|
نان خوردن از سفره دیگران
به
بهانه یاداشتی در دو هفته نامه تندیس
احمد نادعلیان
نامه بیش از سی هنرمند
چندی پیش
در شماره صد و چهل و
شش دو هفته نامه تندیس، در صفحه گزارش ، یادداشتی
به قلم سرکار خانم رخشاد نورده، تحت عنوان "سفره هفت سینی که هرگز
پهن نشد" منتشر شد که واکنش هنرمندان جوانی
که در حوزه هنر محیطی کار می کردند را به همراه داشت.
به دلیل مشغله نمایشگاه انفرادی
ام مجالی نبود زودتر
از این پاسخ آن را بنویسم. اما هیچ
وقت دیر نیست.
در این یادداشت به جمع کثیری
از هنرمندانی که در زمینه هنر محیطی کار میکنند توهین شده است . از انتشار
چنین یاداشتی متاسفم. نشر چنین یادداشتی در
مقایسه با مطلبی که در همان شماره در ارتباط با هنر محیطی آورده
شده بود غیر منتظره بود.
در ایران پژوهش گسترده ای
در زمینه هنر محیطی انجام شده است و یا در حال انجام است.
من خانم نورده را نمی
شناسم.
کمی قبل از تر آقای شهروز نظری در یادداشتی با عنوان "من توریست
نیستم" آثار ویدئو آرت و افکار ایشان را معرفی کرده بود.
من برای افکار ایشان در حوزه ویدئو آرت
احترام قائل هستم و تبریک می
گویم. اما در زمینه
هنر محیطی حتی به اندازه یک توریست این عرصه را نمی شناسند.
بیش از دوازده سال است که به صورت پیوسته در زمینه هنر محیطی کار
می کنم و مدیریت هنری کارگاه ها و جشنواره های متعدد هنر
محیطی را به عهده داشته ام. افرادی که ایشان به عنوان جوانان نخبه
کشف کرده را میشناسم. آنها علف های هرز کشتزار پهناور هنر محیطی
ایران هستند.
به نظر
میرسد که خانم نورده بدون
دانستن چیزی از این حیطه هر آنچه که برایش گفته اند باورکرده است
و به قلم آورده است. آن ها آن چه که در وب سایت و وبلاگ دیگر
هنرمندان خوانده اند را به عنوان افکار خودشان عنوان کرده اند.
تنها چیزی که با آن نسبت ندارند تعهد اجتماعی است.
یادداشت ایشان این گونه
شروع شده است:

و در ادامه می گویند:

و در پایان:

خانم نورده
گمان نمی کنم انتقاد کردن و بی ارزش جلوه دادن
آثارکل هنرمندان محیطی و یا حتی هنرمندان مفهومی در ایران که چند صد نفر
را شامل میشود بتواند برای چند جوان خام و مدعی مسئولیت اجتماعی
ایجاد کند. شما چقدر هنر مفهومی یا محیطی در ایران را می
شناسید؟
شما به استناد دیدن مهد کودک ها و دبستان های
فرانسه مسئولیت اجتماعی در حوزه هنر را مهم قلمداد می نمایند که
هست. سالها قبل از شما مهد کودک های فرانسه
را دیده ام و در چند سال گذشته با آنها کار کرده ام. چیزی را
که شما باید از فضای فرهنگی غرب یاد بگیرید این است که قبل از
نوشتن در ارتباط با یک موضوع آن را خوب بشناسید.
من
گمان نمی کنم که تجربه دیدن مهد
کودک و دبستان های فرانسه پشتوانه خوبی برای تحلیل هنر محیطی
و یا حتی مفهومی در
ایران باشد.
شما افرادی را در مقابل جمع کثیر قهرمان معرفی
می نمائید که گویا بدون هیچ حمایتی کاری فرهنگی انجام می دهند.
آنها همواره کمک و نقش دیگران را نادیده میگیرند و
همین مسئله موجب ناکامی آنها شده است. این که اول بار کار نقاشی خاک
را چه کسی به آنان آموزش داد و این که در این روند چه نهاد هایی از
آنان حمایت کردند و این که گروه هنر نو هرمزی وجود نداشت آنان
همراهان دیگری نیز داشتند. اگر اصل بر انکار باشد و دور زدن همه
چیز انکار می شود و حالا آنها سرگران دور خودشان می چرخند.
و اما بهتر است نکاتی را پیرامون فرش خاکی و
سفره هفت سین مرور نمائیم.
برخلاف نظر این جمع گویا
ابتدا مدیر
کل اداره ارشاد تصمیم می گیرند که چنین فرشی
ساخته شود. متن زیر خبری است که در تاریخ 1387/7/7
مخابره شده است.

