسیع آن که شامل نقاشی نیز میشود (در این صورت نقاش فضای پیرامون اثر را نیز تعریف میکند) اين بضاعت وجود دارد که مسائل معنوي يا مسائل اجتماعي بومي ما با زبانی رسا و به نسلی جدید بیان شود.

 

 

در سال اخير نمایشگاه های متعددي را در سطح كشور برگزار شده كه عمدتا به در ساختاری سنتی ارائه شده اند. سرانجام این بی توجهی و نبود عرصه براي هنرمندان نسل جديد در داخل كشور این بوده است که هنرمندان جوان در حوزه هنر جدید جذب حامیان غير ايراني شوند و معمولا در چنین شرایطی سمت سوی سیاسیی ممکن است مضامین آثار آنها را تحت تاثیر قرار دهد.

 

 

پیشنهاد میشود که فرهنگستان هنر در سياستگذاري، برنامه‌ريزي ونهادينه كردن هنر هنرمندان جدید رسما اقدام كند كه در غير اين صورت به نظر میرسد که همواره سیاستگذارنی واحد و همسو آثاری واحد را بارها با نما های متفاوت به نمایش میگذارند و چنین نمایش مکرر بیشتر تاثیرات و بازتاب ها و اثرات منفی را در پی خواهد داشت.