و فردی که شما را دعوت کرده
هر جا لازم بوده است از پشتوانه مدیر کل ادراه ارشاد و نفوذ
مدیریتی ایشان بهره برده
است. در تاریخ 87/9/3 آقای بانوج
زمانی که با خبرنگار کیهان مصاحبه می کند چگونه می خواهد ارتباط
برقرار نماید. گفتنی است که به نقل از مدیر کل اداره ارشاد تمامی هزینه سفر این جمع به تهران و تبلیغات
توسط اداره ارشاد هرمزگان پرداخت شده است.

پس از این مرحله گویا برای انجام این فرش بیش
از پنجاه ملیون تومان پول از اداره ارشاد درخواست شده است. اداره ارشاد اعلام
می نماید که توان پرداخت چنین هزینه ای را ندارد.

میزبان شما در 18
آذر اعلام داشته است که شخصا 10 ملیون تومان خرج کرده است. گمان
نمی کنم سایر افرادی که در این کار دخالت داشته اند این گفته را
تائید نمایند. با عنوان همین حرف ها و این که این جوان
باور کرده بقیه را مدیریت و رهبری میکند، ایشان نابغه استان معرفی
میشوند.
به عنوان فردی که این حوزه هنر محیطی را خوب می
شناسد نیز اعلام مینمایم چنین مبلغی واقعی نیست.
در جزیره هرمز خاک
رایگان است و مشخص است که از چه امکانات بومی و از چه
نهاد هایی استفاده
شده است.
به هر حال فرش شکل گرفت.
کار خوبی بود. پیش از این به همه دست
اندرکاران آن تبریک گفته ام. اما رویکرد رکورد شکنی
و رفتار اخلاقی با محیط پیراموان آن اشتباه بود.

نتیجه آن همواره متضمن مسئولیت اجتماعی و
محیطی نبود.

آنچه که ساخت فرش و یا دیگر کارهای مقیاس بزرگ
در طبیعت باقی گذاشتند آلودگی محیطی بودند.
این متن را بخوانید:
آلودگی های محیطی
اما در روند بررسی هنری یک
اتفاق کافی نیست. روند خوب میتواند ضمانت کند که چقدر یک توانایی
واقعی بوده است.
افرادی که شما به عنوان گروه
هنر نو هرمز نام بردید به کرات تخلف فرهنگی داشته اند. آنها
اثر "صلح در خلیج فارس" را مخدوش کردند و در همان مکان اثری برای غزه
انجام دادند. من
رابطه هنر محیطی، فرش و غزه را نمی فهمم.


این اثر به عنوان فرش دوم در مکان اثر صلح در
خلیج فارس اجرا شد.

به دلیل انجام اثر غزه این
اثر مخدوش شد. این امید وجود داشته که این خط نوشته در زمانی که
سایت گوگل تصاویر را به روز می نماید دیده شود. اما چگونه می توان
پذیرفت به جای نام خلیج فارس در قلب خلیج فارس نام یک شهر عربی را
دید؟

البته با مذاکره ای که انجام
دادم و به دلیل ارائه دلایل آنها اثر غزه را پاک کردند و
مدتی قبل به مناسبت روز خلیج فارس اثر صلح در
خلیج فارس بوسیله داوطلبانی از بندر عباس و جزیره
هرمز ترمیم شد.
آنها به کرات اثر هنرمندان
محیطی را تقلید کردند. در پانزدهمین جشنواره هنر
محیطی اشعار باربارا راکس و متن سقوط پرواز 655
IR در داخل بطری ها
قرار گرفتند. یک سال بعد در همان مکان برای کودکان غزه نامه در
داخل آن ها قرار گرفتند؟ مقایسه دو عکس زیر به خوبی این
مسئله را نشان میدهد.

بطری های سال 1386 حاوی اشعار صلح و متن پرواز 655

بطری های سال 1387 حاوی پیام برای کودکان غزه
در همان مکان سال قبل
حمایت مسئولین استان همواره نتیجه خوبی به
همراه نداشته است. برای ساخت یک اثر هنری باید دید که به چه
مقیاسی ضرورت دارد، به چه مقیاسی میتوانیم و ...

اما متاسفانه تصویر زیر بنا بود که در کتاب
گینس ثبت شود و لی هیچوقت چیزی دیده نشد. مسئولیت این کار با آقای
احمد کارگران بوده است. آیا می دانید شهرداری بندر عباس برای
اتفاقی که در اینجا می بینید چقدر هزینه کرده است؟

خانم نورده شما حتی این سه
نفری را که نام برده اید به خوبی نمی شناسید.
آقای کارگران بدون این که در فرایند اثری با عنوان
پرواز 655 IR
نقشی داشته باشد و یا آن را دیده باشد، نام انجمن هنرهای تجسمی
هرمزگان را در یک لوح فشرده درج کرده است. و این جمع بی شرمانه بدون اطلاع
و رضایت طراحان و مجریان اثر 655
IR اثر را به اداره ی حفظ ارزشها و نشر دفاع مقدس
واگذار و در قبال آن پول دریافت کردند. ریاست انجمن و احتمالا
اعضا از این عمل که به نام آنها تمام شده بی اطلاع بوده اند. آیا
این اعمال مصداق خودمحوری و
خودباوری کاذب نیست؟
این یادداشت را بخوانید
هواپیما ربایی
در بندر عباس
بزرگترین سفره هفت سین
در سیرجان ساخته و پهن شد.
مقوله رکورد کاریست که از هر صنعت گری بر می آید. شاید اتفاقی لازم ولی نه مناسب
دو هفته نامه تندیس. ملاک ارزشمند بودن اثر هنری بزرگی مقیاس جسمی آن
نیست.


خانم نورده مطالبی را که به
شما اعلام کردند نوعی پیش دستی برای درپوش گذاشتن بر روی
تخلفشان بوده است. تا کی می خواهند سر در لاک جهل خودشان فرو برند.
این سفره فرهنگی نیست. آنان از سفره دیگران نان می خورند.
آنان تفاوت راحت الحلقوم و هنر را نمی دانند.

مطلب زیر را نیز خانم زهره دلداده به نماینگی از هنرمندان محیطی
ایران در واکنش به یادداشت خانم نورده نوشته اند. پایان نامه
کارشناسی ارشد ایشان در ارتباط با هنر محیطی در ایران می باشد.
نان خوردن از سفره دیگران
زهره دلداده
از سالهای 1378
زمانیکه هنرمندان جوان برای بازدید از آثار استاد احمد نادعلیان به
روستای پلور می رفتند و کارگاه های هنر محیطی در مرکز پلور برگزار
میشد. در سال 1382 ، اولین جشنواره های هنر محیطی در ایران به
صورت رسمی در پردیس پلور پا گرفت. از همین سال ها آموزش هنر جدید
با گرایش هنر محیطی در مرکز جهاد دانشگاهی نهادینه شد.

گروهی از هنرجویان
دوره هنر جدید آموزشگاه جهاد دانشگاهی پس از شرکت در کلاس استاد
احمد نادعلیان ، هنرمند صاحب نام عرصه هنر محیطی ، بر حسب
علاقهشان به این گونه فعالیت ها خصوصا گرایش" هنر محیطی"، استاد
را در جشنواره های دورهای هنر محیطی که در شهرهای مختلف ایران
برگزار میشد همراهی کرده و در قالب کارهای انفرادی و یا گروهی به
این عرصه پا گذاشتند.
از آن پس با هربار
برگزاری این جشنواره در شهرهایی از ایران ، هنرجویانی جدید به این
جمع می پیوستند و دایرهی شرکت کنندگان روز به روز گستردهتر
میشد. در میان این هنرجویان بودند کسانی که سابق بر آن تجربههایی
مشابه در این زمینه داشتند. بودند هنرجویانی که خود در شهرهایشان
گروه هایی تشکیل داده و به کار محیطی مشغول بودند. اما جشنوارههای
هنر محیطی ، این تجربه ها را منسجم تر و به حرفهای بودن نزدیک
میکرد.
اول بار در
سال 1385 مدیر انجمن هنرهای تجسمی هرمزگان با حمایت اداره فرهنگ و
ارشاد اسلامی آن استان ، خواهان برگزاری کارگاه مجسمه های شنی و
صخره ای در سواحل جنوب ایران شدند. با پیشنهاد احمد نادعلیان
کارگاه مورد نظر را تبدیل به جشنواره هنر محیطی شد. یک ماه بعد
احمد نادعلیان هنرمندان جوانی را انتخاب و به همراه خود به جزیره
هرمز برد. نیت بر این بود که تعاملی بین هنرمندان دیگر شهرها با
هنرمندان بومی آن دیار برقرار شود. و احمد نادعلیان ، در مرکز این
تعامل قرار گرفت. اما با شروع به کار جشنواره های هنر محیطی در
جنوب ایران کم کم صداهایی شنیده شد مبنی بر احساس تملک گروهی نسبت
به سرزمینشان. از یاد بردند که این خاک ایران است و نه کرمان و
اصفهان و نه یزد و سمنان و شاهرود و مازندران.
کسانی میپندارند که
شرجی جنوب فقط بر پیشانی آنها عرق مینشاند و آفتاب بندر فقط بر
پوست آنان تازیانه میزند. ما به همه جای ایران رفتیم اما گویا
تنها خاک جنوب است که زمین خدا نیست و ملک طلق آنها . این آنها
افرادی هستند که اخیرا خود را گروه هنر نوی هرمز می نامند، کسانی
که مدعیاند پیشتر هنر محیطی را می شناختهاند و این
پایتختنشینان را ( که اتفاقا زادهی پایتخت در میانشان به تعداد
انگشتان یکدست هم نمیرسد ) تاب نمی آورند. شنیده بودیم که مردم
جنوب خون گرمند و میهماننواز اما این دوستان هنرمند که همگی زاده
جنوبند را با این معنا قرابتی نبود.
در ابتدا گمان کردیم
این تنها ساز مخالف زدن است و قصدی کوتهفکرانه برای تخریب دیگران
و مطرح ساختن خود ولی گذر زمان ، آبستن حوادثی تلختر بود و چندی
نگذشت که بوی شارلاتانیزم فضا را پرکرد. کار تا آنجا بالا گرفت که
مکانیابی خط نوشتهی صلح در خلیج فارس که گزارش آن توسط نگارنده
در شماره 118 دوهفته نامهی تندیس آمده بود ، نادیده انگاشته و کل
اثر به یغما رفت و به نام کسانی دیگر سند زده شد. سلسله اقدامات
بعدی از برگزاری جداگانه جشنواره هنر هرمز گرفته تا کپی و تقلید از
آثار اجرا شدهی دیگر هنرمندان جشنواره با چشمداشت مالی گرفته تا
ادعای مالکیت جعلی بر اثر اجرا شدهی پرواز
IR655
آنهم به گواهی چند
عکس که در دوربینهایشان مانده و شاید هم از سایتهای این و آن به
سرقت رفته ، شک و شبههای در نامیدن اتفاقی که افتاده بود باقی
نگذاشت : سرقت هنری.
این دیگر نه ساز
مخالف زدن است و نه منم منم های بچهگانهی جمعی پر مدعا.
بهراستی جز سرقت هنری و بیاخلاقی حرفهای بر این اعمال چه نامی
میتوان نهاد. در گروه ما از همهجای ایران دوستانی حضور دارند ،
دوستانی از شمال و جنوب و شرق و غرب که همگی عزیزاند و محترم. روی
سخن ما آن جمعی است که دیگران را با برچسب پایتختنشینی میراندند
و حالا در گالریهای همین پایتخت به چانهزدن و اثبات خود
مشغولند. و افسوس که هنرمند محترمی چون خانم رخشاد نورده یک طرفه
به قاضی رفته و ندیده و نشناخته به تائید جمعی قلم برداشتهاند که
با بیاعتنایی تمام ایدههای دیگران را به نام خود تمام کردهاند.

|